𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖
𝙋𝙖𝙧𝙩:12
دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود
و از خود آرمان و پرروییاش به ستوه اومده بود، وسطِ ماجرا پرید.
با حرص و صدای بلندی که توجه چند نفر از مهمونهای اطراف رو هم جلب کرد، گفت:
اگه حامیام نبود، میمردم هم هیچوقت تورو انتخاب نمیکردم، پسرهی کنههی اعصابخردکن!
همون لحظه لیوان نوشیدنی رو از دست آرمان قاپید و محتویاتش رو خالی کرد روی صورت خود آرمان (جون دلارا😝)
رنگ نوشیدنی قرمز روی صورت و کت گرونقیمت آرمان پخش شد.
آرمان با عصبانیت دستش رو کشید رو صورتش و داد زد:
دخترهی پروووووووو! اگه من دستم بهت برسههههه...
دلارا با پررویی تمام، زبونی برای آرمان درآورد و گفت:
هیچ گو**هی نمیتونی بخورییی😂
حامی که به این حرکتِ بیمحابای دلارا خیره شده بود، گوشهی لبش بالا رفت.
نگاهی به دلارا انداخت و با لبخندی که رنگِ
غرور و رضایت توش موج میزد، گفت:
نه بابا... خوشم اومد...
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . .
𝘁𝗮𝗴:@haamim71
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پر
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_38ol1pp&btn=جونم
پارت دوازدهم رمان (عشق پنهان)تقدیم نگاهتون شد🫂..
رد احساساتتون رو توی ناشناس باهام در میون بزارین:)
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پر
جیغغغ چه خوشکل ننه ذوققققق 💘🫂
دلارا خواهر منم مثل تو 😂
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پر
عالیییییی بودددد
قلمتتتتت🛐🛐🛐🛐🛐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پر
حامیم داداش داری عاشق میشیا😂🎀
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:12 دلارا که دیگه خون به مغزش رسیده بود و از خود آرمان و پر
وویییی چ قلمت قشنگه ششمااا😭😭😭💘🛐🛐
کیاااا استوری جدید حامی رو دیدننن😭😭😭😭😭 وای خیلی خوب قلبممممم 🤍🤍😭😭😭💓💓💓 قلبم گرفتتتتتتت🤍🤍