یه وقتهایی بعضی قرارها، اتفاقی نیست…
خودِ شهید صدات میکنه.
میکشونت به سمت مزارش، بیهیچ برنامهای، بیهیچ نشونهای جز یه کشش عجیبِ دلی(:
میری، میایستی روبهروش و همونجا میفهمی امروز مهمونِ دعاش بودی🙃
رزق اون روزت رو از دستای همون شهید گرفتی؛
آرامشی که بیدلیل میاد، گرهای که باز میشه، نوری که میریزه به دلت.
شهدا زندهان…
بلدن کی، کِی و چطور دستِ دلِ آدما رو بگیرن:)
و من باور دارم، تو منو صدا زدی…🙂(:!
شیرینترین ثانیههای روزهداری،
همان دقایقِ قبل از افطاره؛
وقتی که دستهای خالیت رو به آسمون میگیری و میدونی کسی اون بالا،
خریدارِ تمام دلتنگیهای تویه
التماس دعا🙏🏻