eitaa logo
-ڪٰفِيْل‌-
726 دنبال‌کننده
980 عکس
602 ویدیو
1 فایل
بِسْمِ رَبِّ الْعَبَّاسِ الڪفیل🖤🌙 دلتنگی‌برای‌کربلا... مسیرخاکی‌وعطرعَلَم‌دار…🏴 . در جستجوی تکیه‌گاهی بی‌ادعا؟ “کفیل” پناه امن شماست. 🕊️ . کپی¿ به شرط دعا برای شهادتمون❤️‍🩹✨️ [کپی از بیو و پروفایل و ادیت های خودمون خیر] . درخدمتم.)) @shia_haider_222
مشاهده در ایتا
دانلود
...
-ڪٰفِيْل‌-
...
زینب مانده بود برود سمت میدان جنگ و از امامش حمایت کند یا حرف همان امام را گوش کند و بماند در کنار خیمه‌ها که صدای برادر او را به خودش آورد: خواهرم، عبدالله... زینب سر چرخاند. عبدالله پسر کوچک برادرش حسن می‌دوید به سمت میدان جنگ. زینب دوید و دست عبدالله را گرفت. عبدالله اما تصمیمش را گرفته بود. دستش را از دست عمه بیرون کشید و خودش را رساند به عمو. ابجر پسر کعب شمشیر را برای حسین حواله کرده بود که عبدالله دستش را جلو آورد و گفت: تو با عموی من چه کار داری ای ناپاک! شمشیر ناپاک اما دست پاک عبدالله را از پوست آویزان کرد. عبدالله فریاد زد: وای مادر! حسین عبدالله را بغل زد و گفت: صبر کن عزیزم، پسر برادرم، الان پدرت را می‌بینی و در آغوش پیامبر آرام می‌گیری... هنوز حرف حسین تمام نشده بود که شمشیر دیگری عبدالله را به دیدار پدرش و پیامبر برد. _قصه کربلا_
-ڪٰفِيْل‌-
...
با وجودی که ندارم زره و تیغ مگر مرده باشم بگذارم که سرش را ببری...💔
-ڪٰفِيْل‌-
بس کن رباب، سربه‌سر غم گذاشتی… اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتیŸŸ
بسم‌اللّٰه‍
...
-ڪٰفِيْل‌-
...
- یه‌چیزۍبگم‌باهم‌بسوزیم؟؛🙂 حتی‌دیدن ِخواب ِڪࢪبلا‌‌هم‌لیاقت‌‌می‌خواد! 💔:)
-ڪٰفِيْل‌-
لشکری سنگ زد و تیر به ترفند آمد حرمله خیر نبینی نفسش بند آمد💔
-ڪٰفِيْل‌-
تیغ اگر داشت چه درسی به جنم ها می داد؛ پاسخ شبهه ی صلح پدرش را می داد…
-ڪٰفِيْل‌-
بی‌سبب‌نیست‌تمامابغلش‌کرده‌حسین ؛ بعدده‌سال‌دوباره‌حسنش‌رادادند ..💔