-ڪٰفِيْل-
...
+آخر اون عشق پدر و پسری چیشد؟
-پدر رسید به پیکر غرقِ خون پسر و گفت:
رفتی همه امیدم، رفتی یل رشیدم
حال دلمو باید بپرسی از محاسن سفیدم...
-ڪٰفِيْل-
...
میانِ دشت وقتی پیکرت از هم گسسته بود؛
نگاهِ خستهی بابا فقط دنبالِ تو بود...
-ڪٰفِيْل-
…
جوان دادم، جوانی از سرِ من رفت یا زهرا ؛
علیاکبر که رفت از دست، جانم رفت یا زهرا…
-ڪٰفِيْل-
…
قامتت شبیهِ به سروِ بهشت بود
هر که میدید تو را، یادِ رسول خدا میافتاد…
-ڪٰفِيْل-
…
ارباً ارباً شده چون برگ خزان میریزی
کاش میشد که تو با معجزهای برخیزی…