این قطره که بر دفترم افتاده،غم توست
باران من این خاک پر از بوی نم توست
با هیچ نسیمی نشکوفید در ایوان
این لاله که چشمش به دم و بازدم توست
هر گاه که دلتنگ تو باشم پرِ ابر است
در کشتن من آب و هوا هم قسم توست
کم حرفی و بی حوصلگی،گوشه نشینی
شخصیت "من" نیست دلیلش عدم توست
ای عابر شب های من ای شاعر در من
هر واژه ام انگار صدای قدم توست
با پای خودش آمده تا چوبه ی اعدام
تقصیر کسی نیست دلم متهم توست
#علی_فرزانه_موحد