-ڪٰفِيْل-
...
فضهمیگفتکهحالتبهتراستاماخوب ،
نمازنشستهاتنقضمیکردآنرا . .
-ڪٰفِيْل-
رفت توی نخلستان. زانو زد کنار چاه. دست هایش را گذاشت روی دیوارهی آن، در دو طرف. سرش را برد پایین ،
سَرْعَان مَافَرَقَ بَيْتَناَ
خیلی زود تورو از من گرفتن :))❤️🩹
از یك طرف دلم میخواهد روایت ِ ⁷⁵ روز
درست باشد ؛
هرچہ باشد بیست روز هم بیست روز است ،
بیست روز درد ِ کمتر ،،
اما نه . . از طرفی دیگر دلم میخواهد روایت ِ ⁹⁵
روز درست باشد ؛
بیست روز هم برای علی بیست روز است'💔:)!
چه شباهتی است میان این مادر و دختر...
زهرا در آتش دَر میسوخت و زینب در آتش خیمه.