eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
416 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامان |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آغاز سال نو تحصیلی و این آهنگ دوست داشتنی که از بچگی منتظر لحظه‌ای بودم که برم مدرسه و جیبام پر از فندق و پسته باشه و کسایی بخوان همراهم بیان ولی من چون بزرگ شدم ، نتونم اونارو با خودم ببرم 🥺🥺 و الان سالیان سال گذشته و آرزوهام خاطره شدن 💫 🌿 @had9797 🌿
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
گزیده فرمایشات رهبر معظم انقلاب در سخنرانی تلویزیونی خطاب به مردم ۱۴۰۴/۰۷/۰۱ @BisimchiMedia
هدایت شده از محمدعلی جعفری
سال‌هاست تخیل می‌کنم درِ خانه‌ام توی شارع‌الرسول باز می‌شود. صبح‌به‌صبح از بساطِ پیرزن‌های نجفی، سرشیر گاومیش و تخم‌مرغ‌رسمی آب‌پز می‌گیرم. لای صمون ساندویچ می‌کنم. زیر صدای الف‌دینارگفتن بلندگودستیِ دست‌فروش‌ها می‌روم سمت حرم. با دشداشه آبی‌آسمانیِ آستین‌کوتاهِ اماراتی. حتی شماره جاکفشیِ درطلقی‌های باب‌القبله را حفظم. دسته کلید پلاستیکی‌اش را می‌بندم روی مچ راستم. خندان از قلقلکِ بازرسی بدنی یُغورکی، وارد حرم می‌شوم. اذن دخول و زیارت‌نامه‌ام؛ بوسیدن انگورهای ضریح است. لای هوکشیدن زوار، راه کج می‌کنم سمت مسجد عمران‌بن شاهین. همان‌جا که بالاسر تابوت‌ها نماز میت می‌خوانند. خنکی و ویویِ گنبدش را دوست دارم. بوی عود عربی مغزم را باز می‌کند. کلمه است که سرریز می‌شود. تصور می‌کنم اجازه که نمی‌دهند لپ‌تاپ ببرم داخل. توی دفترچه‌ای پیرنگ و شناسنامه شخصیت‌های داستانم را می‌نویسم. 💥کانال محمدعلی جعفری👇 https://eitaa.com/joinchat/143917280C5518173200
هدایت شده از کانال حسین دارابی
رهبر انقلاب در سال ۹۷، پس از خروج آمریکا از برجام، درباره ادامه‌ توافق با اروپایی‌ها چه گفتند؟ حالا گفته میشود که برجام را میخواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من میگویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] میخواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید -تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوه‌ی دیگر./ ۱۳۹۷/۲/۱۹ | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
در واپسین روزهای بهار ۱۴۰۴ ناگاه نسیمی وزیدن گرفت اما نه به ملایمت بهار که به زمختی پاییز ! آمد گل‌های سرخی را در این مرز و بوم پرپر کرد و رفت... اما عطر خوش این گل‌ها تا ابد بر کوچه و خیابان‌هایمان جاری شد. همان روزها ، با چند نفر از بچه‌ها دست روی زانو گذاشتیم ، با داغ‌هایی که بر دل نشسته بود، کمر راست کردیم و ایستادیم به بوییدن؛ بوییدن و شناخت همان گل‌هایی که حالا جز یاد و خاطره‌شان بر پیشانی شهر باقی نمانده اما همین خاطرات خون می‌شوند در رگ‌های تاریخ و جاری میشوند چنان که جان تازه‌ای رفته باشد ... به وقت رونمایی از کتابی که کلمه‌ به کلمه اش برایمان دنیایی از عزت و شرف است . وقتی که قاب در دل کوهای زنجان، کامل شد !🏔 🌿 @had9797 🌿
تمام مدت داشت توی سالن شیطنت میکرد و بی‌توجه به رسمیت مراسم، بازی میکرد تا وقتی عکس شهدا رو نشون دادن و ازشون نام بردن؛ اینجا بال پرواز دخترکی شکست...🕊 🌿 @had9797 🌿
وقت قاب ، در بهترین زمان و مکان ، کامل شد ! جمع عزیزی که در روزهای ملتهب جنگ، به جای سستی و افسردگی ، قلمی مشابه به قلم سید مرتضی ، به دست گرفتند و فتح رو روایت کردند🚩 🍃البته جای چند نفری خالی هستش 🌷 با تشکر ویژه از جناب آقای کریمی، مدیر محترم حوزه هنری که پدرانه ازمون حمایت کردند ( نفر سوم از چپ) 🌿 @had9797 🌿
به جای گلابی حلوای تلخ برجام قسمت ما شد ! 🌿 @had9797 🌿
رفته بودم اداره پست چند دقیقه‌ای نشستم تا کارامو انجام بدم ، تو همین فاصله پیرمردی لنگ لنگان وارد اداره شد. همین مردی که تو تصویر ، وسط ایستاده و قامت خمیده‌اش رو به پیشخوان تکیه زده . کاغذ تا خورده‌ای رو توی مشت چپونده بود و به هر متصدی نشون میداد و یک جمله رو با لهجه‌ی غلیظ ترکی، تکرار میکرد : می‌خوام برم کربلا. کارمندا متوجه شدن که گذرنامه‌اش صادر شده و برای تحویل اومده. هرچی پیگیری کردند و اسمش روی توی سیستم زدند، به نتیجه نرسیدند. پیرمرد به حرف اومد که: روستاییم ، تو دهاتمون دفتر نداریم . بهم گفتن بیا از اینجا بگیر. فهمیدند گذرنامه رفته دفتر پیشخوان یکی از محلات که از اقوام پیرمرد اونجا هستند و گویا مرد آدرس اونجارو بهشون داده ولی فراموش کرده و حالا اومده اینجا سراغ مرسوله‌اش رو میگیره. پستچی اون محله هم داره مرسوله می‌بره که تحویل بده و حالا پیرمرد بی‌سواد روستایی باید بره تو کوچه خیابون های اونجا بگرده و پستچی رو پیدا کنه . تو تمام این مدت ، فقط همون جمله بود که دائم از طرف مرد گفته میشد: می‌خوام برم کربلا ، می‌خوام برم کربلا ... و من داشتم فکردم چه دعوتی بالاتر از این چه اینطور شیفته و مجنون مقصد باشی و جار بزنی که دردت چیه ؟ چقدر سفری که میخواد بره واقعیه ، چقدر خالصانه است... 🌿 @had9797 🌿