eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
392 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
232 ویدیو
11 فایل
مامان | معلم | دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا برکت بده به مالتون💚 موجودی تا الان ...
بعد از مدت‌ها دونفری 💕
اومدیم هیئت به خانما قسمت حسینیه اصلی رو اختصاص دادن ( جایی که اغلب آقایون میان) و من داشتم به این فکر میکردم ؛ اینجا همون زمینی هستش که قراره توش سبک بشی💚💙
تو حالم خودم بودم و تاب می‌خوردم یهویی اومد جلو گفت: زنداداش براتون آلو کندم !
به قصد استخوان سبک کردن❤️‍🩹
با محمدقاسم رفتیم مسجد و شاید با خودتون بگید : چون پسرش آرومه راحت می‌ره هرجا ! در حالیکه واقعیت اینه که آخر نماز خانمهای کناریم حتی از من هم زودتر نمازشونو تموم کردن که برن محمد قاسم رو بگیرن که یوقت نره تو کوچه😄🤦🏻‍♀
یک روایت تلفیقی از جنگ رمضان و اربعین نوشتم و برای گنج ( پایگاه روایت مردمی ) فرستادم و خداروشکر تایید شد🌹
💢 ورودی موکب 🏴 پسرک را شستم و همان‌طور حوله‌پیچ و بدون پوشک، «یاالله یاالله» گویان از سرویس بهداشتی به سمت استراحتگاهِ موکب دویدم. 🚩 می‌دانستم در این موکب قانون گذاشته‌اند که همه کفش‌هایشان را داخل نایلون بگذارند و با خود ببرند، اما از عمد خودم را به خادم کنار درب ورودی نشان دادم تا اجازه بگیرم و چند دقیقه‌ای کفش‌هایم بیرون بمانند. 🏴 وضعیتم را که دید، لبخند زد و گفت: «بدو بدو.» 🚩 کفش‌ها را از پا کندم و وارد «قاعة النسا» شدم. سریع برگشتم که درب را ببندم، اما دوتا دختربچه پشت سرم خواستند که وارد شوند. 🏴 نمی‌دانم چه شد که در آن هول و هراس به تماشای رفتار آنها ایستادم. دختر اول وارد شد. دومی تا خواست داخل شود، چشمش به داخل کفش‌های من افتاد. 🚩 دوستش را صدا کرد: «عهههه ببین...» 🏴 با انگشت شصت پایش، پرچم آمریکایی را که داخل کفشم چسبانده بودم به دوستش نشان داد. 🚩 به روی همدیگر نمکین خندیدند. هر دو دوباره از چارچوب در بیرون رفتند. این‌بار بعد از اینکه پاهای کوچکشان را داخل کفشم گذاشتند، وارد موکب شدند. 🏴 و منِ معلم، به تربیت مادرانی که ماه‌ها فرزندانشان را ضد ظلم و استکبار تربیت کرده‌اند، از عمق وجود افتخار کردم. 👤 راوی: حدیث دربانی 🏷️ 🚩 ✊ 🇮🇷 پایگاه نشر روایت‌های مردمی از جنگ رمضان 🆔 @ganj_history
هدایت شده از سبز دخترونه☘
هرایرانی مثل ذوالفقار میمونه باتجمع رفتنشون شمشیر دوسر ذوالفقار رو برسر دشمنانمان میذارن تواین دوره زمونه هرایرانی به جای ذوالفقاره ازوقتی آقا روشهید کردن تیغ ذوالفقار شون هم تیز تر شده راستش ما ایرانی ها به ذوالفقار اعتقاد داریم وتهدید من برای دشمن های ایران ذوالفقار من هرشب توی تجمع یه پلاکارد میگیرم دستم که نقشه ی ایرانه واون رو رو به مردم میگیرم میگم ایران رو هرچقدر بل موشک هاتون بزنید محکم ایستاده واز جاش تکون نمیخوره این ها رو گفتم تا بدونید پاتون رو از گیلیمتون دراز تر کنید تیغ ذوالفقار ایرانی ها برسرتون میشینه به قلم نازنین زینب دربانی ذوالفقار ۱۲ ساله ی ایرانی عنوان :ذوالفقار ایرانی