-ڪٰفِيْل-
…
خورشید رفت و دشت پر از سایههای غم شد ؛
از نیزهها شنیده شد امشب اذانِ زینب...
-ڪٰفِيْل-
…
گودال پر از نور تو بود و تیر و خنجر
و ماه، از دیدنِ آن صحنه شد بیاختر…
-ڪٰفِيْل-
…
سر بر خاک گذاشتی و آسمان لرزید
فرشتگان از غربتِ تو بیصدا میگریند…
-ڪٰفِيْل-
…
لبهای تشنهات هنوز «هل من ناصر» داشت؛
که شمشیرها جوابش را با خون نوشتند…
-ڪٰفِيْل-
…
نعل اسب؛ برای محافظت از سم استفاده میشود
برای عبور راحتتر اسب از خاك و سنگ
وقتی تازه باشد؛
«لبههایش تیزتر و برندهتر است»
در عاشورا...؛
اسبها را نعل تازه زدند! نه برای راه
رفتن روی سنگ! برای تاختن...
بر پیکر نیمه جان ابی عبدالله...