💡تفاوت مالکیت در اسلام و غرب
🔹امام موسی صدر:
مالکیت به معنای سرمایهداری در اسلام وجود ندارد. معنای این سخن این است که از نظر اسلام وقتی میگوییم که «من مالك هستم»، «مردم اختیاردار اموال خود هستند» و «من این شیء را در اختیار دارم»؛ مفهوم آن کاملاً با مفهوم مالکیت در سرمایهداری متفاوت است. مالکیت در اصطلاح اسلام فقط از آن خداوند است. کسی نمیتواند مالک چیزی به معنای سرمایهداری آن شود، زیرا که مالکیت در سرمایهداری به معنای اختیار تام است.
...مالکیت در اسلام به معنای اختیار تام و کامل وجود ندارد. من نمیتوانم هرگونه که بخواهم و بیهیچ مسئولیتی در اموالم تصرف کنم، اما مالکیت در غرب هیچ محدودیتی ندارد، یعنی اگر بخواهم میتوانم مالی را احتکار کنم. این مداد یا گندم یا برنج امروز ارزان است و هرگاه که گران شد من آن را با قیمت دلخواهم میفروشم. در حالی که احتکار در اسلام حرام است.
🖋 رهیافتهای اقتصادی، ش۱، ص۷
#برشیاز_کتاب_اندیشمندان
💠مرکز مطالعات اقتصادی حبنا را دنبال کنید
وبسایت | ایتا | تلگرام | بله | اینستاگرام
💡سهم جامعه از کار افراد
🔹امام موسی صدر:
هر چیزی در این دنیا و هر ملکی ترکیبی است از طبیعت و اندیشه، تمرین و کار. اندیشه نیز کاری فکری است. هر چیزی در دنیا از دو عنصر ساخته شده است؛ بخشی از آن از طبیعت است یعنی از آن چیزی که خداوند آفریده است. و بخش دیگر آن کار من است.
...اگر دریافتیم که هر مالی در جهان نتیجه همراهی «اندیشه» و «کار» و «طبیعت» است، در مییابیم که در اسلام مالک امانتدار طبیعت است و از ثمرات طبیعت و اندیشه و کار خود بهره میبرد. کار در حقیقت نتیجه تلاش دیگران [نیز هست]. زیرا من مهارت و تخصصم را در مدرسه فرا گرفتهام و دیگران نیز در مدرسه کارهای بسیاری کردهاند. اندیشههایشان را در کنار یکدیگر نهادهاند و رشتهای تخصصی به وجود آمده است. من آموختهام و دیگران نیز در کاری که من انجام دادهام، شرکت داشتهاند.
🖋 رهیافتهای اقتصادی، ش۱، ص۷و۸
#برشیاز_کتاب_اندیشمندان
💠مرکز مطالعات اقتصادی حبنا را دنبال کنید:
ایتا | تلگرام | بله | اینستاگرام
💡دونکته درباره مالکیت ابزار کار
🔹شهید آیتالله بهشتی:
در مورد مالكيت خصوصی، یعنی مالكیت کارافزار، دو نکته اصلی هست که باید به آن توجه شود و اینک به شرح آن خواهیم پرداخت:
یک: مالکیت خصوصی کارافزار، زمینه مساعدی است برای استثمار و بهرهکشی ظالمانه از انسانهایی که مجبور باشند نیروی کار خود را در برابر دریافت مزد یا بخشی از دسترنج خود بفروشند. جامعه اسلامی موظف است زمینه اصلی این استثمار را چه در شکل فردی و چه در شکل دولتی آن از میان بردارد، به طوری که هیچ دارنده نیروی کار، اعم از کار بدنی یا فکری، مجبور به تحمل این ستم نباشد.
دو: مالکیت اشخاص یا شرکتهای خصوصی بر کارافزار، زمینه مناسبی است برای پیدایش فاصلههای بزرگ اقتصادی میان اشخاص و قشرهای مختلف جامعه و پیدایش محرومان در کنار مترفين، و این وضع خود به خود وحدت و اُلفت و اخوت و یکپارچگی جامعه را بر هم میزند و از آنجا که اسلام به حفظ برادری و اخوت اسلامی ارجحیت فراوان میدهد، لازم است در جهت پیشگیری در این عوامل ضد اخوت و ضد وحدت اقدامات مؤثری به عمل آید.
🖋حزب جمهوری اسلامی (مواضع تفصیلی)، ص ۴۴۹-۴۵۰.
#برشیاز_کتاب_اندیشمندان
💠مرکز مطالعات اقتصادی حبنا را دنبال کنید:
ایتا | تلگرام | بله | اینستاگرام
هدایت شده از مرکز پژوهشهای اقتصادی حَبنا
💡تفاوت مالکیت در اسلام و غرب
🔹امام موسی صدر:
مالکیت به معنای سرمایهداری در اسلام وجود ندارد. معنای این سخن این است که از نظر اسلام وقتی میگوییم که «من مالك هستم»، «مردم اختیاردار اموال خود هستند» و «من این شیء را در اختیار دارم»؛ مفهوم آن کاملاً با مفهوم مالکیت در سرمایهداری متفاوت است. مالکیت در اصطلاح اسلام فقط از آن خداوند است. کسی نمیتواند مالک چیزی به معنای سرمایهداری آن شود، زیرا که مالکیت در سرمایهداری به معنای اختیار تام است.
...مالکیت در اسلام به معنای اختیار تام و کامل وجود ندارد. من نمیتوانم هرگونه که بخواهم و بیهیچ مسئولیتی در اموالم تصرف کنم، اما مالکیت در غرب هیچ محدودیتی ندارد، یعنی اگر بخواهم میتوانم مالی را احتکار کنم. این مداد یا گندم یا برنج امروز ارزان است و هرگاه که گران شد من آن را با قیمت دلخواهم میفروشم. در حالی که احتکار در اسلام حرام است.
🖋 رهیافتهای اقتصادی، ش۱، ص۷
#برشیاز_کتاب_اندیشمندان
💠مرکز مطالعات اقتصادی حبنا را دنبال کنید
وبسایت | ایتا | تلگرام | بله | اینستاگرام
💡دو نوع ربا
🔹شهید آیتالله مطهری:
ربا در اصطلاح فقهى دو نوع است: رباى قرضى و رباى معاملى. رباى قرضى اين است كه كسى جنسى يا پولى را به قرض بدهد، بعد منفعتى بيش از آنچه كه به قرض داده بگيرد. منفعت لازم نيست از جنس همان چيزى باشد كه به قرض داده شده؛ هرچه كه منفعت تلقى بشود. و در اصطلاح مىگويند: «كُلُّ ما يَجُرُّ نَفْعاً» هرچه كه نفعى را در بر داشته باشد.
... نوع ديگر رباى معاملى است كه در آن پاى قرض در ميان نيست، بلكه پاى معاوضه در كار است. به رباى معاملى مىگويند رباى جنس به جنس كه چيزى را به جنس خودش معاوضه كنند مثلاً گندم به گندم.
... به هر حال در رباى معاملى يعنى معاوضۀ دو شىءِ همجنس، زياده نبايد دريافت شود، مثلاً در معاوضه گندم با گندم بايد هموزن يكديگر بيع و شراء بشود.
🖋مجموعه آثار شهید مطهری،ج۲۰، ص۲۷۰
#برشیاز_کتاب_اندیشمندان
💠مرکز مطالعات اقتصادی حبنا را دنبال کنید:
ایتا | تلگرام | بله | اینستاگرام