eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
416 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامان |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
از ۲۳ اسفند ماه ۱۴۰۴ به ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ سلام هنوز داغ آقا داغ است. هنوز به لفظ شهید عادت نداریم. هنوز وقتی تصویر و اولین پیام آقا سید مجتبی را میبینیم، دلمان هری می‌ریزد. این شب‌هایمان در خیابان ها می‌گذرد. موزائیک‌های میدان انقلاب و سبزه‌میدان، لحظه ای سبک نمی‌شوند. هر ساعت پرچم ها در خیابان می‌رقصند و فریاد انتقام سر میدهند. عهد نانوشته ای هست که هیچکس رخت سیاه درنیاورد. موکب‌ها به مثابه مواکب اربعین برقرارند و از پول و انگیزه، کم نمی‌آوردند. اما هیهات از روزگار شما... هیهات از وقتی که لباس‌های سیاهتان بور شوند و تن به رنگارنگی بدهید. هیهات از زنانی که بخواهند به خانه و زندگی و زر و زیور برگردند. هیهات از مردانی که از برکت خدا چشم بپوشند و برکت را فقط در دخل خودشان بجورند. هیهات از نوجوانانی که تازه به فکر درس و مدرسه و کنکور بیوفتند. هیهات از شما و روزگار شما... مردم ما از مردم شما می‌ترسند. مبادا عَلَم از دستانتان بیوفتد و عهد خونینمان را پایمال کنید. مبادا از میدان خسته شوید و دوباره راه به سمت میز مذاکره کج کنید. مبادا داغ سید علی برایتان سرد شود ... و کفی بالله وکیلا 🚩 🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
ولی این دهه نودیا که تو خط مقدم مبارزه اند 😍🐣❣ عضو بشید لطفا 👍🏻
حال و احوال؟ از امروزا بپرسید ، جواب میدم 💕 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
روز بارونی و مقدمات لقمه های خوشگلی که شب تو خیابون به دستتون میرسه 💝
خاله خواهرزاده ای وایستادیم لب خیابون 🇮🇷💖🇵🇸
📬 ناشناس _ واکسن شیش ماهگی سخت بود ؟ + بستگی به بدن بچه داره. ولی به طور کلی از قبلی ها راحتتر بود . ❤️‍🩹
📬 ناشناس _ سلاام ننه قااااااسم + سلام نیمچه طلبه‌ی کنج حجره گزیده !
📬ناشناس _ حدیث الزهراجان، هانیه رو دیگه منتشر نمیکنی من منتظر اون داستان عاشقانه ام که با حجب و حیا داشت میرفت جلو + ممنون از محبتتون ❣ کمی نوشتم ولی درحال حاضر درگیر نوشتن روایت این شب‌هام . لطفا برام دعا کنید به وقت و قلمم برکت بیوفته 💖
در یکی از گفتگوها از آقای حامد عسگریِ نویسنده که زخم زلزله‌بم هنوز روی قلبش تازه است، پرسیدند: « اگه برگردی به یک لحظه قبل از زلزله ، چیکار میکنی؟» نفس عمیقی کشید و جواب داد: « یه لحظه نه ولی اگه برگردم به یک روز قبل از زلزله، یک دوربین برمیدارم و آجر به آجر، وجب به وجب بم رو ضبط میکنم.» حرفش آن موقع برایم مفهوم نبود اما حالا که بالاسر آوار حسینیه می‌ایستم، خوب میفهمم. کاش عکس‌های بیشتری از مراسمات سالن اجتماعات حسینیه داشتم... کاش بیشتر به کتابخانه‌ی حسینیه سر میزدم... کاش داخل آسانسور ساختمان، از داخل آینه سلفی می‌گرفتم ... کاش در سوگواره‌ی ادبی بچه‌های هئیت، همان که آقای حامد عسگری میهمانش بود و لحظه‌ی آخری نرسید که بیاید، شرکت میکردم ... کاش پستانک پسرم را از داروخانه‌ی حسینیه می‌خریدم... کاش وقتی که بابا تعارف چایی در دفتر نذورات را زد، ردش نمی‌کردم... کاش، کاش کاش ... ✍ حاد 🌿 @had9797 🌿