eitaa logo
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
511 دنبال‌کننده
32 عکس
10 ویدیو
0 فایل
تو در دنیای من کاملا یک هدفی ولی وقتی نگاهت را دیدم همچیز تغییر کرد.. رمان سایه و‌ عشق فصل اول و‌ دوم پایان💙 رمان عشق پنهان در حال پارت گذاری💙 𝗠𝗶: @Haamimo 📝𝟭𝟯𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع‌قوانین‌ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پررویی‌اش به ستوه اومده بود، وسطِ ماجرا پرید. با حرص و صدای بلندی که توجه چند نفر از مهمون‌های اطراف رو هم جلب کرد، گفت: اگه حامی‌ام نبود، می‌مردم هم هیچ‌وقت تورو انتخاب نمی‌کردم، پسره‌ی کنه‌ه‌ی اعصاب‌خردکن! همون لحظه لیوان نوشیدنی رو از دست آرمان قاپید و محتویاتش رو خالی کرد روی صورت خود آرمان (جون دلارا😝) رنگ نوشیدنی قرمز روی صورت و کت گرون‌قیمت آرمان پخش شد. آرمان با عصبانیت دستش رو کشید رو صورتش و داد زد: دختره‌ی پروووووووو! اگه من دستم بهت برسههههه... دلارا با پررویی تمام، زبونی برای آرمان درآورد و گفت: هیچ گو**هی نمی‌تونی بخورییی😂 حامی که به این حرکتِ بی‌محابای دلارا خیره شده بود، گوشه‌ی لبش بالا رفت. نگاهی به دلارا انداخت و با لبخندی که رنگِ غرور و رضایت توش موج می‌زد، گفت: نه بابا... خوشم اومد... 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71
اوففففف حامی دل رو داد رفت که رفت😁😚😂😂💓💓💓💓 دلارا کپی خودمهه😂😂💓💓💓💓💓💓