چرا همیشه من باید پیشنهادات مشترک به دوستام بدم؟
"بیا فلان کار رو بکنیم"
"بیا فلان چیز رو ست کنیم"
"بیا فلان چیز رو نشون کنیم"
"بیا فلان چیز رو بسازیم"
دارم فکر میکنم ملت یه بارم به من همچین پیشنهاداتی ندادن
چرا خودمو اذیت میکنم
اگر کسی بخواد با من خاطره بسازه خب میسازه
فلان پیشنهاد همکاری رو میده
یا چمیدونم
هرچی
هیچوقت شده این اتفاق بیوفته؟
نه
پس فقط من بودم که میخواستم خاطره بسازم؟
چه مسئله ی پیچیده ای
anyways
مسئله ی دیگه ای که همینجوری اومد تو ذهنم
بچه ها، بقیه قربانی شما و انتظاراتتون نیستن!
زبان مهر و محبت و صمیمیت جای خودش، اینکه یه نفر رو آچار فرانسه فرض کنید هم به جای خودش!
مرز قائل بشید و خداوکیلی یه بار بشینید فکر کنید رابطه تون با فلان آدم های زندگی تون بر چه پایه ایه و اگر واکنش هاشون در موقعیت های متفاوت مطابق میلتون نباشه شما حال خوب اونو ترجیح میدید یا واکنش خوب دریافتی رو.
اگر اینطوریه، هیچوقت اسمشو صمیمیت و نزدیک بودن نذارید،و بدونید اون ادم داره از دستتون زجر میکشه، زجر!!!
لزوما هم در مورد خودم حرف نمیزنم
من اونقدر به دور و بریام اهمیت نمیدم که به مرحله آچار فرانسه هم نزدیک شم
اما در کل میگم!!
اگر جنگ شه و من نتونم بنرهایی که میخوام بگیرمو بگیرم، چوکار کنممم
نشستن و ساکت نگاه کردن به رو به رو+
وایبم نسبت به پچ های بعدی زنلس و ووا: کرم دارید، نه؟؟نه شما کرم دارید، اگر اینترنتم قطع بشه چه غلطی کنم، اگر نتم ملی شه چطور اون خوشگل جذابا رو بگیرم، نه جوابگو باش نههه بگووو نههه
201.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر نتونم لیلی و کافکا و سانبرینگر رو بگیرم خودمو دار میزنم
فقط اینطوریم که چرا شورکیپر ریران نمیشه
من دقیقا بعد از اینکه آخرین بار گفتم گور پدر همشون دیگه چیزی نمیگیرم::::
حواسم نبود تجربیاتم رو پاک کردم اومدم الان ادامه شون بدم دیدم نیستن، دوباره مینویسمشون