-ڪٰفِيْل-
…
ما هرچه داریم از محرم است. با رسیدن ماه محرم دلها زنده میشود، واژههای زیادی در ماه محرم نهفته است که هرکدام درسهای فراوانی به ما میدهد خون، شهادت، ایثار، امربهمعروف ونهی از منکر رهبری سوگواری، گریه، مرثیه برای اختصار…
-امامخمینی-
-ڪٰفِيْل-
…
گَرد غربت خوب عرضِ خیرِ مقدم می کند
از سرِ دوشت عبا افتاده آواره حسین
با همه غربت که داری ای عزیز فاطمه
بر لبت حمد و ثنا افتاده آواره حسین
#تئاترمون
-ڪٰفِيْل-
…
و این پایان راه ماست بگشایید بار اینجا
همین صحراست ای مردم منای ال پیغمبر
خواهد شد از خون شهیدان لاله زار اینجا
هدایت شده از دختران اصیلا و فادیا بجنورد
اجرای روضه نمایش یک روز و هزار سال
ورود کاروان امام حسین(ع) به کربلا
کاری از دختران اصیلا
-ڪٰفِيْل-
...
کاروان در صحرایی میرفت که یکدفعه اسبها ایستادند. رنگ امام
عوض شد. به آسمان نگاه کرد، بعد به خاک. از اسب پیاده شد. اسب
دیگری خواست آن هم نرفت. هفت بار اسبش را عوض کرد، اسب
هفتم هفت قدم برداشت و دوباره ایستاد. امام پیاده شد، یک مشت
خاک برداشت و بو کرد. گریهاش گرفت. پرسید: این جا کجاست؟
یکی گفت: غاضریه.
امام پرسید: اسم دیگری دارد؟
یک نفر گفت:شاطی الفرات.
امام راضی نشده بود.
یک نفر گفت: به اینجا عمورا هم میگویند.
امام ساکت بود.
یکی دیگر گفت: عقر. این سرزمین عقر است.
و دیگری: اینجا نزدیک نینواست. نینوا هم میگویند به اینجا. و
ناگهان یک نفر گفت: کربلا!
امام انگار منتظر همین اسم بود. گفت: خدایا پناه میبرم به تو از کرب و بلا.
اشک در چشم های امام حلقه زد و گفت: انالله و انا الیه راجعون. پیاده
شوید. اینجا جایی است که باید بارها را زمین بگذاریم، همانطور که
پدربزرگم گفته است.
_قصه کربلا_