eitaa logo
𝗦͢𝗮᪾𝘆𝗲 𝗘𝘀᪾𝗵᳞𝗴𝗵نفوررر
506 دنبال‌کننده
17 عکس
6 ویدیو
0 فایل
تو در دنیای من کاملا یک هدفی:) ولی وقتی نگاهت را دیدم، همه چیز تغییر کرد. 𝗠𝗶: @Haamimo 📝𝟭𝟯𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۰۴؟🙂 از وقتی فصل دو رو شروع کردم از ۵۰۷ بالا تر نرفتم . های میاد رو ۴۹۰ اگه میخواین به لفت هاتون ادامه بدین منم الکی پارت نمیدم .
𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝♥️ 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝗙𝗮𝘀𝗹:2 𝙋𝙖𝙧𝙩:25 اگه می‌خوای انتقام بگیری، باید فولاد باشی فهمیدی فولاد؟ سرم رو تکون دادم. اشکی که توی چشم‌هام جمع شده بود رو سریع پاک کردم. پناه حامی همه‌شون باید بهای اون سه سال جهنمی من رو می‌دادن. هنوز داشتم سعی می‌کردم به خودم مسلط بشم که صدای تق‌تق در اتاق گریم بلند شد. قلبم دوباره ریخت. صدای پناه از پشت در اومد: گندم؟ باید بیای بیرون. حامی می‌خواد قبل از شروع ادامه‌ی عکاسی، یه نکته‌ی مهم در موردِ لباس‌ها بهت بگه. عجله کن. آرش یه نگاهِ معنادار بهم انداخت. بازی دوباره شروع شده بود. با هر قدمی که به سمتِ سالن برمی‌داشتم، انگار داشتم روی لبه‌ی پرتگاه راه می‌رفتم. آرش چند قدم عقب‌تر بود، اما می‌تونستم سنگینی نگاهش رو حس کنم که بهم هشدار می‌داد وارد سالن شدم. حامی کنار یک رگال لباس ایستاده بود و با جدیت به طرح‌های مشکی خیره شده بود. پناه هم کنارش بود، با اون لبخند پیروزمندانه‌ای که همیشه روی لبش داشت، انگار می‌خواست به همه نشون بده که حامی فقط متعلق به اونه. 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71