eitaa logo
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
415 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
211 ویدیو
11 فایل
🧕🏻حدیث‌الزهرا 🩵مامان |✍️اهل نوشتن |🎓دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان |🦻مربی کودکان با نیازهای ویژه شهید حسن باقری: باید به‌خود جرات داد...✊🏻 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kkd16t&btn=پیام.های.
مشاهده در ایتا
دانلود
زنگ تفریح اومدیم تو مدرس یکم چرخیدیم ، دیدیم عه ! فوتبال دستی 😍 این شد که چهار تا معلم ، از بچه ها سر و صداشون رفت بالاتر 🥲 🌿 @had9797 🌿
بعدش هم استاد خیلی محترمانه گفتن زنگ تفریحا یا برید کلاس یه گوشه بشینید ، یا هم تشریف ببرید سلف😌 و این زنگ تفریح اومدیم اینجا !!! و بازم چای معلمی 😄😍 🌿 @had9797 🌿
میدونم دلتون میخواد از دانش آموزا بگم ، ولی آنقدر شرایط عجیبه که نمیشه ... خدا کمکمون کنه 😟 🌿 @had9797 🌿
یه پسره هست عییین گیگیلی تو کلاه قرمزی 😄 همش میخواد بخوابه ! هی وا میره ... طوری بود که اصلا به حرف گوش نمی‌داد ولی من کوتاه نیومدم ✌️ قلق اش رو پیدا کردم 😼 و تا عدد ۲۰ باهاش کار کردم 🌿 @had9797 🌿
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
صدا 🎧 از کلاسی که گذشت ... 🌿 @had9797 🌿
حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
صدا 🎧 از کلاسی که گذشت ... 🌿 @had9797 🌿
یه قطعه از ساکت ترین و آروم ترین بچه‌های طیف اوتیسم 💫 🧑🏻‍🦱اون پسری که تکالیفش رو انجام می‌داد، اوتیسم خفیفه. اسمش محمدرضاست و همونی که تو پیام بالا گفتم ، مثل گیگیلی هی خوابش می‌برد( از روی تنبلی بود وگرنه از این نظر مشکلی نداشت) خیلی باهاش رفیق شدم ولی یه جا ، یه لحظه دلم لرزید ... جایی که دیدم استخوان زانو هاش به هر طرفی مایل میشه و بعدش از طریق معلمشون فهمیدم که نرمی مفصل داره ... 👩🏻‍🦱فاطیما هم یه دختر ناز موفرفریه که زنگ قبل یکم بی‌قراری کرد و بخاطر همین فرستادنش پیش مشاور. این زنگ که اومد دیدیم روی ناخن هاش چسب نواری چسبوندن که مثل کاشت بشه و باهاش سرگرم بشه💅 این دختر آنقدر مظلوم و ریز بود که دلم میخواست بیشتر پیشش باشم ولی خب نشد... تو صوت هم یه جا گفتم که میلرزه، فکر کردم از سرماست ولی بعدش فهمیدم قبلا تشنج کرده و بازم ممکنه... 🌥 🌿 @had9797 🌿
وقتی از مدرسه میومدیم ، هممون ساکت شده بودیم اصلا حوصله ی توضیح اتقاق هایی که تو مدرسه افتاده رو نداشتیم ... یاد این بیت افتادم که میگه : هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند 💔 🌿 @had9797 🌿
حکمتتو شکر ❤️‍🩹 🌿 @had9797 🌿
شب های خوابگاه 🌙 🌿 @had9797 🌿
همه رفتن ... غیر از بچه های کلاس ما و چند نفر از ادبیاتیا هیچکس نمونده . همه رو دارن می‌فرستن خونه هاشون . همه ی دانشجوها از ۲۷ بهمن اومدن دانشگاه ولی ما ورودی ۹۹ ایا، از ۵ اسفند اومدیم . ورودی ۹۹ هم فقط شامل ما بچه های آموزش استثنائی و آموزش ادبیات میشه . مدیر گروه درسی ادبیات بهشون گفته شما هم برید ، واستون غیبت نمی‌زنیم، فقط برید . ولی مثل همیشه ، هیچکس مارو گردن نمیگیره ... البته یه تعداد از بچه های کلاس ما هم که از همون ۲۷ام اومدن ، جمع کردن و رفتن . دقیق تر بخوام بگم ، از بعدظهر امروز خوابگاه میمونه و ۱۲ نفر از اتاق ما و ۵_ ۶ نفر از بچه های ادبیات که بلیط گیر نیاوردن که زودتر برن ! 🌿 @had9797 🌿
خوابگاه خالی خیلی عجیب و ترسناکه و ناراحت کننده است ... 🌿 @had9797 🌿
دیروز هم رفتم مدرسه این تابلو رو دیدم گفتم به شما هم نشون بدم 💫 🌿 @had9797 🌿