eitaa logo
اقتصاد فرهنگی
5.9هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
140 فایل
در میانه‌ یک جنگ تمام عیار ترکیبی مطالب کانال کپی‌رایت ندارد! ارتباط: حسین عباسی‌فر @h_abbasifar تبلیغات حرام است! 😊 "دکتر نیستم" https://virasty.com/ABBASIFAR
مشاهده در ایتا
دانلود
کسی به جز تو نداده است جام باده به من کسی به جز تو چنین باده‌ای نداده به من کم است هر چه بریزد سبوکشم در جان تویی که نشئه‌ی می داده‌ای زیاده به من به جنگ عقل و دلم چشم تو مقصر بود که اختیار سپرد و نداد اراده به من لبت به موج هلاکت به غرق من برخاست چه منتی که از این حادثه نهاده به من نهیم سر به بیابان بی‌کسی بس‌که نشان غیر تو را داده خاک جاده به من مرا به باغ بهشتی نگاه طالب نیست که از درخت تو یک سیب اوفتاده به من براق وصل تو ما را زمین زده‌ست ولی رسانده بار غمت را کسی پیاده به من رسیده از لب شعرم به این و آن بهره نداده جانِ تو این شعر استفاده به من
‏تو را با شادی و غم دوست دارم میان زخم و مرهم دوست دارم تو باشی یا نباشی جانِ‌مایی! نبودن‌هات را هم دوست دارم...
‏هرچند رنگ روی سگت جز سیاه نیست من را توان شرح غم روی ماه نیست فریاد بی‌صدای مرا او شنید و بس نفرین به سینه‌ای که درش زخمِ آه نیست در صحن باز میکده راه نفس گرفت جز در میان بازوی ساقی پناه نیست در هر قدم به سوی تو "منزل‌رسیده‌ایم" آغوش باز حضرت عشق است، راه نیست! در محضری که حرف حسابش شراب باد: -آنجا که حرف کار صواب و گناه نیست- جز رقص در میانه‌ی خونم چه فایده؟ جز بوسه بر میانه‌ی لب دل‌بخواه نیست شامی که در مسیر تو باشم، طلوع صبح! صبحی که در کنار نباشم پگاه نیست جز نام دوست هر چه که گفتم تباه بود حتی اگر که دوست بگوید تباه نیست...
لبخند زدم کرد در آئینه حسابش برداشته از لطف در آئینه نقابش کردیم سوالی و در این خانه شنیدیم آئینه در آئینه در آئینه جوابش... بستیم دلی را به نگاهی و همین قوم بی‌واهمه کردند در آئینه کبابش... دل می‌شکند می‌شکند می‌شکند باز چون کرد کمی تند در آیینه خطابش خون می‌چکد از دستِ تعرض به حریمش سبحان من الغیر در آئینه عتابش... دفتر چو گشوده‌ست کسی بر سر درسش آغوش گشاده‌ست در آئینه کتابش...