ارغوان!
پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می گذرند ؟
ارغوان!
خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه! بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان!
شاخه همخون جدا مانده من...
#هوشنگ_ابتهاج
#حدیث_دل ❄️
#برای_عشقم 🎈
من جز برای تو
نمیخواهم خودم را...
ای از همه منهای من بهتر،
منِ تو...
#قیصر_امینپور
#حدیث_دل ❄️