در خود جمع شده بود. کار های امروزش آنگونه که فکرش را می کرد، تمام نشده بودند. با کلافگی به لیوان روی میز نگریست. لیوانی که از صبح به آب لب نزده بود، و گرمایش کاملا از دست رفته بود. آهی کشید و پاهایش را روی صندلی بالا آورد؛ نوک انگشتان پایش را لبه ی صندلی گذاشت و سرش را در زانوهایش قایم کرد.
در سرمایش غوطه ور بود که صدایی گرم او را به خود کشید و بعد آن دست ها، شانه هایش را لمس کردند.
«میدونستی لازم نیست همه رو یه روزه انجام بدی؟»
سرش را بلند کرد. چهره ی او را دید.
«.... هارو، من حتی یدونه هم تموم نکردم....»
«فقط خیلی خلاقی، همین.»
"خیلی خلاقی..."
او اندیشید. شاید مشکلش همین بود؛زیاد از حد خواستن.
_HaruxIzumi ¦ #Shadowgirl
مولانا: فرق عشق و وابستگی توی چیه؟
شمس: وابستگی بالهای پرنده رو میچینه تا بمونه، اما عشق پروازش رو تماشا میکنه حتی اگه بره.
ولی من این بار نگران خودمم، نگران سکوت ناگهانی و خیره شدنهای طولانی.
مهربون بمون، احساساتی بمون، قلبت رو لطیف نگه دار، هیچوقت نذار از آدمهایی که دلشون قشنگ نیست، قشنگیه دل تو رو هم ازت بگیرن.
اگه محافظت از خودت تورو به آدم بدهی داستان تبدیل میکنه، این نقش رو با افتخار بپذیر.
خیلی وقته ساعت ها خیره شدن به سقف اتاقمو به حرف زدن با ادما ترجیح میدم.
آدما هیچوقت نمیفهمن من چقدر ریزبینم؛ شاید به روم نیارم، ولی خیلی چیزا رو میبینم و خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی، متوجه میشم. شاید این از تروماهای گذشتهمه، شاید از سختیهای زندگیه که باعث شده به جزئیات بیشتر از حرفای قشنگ توجه کنم. گاهی یه رفتار کوچیک، یه تغییر لحن یا حتی یه سکوت، چیزایی رو بهم نشون میده که شاید خودت هم فکر نکنی قابل فهمیدن باشن. شاید تو اصلاً قصد ناراحت کردنم رو نداشته باشی، ولی همیشه نداشتن نیت بد به معنی آسیب نزدنه. من باور دارم هر آدمی که وارد زندگیمون میشه، یه درسی برامون داره؛ یکی عشق یادمون میده، یکی صبر و یکی ارزش خودمون رو. ولی هیچ تجربهای نباید باعث بشه یادمون بره که تو هر شرایطی باید احترام همدیگه رو نگه داریم. به نظرم شخصیت واقعی آدما نه تو روزای خوب، بلکه تو لحظههای عصبانیت، دلخوری و اختلاف معلوم میشه. منم ممکنه اشتباه کنم یا چیزی رو اشتباه برداشت کنم، ولی احساسات و جزئیاتی که میبینم رو بیدلیل نادیده نمیگیرم. چون بعضی چیزا شاید برای تو خیلی ساده و پیشپاافتاده باشن، ولی برای یکی دیگه معنایی داشته باشن که حتی تصورش رو هم نمیکنی. آخرش هم زندگی به همهمون یاد میده که همونقدر که دوست داریم درک بشیم، باید یاد بگیریم دیگران رو هم درک کنیم و مراقب قلب همدیگه باشیم.