تیر از بس كه خورده بود حسین
بر تنش مثل پیرهن شده بود
نیزه هاشان تمام شد كم كم
موقع سنگ ریختن شده بود
نفسش بین راه بر می گشت
موقع دست و پا زدن شده بود
هرچه كردند رو به قبله نشد
یعنی آنقدر پاره تن شده بود
زیر انداز خانه های دهات
كفن شاه بی كفن شده بود..💔
-ڪٰفِيْل-
...
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد
حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد..💔
#تئاترمون
یا ابا عبدالله¹²⁸
من دلم برای شوق زیارتت تنگ شده بود
ولی باز من موندم و بغضی که هرشب تا کربلا پیاده میره.. :)
-ڪٰفِيْل-
…
قند زائر همیشه میافتد
از تماشای قد ایوانش
بی سبب نیست اینکه میگویند؛
نجف است و دهین فروشانش
-ڪٰفِيْل-
…
ولی کاش واسه هیچکس نیاد اون روزی که،
دور و اطرافشو ببینه همه اربعین رفتن و فقط اون مونده...