eitaa logo
روایت انقلاب | حامد فلاحتی
1.6هزار دنبال‌کننده
9.2هزار عکس
7هزار ویدیو
300 فایل
✅ دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه ✅ مدرس حوزه علمیه ✅ پژوهشگر معارف اسلامی 👈 مباحث نظری انقلاب اسلامی 👈 حوادث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی 👈 فایل های درسی و مطالعاتی 👈 سلسله مباحث هویت طلبگی 👈 ترویج مطالعه فلسفه ارتباط با ادمین: @HamedFalahati
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 از پدر طالقانی تا ابوذر زمان! 🖊حامدفلاحتی ____________________________ 🔹مرحوم آیت‌الله بُدَلا در کتاب هفتاد سال نقل می کند که ایشان به واسطه آشنایی پدرشان با مسوول مدرسه رضویه قم، شیخ مهدی حکمی زاده، با پسر ایشان آشنا بود لذا علی اکبر حکمی زاده هم حجره ای شده بود. تاثیرات جریان های روشن فکری بروی او بخاطر این ارتباطات بود. بعدها بخاطر دغدغه های هدایتگری و اجتماعی که داشت تحصیل را تا سطح بیشتر ادامه نداد و به تهران مراجعت کرد. در تهران با فعالیت در مسجد هدایت ارتباطات وثیقی با فدائیان از جمله نواب و عبدالحسین واحدی پیدا کرد و جلسات تفسیر قرآن را در همانجا آغاز نمود. در این دوران هم به فدائیان بسیار کمک نمود و هم در جریان ملی شدن صنعت نفت نقش میانجی گری را بین آیت‌الله کاشانی و دولت مصدق ایفا می نمود. وی در دوران زندان با گروه ها و دسته های گوناگونی ارتباط داشت و این گروه ها برخی چنان جذب او شده بودند که وی را ‌(پدر طالقانی) نامگذاری کرده بودند. ایشان در مقایسه با امام ره ایدئولوژیست نبود. دارای یک نظام فکری منسجم و منظوم از اسلام نبود این مساله را از کیفیت تفسیر پرتوی از قرآن که متاثر از جریان علم گرای بازرگان و ملی مذهبی ها بود می توان درک کرد. وی فردی فرهنگی و معتقد به ضوابط شرعی بود وقتی غیوران به ایشان گفته بود که مجاهدینی ها مارکسیست شده اند آقای طالقانی گفته بود: وجوهات دادن به اینها حرام است! در ماجرای دستور حجاب الزامی در ابتدای انقلاب به شدت از این تصمیم حمایت کرده بود. در زندان هم به ملی مذهبی ها گفته بود که امروز حمایت ما از رهبری آیت الله خمینی از واجبات است. ♦️ایشان یک خصیصه مهم سیاسی و یک خصیصه مهم ارتباطی داشت. در جریانات سیاسی هنگامی که به تفسیر می رسید، به موقع و بهنگام بدون لکنت موضع می گرفت و شاید علت (ابوذر) نامیدن ایشان توسط امام ره همین ویژگی او بود. اما خصیصه ارتباطی او این بود که بنای مدارا و جذب افراد را داشت و گاه این موضع باعث سوء برداشت و حتی سو استفاده از وی می شد. مانند جزوه ای که گروه آرمان مستضعفین نوشت و به پیروی از شریعتی او را مخالف روحانیت قلمداد نموده بود! همین ویژگی باعث شده بود که در برهه ای مجاهدینی ها او را (پدر طالقانی) بنامند. ایشان طبعا فردی معتقد، فرهنگی و خوشنام بود که از جهت تجربه بالای مبارزاتی در چهار دهه ایران یک استثناء به شمار می رود. لکن در برخورد با اندیشه ها و مواضع التقاطی چندان هوشمندانه، بهنگام و موثر عمل نمی کرد. تحلیل های او از مصدق و نیات وی، همینطور شناخت ملی گرایان و آیت الله کاشانی دقیق نبود و سیطره رفتار جذب کننده بر تشخیص به موقع، در او کاملا روشن بود. اینها از وی بیشتر پدر می ساخت تا یک شخصیت گفتمانی دارای اندیشه منسجم. خدای متعال او را رحمت کند. 🆔 @h_falahati
روایت انقلاب | حامد فلاحتی
🔰 از پدر طالقانی تا ابوذر زمان! 🖊حامدفلاحتی ____________________________ 🔹مرحوم آیت‌الله بُدَلا در
♦️آخرین دیدار با طالقانی ۱۹ شهریور ۵۸ آیت الله طالقانی درگذشت. سید منیرالدین حسینی از اعضای تاثیرگذار مجلس خبرگان قانون اساسی در خاطراتش با اشاره به درگذشت آیت الله طالقانی گفته است: «رحلت ایشان برای این کشور و قانون اساسی و نیز خود آن بزرگمرد، برکاتی به همراه داشت.» با وجود آنکه آیت الله طالقانی موضعی علیه ولایت فقیه نگرفته بود، منیرالدین آیت الله طالقانی را مخالف تصویب ولایت فقیه معرفی می‌کند و معتقد بود اگر آیت الله طالقانی تا تصویب قانون اساسی و در تمام بحث های آن؛ «در قید حیات بودند، شاید به سختی می شد کار را پیش برد.» او معتقد بود شیوه کار آیت الله طالقانی با سایر مخالفان متفاوت بود؛ «ایشان سعی می‌کرد هیجان‌های مجلس را وارد جامعه کند و به سطح توده مردم بکشاند.» از سوی دیگر آقای بهشتی وقتی خبر درگذشت طالقانی را شنید بسیار غمگین شد و به روایت بادامچیان چند دقیقه نتوانست سخن بگوید و بعد گفت: «عجب! عجب! خیلی بد شد! کارهایی به عهده ایشان بود که فعلاً کس دیگری نمی‌تواند آن‌ها را برای انقلاب انجام دهد.» بهشتی به طالقانی علاقه زیادی داشت. کمی قبل از درگذشت طالقانی، بهشتی شبی در میانه شهریور ۵۸ که ساعت از ۱۱ شب گذشته بود به خانه آمد و طالقانی را منتظر آمدنش دید. خیلی خوشحال شد و با طالقانی گرم گرفت. صحبت‌هایشان که تمام شد طالقانی می‌خواست برود، گفت دیر وقت است و امشب پیش من بمانید. خودش برای طالقانی رختخواب پهن کرد. آن شب می گفت طالقانی را خیلی دوست دارد. گفت طالقانی با این چهره نورانی به حق پدر طالقانی است. اما روزگار چنان بود که شعار «بهشتی طالقانی را تو کشتی» در چهلم طالقانی توسط مجاهدین خلق در شهر پر بود. 📚روایتی از زندگی و زمانه آیت الله سید محمد حسینی بهشتی، ص ۱۶۴ ༺ 🆔 @h_falahati
روایت انقلاب | حامد فلاحتی
سالروز درگذشت مرحوم استاد #طالقانی از مبارزین دوران انقلاب 🆔 @h_falahati
🔰 از پدر طالقانی تا ابوذر زمان! 🖊حامدفلاحتی —————————————————— 🔹مرحوم آیت‌الله بُدَلا در کتاب هفتاد سال نقل می کند که ایشان به واسطه آشنایی پدرشان با مسوول مدرسه رضویه قم، شیخ مهدی حکمی زاده، با پسر ایشان آشنا بود لذا علی اکبر حکمی زاده هم حجره ای شده بود. تاثیرات جریان های روشن فکری بروی او بخاطر این ارتباطات بود. بعدها بخاطر دغدغه های هدایتگری و اجتماعی که داشت تحصیل را تا سطح بیشتر ادامه نداد و به تهران مراجعت کرد. در تهران با فعالیت در مسجد هدایت ارتباطات وثیقی با فدائیان از جمله نواب و عبدالحسین واحدی پیدا کرد و جلسات تفسیر قرآن را در همانجا آغاز نمود. در این دوران هم به فدائیان بسیار کمک نمود و هم در جریان ملی شدن صنعت نفت نقش میانجی گری را بین آیت‌الله کاشانی و دولت مصدق ایفا می نمود. وی در دوران زندان با گروه ها و دسته های گوناگونی ارتباط داشت و این گروه ها برخی چنان جذب او شده بودند که وی را ‌(پدر طالقانی) نامگذاری کرده بودند. ایشان در مقایسه با امام ره ایدئولوژیست نبود. دارای یک نظام فکری منسجم و منظوم از اسلام نبود این مساله را از کیفیت تفسیر پرتوی از قرآن که متاثر از جریان علم گرای بازرگان و ملی مذهبی ها بود می توان درک کرد. وی فردی فرهنگی و معتقد به ضوابط شرعی بود وقتی غیوران به ایشان گفته بود که مجاهدینی ها مارکسیست شده اند آقای طالقانی گفته بود: وجوهات دادن به اینها حرام است! در ماجرای دستور در ابتدای انقلاب به شدت از این تصمیم حمایت کرده بود. در زندان هم به ملی مذهبی ها گفته بود که امروز حمایت ما از رهبری آیت الله خمینی از واجبات است. ♦️ایشان یک خصیصه مهم سیاسی و یک خصیصه مهم ارتباطی داشت. در جریانات سیاسی هنگامی که به تفسیر می رسید، به موقع و بهنگام بدون لکنت موضع می گرفت و شاید علت (ابوذر) نامیدن ایشان توسط امام ره همین ویژگی او بود. اما خصیصه ارتباطی او این بود که بنای مدارا و جذب افراد را داشت و گاه این موضع باعث سوء برداشت و حتی سو استفاده از وی می شد. مانند جزوه ای که گروه آرمان مستضعفین نوشت و به پیروی از شریعتی او را مخالف روحانیت قلمداد نموده بود! همین ویژگی باعث شده بود که در برهه ای مجاهدینی ها او را (پدر طالقانی) بنامند. ایشان طبعا فردی معتقد، فرهنگی و خوشنام بود که از جهت تجربه بالای مبارزاتی در چهار دهه ایران یک استثناء به شمار می رود. لکن در برخورد با اندیشه ها و مواضع التقاطی چندان هوشمندانه، بهنگام و موثر عمل نمی کرد. تحلیل های او از مصدق و نیات وی، همینطور شناخت ملی گرایان و آیت الله کاشانی دقیق نبود و سیطره رفتار جذب کننده بر تشخیص به موقع، در او کاملا روشن بود. اینها از وی بیشتر پدر می ساخت تا یک شخصیت گفتمانی دارای اندیشه منسجم. خدای متعال او را رحمت کند. 🆔 @h_falahati