eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
416 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامان |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاید به چیزای خوب فکر کنیم !!! مثل ... اربعینی که گذشت 🚩
این ایام به هرکی زنگ میزنم یا پیام میدم ، اولش میپرسم : ایرانی ؟ قربون امام حسین برم ، چه کلاسی دارهههه😎 🌿@had9797🌿
آقا ما خودمون ایران نبودیم 👀 سیر الی الله کرده بودیم اونم چجووووری ؟ زمینی ؟ نه خیلی خاکی تر از این حرفا 👣
❌ماجرا یکم مفصله ولی بخونید ❌
🚩 ۱/ ماجرا از این قراره که از اوایل تابستون با آقای همسر خورد خورد پولامونو جمع کردیم که راهی بشیم . نشستیم فکر کردیم که چه مسیری به صرفه تره ؟ به این نتیجه رسیدیم که قطار بهتره ! و از اونجایی که مبدا تهرانه ، خیلی محدودیت نداشتیم . این شد که بلیط قطار تهران _ خرمشهر و بالعکس رو گرفتیم 🚆 ولی فقط همون !!! یعنی دیگه برا هیییچ چیز دیگه ا اعم از سماح و دینار و ... پول واسمون نموند !!! 💸 دیگه برنامه ریزی هارو کردیم و منم ترم تابستون رو به هر ضرب و زوری بود از سر گذروندم و موند امتحانا ... و ما ادراک امتحان؟؟ متوجه شدیم که یکی از آشناها که قرار بود مشرف بشه اربعین ، سفرش بهم خورده ولی خیلی دلش میخواد بره . خلاصه که از ما خواستن ما همراه خودمون ببریمشون !🚶‍♀🚶‍♂🚶‍♀ ولی شدنی نبود ... چون ما بلیط دو نفر رو خریده بودیم و بلیط ها تموم شده بود از طرفی اربعین رو حتما باید با تعداد نفرات زوج رفت که دونفر دونفر حواسشون به هم باشه 👬 👭 👫 یهو یادمون افتاد که عمه خانم ، چند روز پیش گفته بودن : "هرکی منو ببره کربلا باهاش میرم ! "🧕🏻 و همین یادآوری باعث شد گوشی رو برداریم و در طی یک تماس تلفنی بگیم : عمه میای بریم ؟؟ و ایشونم قبول کنه و بشیم ۴ نفر ... حالا چهار نفر شده بودیم که هیچ وسیله ای برا رفتن تا مرز نداشتیم . اتوبوسا🚎 قطارا🚆 همشون پر بود. افتادیم به فکر سواری 🚗 که اونم قیمتای نجومی داشت! موندیم چیکار کنیم ... 🌿@had9797🌿
امروز مسیرم خورد به مسجد بچگی... راستش اولش سختم میومد که بیرون نماز بخونم ، ولی بعد که وارد مسجد شدم ، روحم زنده شد📿 🌿@had9797🌿
جالبه برا نماز مغرب هم به طور خیلی برنامه ریزی نشده ای توفیق شد که بیام مسجد ! 📿 اونم یه مسجد بچگی دیگه😄 یه چیز خیلی قشنگی که تو مساجد ، اغلب برام اتفاق میوفته اینه که ؛ مهرم بدون جانمازه ، پیرزن کناریم که سجاده و جانمازش تکمیله، زیر مهری کوچیکش رو یهو میذاره زیر مهرم و میگه التماس دعا 😍 قشنگیش میدونی چیه؟ اینکه خیلی مقید و مکلف به این کار هستن ... چقدر این قدیمیا دلبری 🌙 🌿@had9797🌿
به ذهنم رسید درباره دانشگاه واستون بگم ...🏢 از درس خوندن تو دبیرستان و انتخاب رشته و مصاحبه و گزینش و... تااااا خود دانشگاه . جو و کلاسا و استادا ! بیشتر دوست دارم بچه های دبیرستانی که : _ خودشون دوست دارن بیان فرهنگیان 👧🏻 _ خانواده هاشون اصرار دارن که برن فرهنگیان 🧔🏻‍♂🧕🏻 _ کلا هیچ شناختی ندارن و حسی نسبت به فرهنگیان ندارن🚶🏻‍♀ اگه خودتون جزو این دسته ها هستید یا کسایی رو میشناسید که علاقه دارن این مطالب رو بدونن ، کنید 📤 اگه ویو این پست بره بالا ، میریم تو کارش 😉 🌿@had9797🌿
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
به ذهنم رسید درباره دانشگاه #فرهنگیان واستون بگم ...🏢 از درس خوندن تو دبیرستان و انتخاب رشته و مصاح
به به چه پر طرفدار 😍 خودم مد نظرم اینه که ویس باشه🎙 هم صمیمانه تره 🫀 هم شما راحت می‌شنوید و چشماتون خسته نمیشه 🤓 هم اینکه برا انگشت مبارکم راحت تره ☝️ ایشالا بعد از خاطرات اربعین شروع میکنیم 💪
🚩 ۲/ به سرمون زود تو اپلیکیشن دیوار آگهی بذاریم .📈 یه اعلان با این مضمون که: ما ۴ نفر میخوایم تا مرز بریم ، هرکی میبره ، بسم الله . قیمت بگه ... حوالی ساعت ۱۲ شب آگهی ثبت شد و تا نماز صبح ، چندین نفر بهمون پیام دادن . 🌅 از راننده های بین شهری که قیمت بلیط هواپیما میدادن ، تا اکیپ هایی که یکی دو نفر جا داشتن ! 🚦 خلاصه که همینطور درخواست هارو بالا و پایین کردیم و رسیدیم به یه پیام : من دوشنبه درمیام ، تنهام ، جا دارم شمارو هم صلواتی ببرم . حالا ما کِی این پیامو خوندیم؟ بامداد شنبه📆 درحالیکه هنوز نه سماح رو قطعی نکردیم ، نه دیناری خریدیم از طرفی خودمون تهرانیم و دو همسفر دیگمون زنجان⏱ ( البته بگم تا ظهر یکشنبه ، هنوز به اون دو همسفر قطعی نگفته بودیم که باهم میریم و به تبع اون ، پیام‌دهنده ی دیوار هم نمیدونست که ما چه تصمیمی داریم !) تا ناهار یکشنبه شرایط رو بالا و پایین کردیم !📊 اعتماد کردن به کسی که از طریق اینترنت و بدون هیچ خط و ربطی بهمون پیام داده بود و میخواست کار صلواتی بکنه ، گرمای هوای عراق که همه ی زوار بازگشته رو کلافه کرده بود ، نداشتن سرمایه کافی برا یه سفر و ... خلاصه هزار جور فکر عجیب و غریب باعث شده بود که مستاصل باشیم⏳ اما با یکم پرس و جو تصمیممنو گرفتیم .🖐 واسه دو همسفر بلیط زنجان به تهران گرفتیم و با پرس و جو ، از حقیقی بودن شخص پیام‌دهنده مطلع شدیم . من دوشنبه صبح امتحان تاریخ تحلیلی داشتم . یکشنبه هم به شدت سرما خورده بودم🤧 و افتاده بودم یه گوشه و لابه لای خواب ، یه نگاهی هم به کتاب ۴۰۰ صفحه ای میکردم 📖 وقتی از سفر فردا مطلع شدم ، دست رو زانو گذاشتم و بلند شدم ... کوله هارو جمع کردم واسه سفر عشق. یا بهتر بگم : سیر الی الله 💓 🌿@had9797🌿
سلام علیکم 🤗 صبحِ یذره تابستونی تون بخیر 🌤
تابستون پر دوره ای بود واسم ... الان قدم های اول یک دوره جدید رو دارم برمیدارم 👣 ولی خیلی سنگین تر از قبلی هاست😩 حجم مطالب و کاری که آزمون میخوان بیشتره ... باید مغزمونو یکم انباکس کنیم 🎁 در کنار اون نشستم یه دفتر درست میکنم از جزوات به درد بخور دانشگاه ! از ترم اول تااااا الان 📃 از اووون طرف باید برا سلاطین هم طرح بریزم که چطور فرهنگیان رو بهتون معرفی کنم .🏢 آرزوی موفقیت نمی نمایید؟؟؟