-ڪٰفِيْل-
…
تو "قاسمی" و قسم بر علیّ اکبر لیلا
که دیده اند به روی تو هم پیامبری را🖤
-ڪٰفِيْل-
…
بی عبا می نگرم لاله ی پرپر شده را ؛
من چگونه ببرم قاسم اکبر شده را...
-ڪٰفِيْل-
…
شبِ عروسیات رسید و جامهی خون بر تنت
ای جوانِ کربلا، عطرِ بهشت از کفنت🖤
-ڪٰفِيْل-
…
گفتی عمو جان ز جان هم شیرینتر این نبرد
پیکرت شد پارهپاره، آسمان هم خون گرفت🖤
-ڪٰفِيْل-
…
گفتی مرگ در رکابِ عمو شیرینتر است
پیکرت در خاک و دلهایت هنوز زندهتر است
-ڪٰفِيْل-
…
نبات، طعمِ عمود است و نقل مزهیِ سنگ
خدا! به خیر کن این مجلس عروسی را...
-ڪٰفِيْل-
…
مادر ِاصغر به روی دلداری به نجمه میگفت :
- الحمدالله رخت دامادی تنش کردی..(:💔
-ڪٰفِيْل-
…
عمو جان گفتی «الموتُ أحلی من عسل»
کاش میدانستم آخر، میشوی بیبال و پر💔
#تئاترمون