eitaa logo
💖نشر خوبیها
523 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.2هزار ویدیو
304 فایل
ارتباط با مدیر کانال و پاسخگویی به سوالات شرعی شما 👇 https://eitaa.com/sarbazegomnam313z لینک کانالهای ما در ایتا 👇👇 http://eitaa.com/hadyehasemani 👇 http://eitaa.com/khanevadeh_mahdavi💖 👇 http://eitaa.com/khaneyeashq♥️
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱🌱🌱به نام خدا🌱🌱🌱 ✴داستان تنگ ماهی🐟 نمی‌دانم‌ چرا آن روز، تنگ ماهی کوچولوی قرمزم ‌آن قدر کدر شده بود. از مادر پرسیدم.‌ او در حالی که غذا می‌پخت گفت: «آب تنگ کثیف شده. باید سریع‌تر آن را عوض کنی.» خواستم این کار را بکنم ولی فکر کردم اول کمی تلویزیون تماشا کنم، بعد می‌روم سراغ تنگ ماهی. بعد از یک‌ ساعت، چشمم به تنگ ماهی و آب کدر و کثیفش افتاد. خواستم آبش را عوض کنم ولی فکر کردم قبلش به حیاط بروم و کمی دوچرخه سواری کنم. یکی دو ساعت که گذشت، به خانه برگشتم. آب تنگ، خیلی خیلی کدر شده بود. خواستم آبش را عوض کنم ولی کمی هم احساس خستگی می‌کردم. فکر کردم بهتر است اول کمی دراز بکشم. ناگهان دوباره یاد ماهی افتادم. سریع از جا پریدم و از دور، تنگ را نگاه کردم، ولی ماهی را ندیدم. چشم‌هایم گرد شده بود.‌ نمی‌دانستم چکار کنم و کجا دنبالش بگردم. سریع خودم را به تنگ رساندم. آب، آنقدر کثیف شده بود که به سختی توانستم ماهی را ببینم. تکان نمی‌خورد. داد زدم و مادرم راکه داشت ظرف می‌شست، صدا کردم. سریع دستکش‌هایش را درآورد و تنگ را از من گرفت. مقداری از آبش را خالی کرد و بعد ماهی را در کاسه‌ای انداخت. آب تنگ را کامل خالی کرد و آن را پر از آب تمیز و زلال کرد. بعد سریع ماهی را در آن انداخت. اما باز هم تکان‌ نخورد. من و مادر هر دو هراسان ایستاده بودیم و تنگ را نگاه می‌کردیم. هر چه ماهی را صدا می‌زدم، تکان نمی‌خورد. پرسیدم: یعنی مرده مامان؟ جواب داد: «نمیدانم. آب خیلی کثیف شده بود. باید زودتر عوضش می‌کردی. » اشک‌هایم‌ جاری شده بود. و داد می‌زدم: «بلند شو ماهی جان… بلند شو … بلند شو …» ناگهان ‌از صدای فریاد خودم از خواب پریدم. یادم آمد از خستگی دراز کشیده بودم. سریع از جا پریدم و سراغ تنگ رفتم. ماهی هنوز تکان‌ می‌خورد. سریع آبش را عوض کردم و حسابی سرحال شد. تند تند تکان‌ می‌خورد و از این طرف به آن طرف تنگ شنا می‌کرد. با خوشحالی نفس عمیقی کشیدم و خدا را شکر کردم که زنده و سالم ‌است. نویسنده: فاطمه شایان پویا
6.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋کلیپ زیبای تبدیل کرم ابریشم به پروانه ی زیبا😍😍😍 🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛 🌱بچه ها اگر کرم ابریشم این تلاش و سرعت رو در مراحل مختلف زندگیش نداشته باشه هیچ وقت نمیتونه به یه پروانه ی سالم و زیبا و آزاد تبدیل بشه. 🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛🦋🐛 🔆 سوره ناس هم به ما میگه کارهای خوب رو باید سریع و به موقع انجام بدیم و به تأخیر نیاندازیم تا از اون کار لذت ببریم.🔆 ☺☺☺
تشویق و محبت بیش از حد، مثل کود زیاد است که به گُل داده می‌شود. همان طور که کود زیاد عامل فساد گل می‌شود محبت و تشویق زیاد نیز در تخریب اخلاق کودک تأثیری عمیق دارد. باید هنگامی کودک را تشویق نمود که تشنه ی تشویق باشد، و به تعبیر دیگر، کودک منتظر تشویق از سوی شما باشد. در این صورت این تشویق در بالندگی کودک نقش بسزایی خواهد داشت. اگر می‌خواهید کودکتان را نصیحت کنید آنجا نیز طوری رفتار کنید که کودک شما برای نصیحت آماده باشد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚘خواهی که شود دلِ تو چون آئینه ⚘ده چیز برون کن از میانِ سینه⚘ ❗️حرص و دغل و بخل وحرام وغیبت ❗️بغض و حسد وکبر و ریا و کینه❗️
🔆تنها راه برای رسیدن به حس عزت و رضایت این است که ارتباط مان را با خدا تقویت کنیم. ✅ انسان هایی که ارتباط شان با خدا خوب است عزت نفس دارند؛ 🌀چون در تلاطم های زندگی، به وجودِ بی انتهای خداوند متصل می شوند. 💠 البته میانبری هم وجود دارد و آن ارتباط با کسانی است که در محضر خداوند عزتمند هستند. 💯چرا در مجالس اهل بیت(علیه السلام) به آرامش می رسیم؟ 📢 چون از تلخی های دنیا به دامنِ امنِ اهل بیت(علیه السلام) پناه می بریم و در حِصن آنها قرار می گیریم. 👌لذا وقتی کسی ارتباط مستمر با اهل بیت(علیه السلام) پیدا کند قطعاً به آرامش رسیده و آرامش، رضایت را به دنبال دارد. 📝«استاد تراشیون»
به کودک؛ مدیریت زمـان رو یاد بدین! اما از کمبود وقت نترسونیدش! مثلا به جای جمله"وقت بازی داره تموم می شه"، بگین: "هنوز ده دقیقه، برای بازی فرصت هست".
🔸کودکان باید پشتکار و سماجت را یاد ‌بگیرند! ضریب‌هوشی بالا برای رسیدن به موفقیت تأثیرگذار است اما تضمین کننده نیست. نقش انضباط فردی و پشتکار را نباید دست‌کم گرفت. پژوهشگران اروپایی معتقدند باید به کودکان کمک کرد تا پیشتکار و سماجت را فرا بگیرند. 🔸برای رسیدن به موفقیت، سماجت و پشتکار مهمتر از ضریب هوشی بالاست. 🔸پژوهشگران معتقدند بزرگسالان باید عرق ریختن خود برای رسیدن به یک هدف را به فرزندان خود نشان دهند. آنها می‌گویند کودکانی که در زندگی شهری و مدرن رشد می‌کنند، نمی‌توانند شاهد آن باشند که بزرگسالان چطور با چالش‌های پیش‌روی خود کنار می‌آیند. این کودکان در مهدکودک و مدرسه، بزرگسال را در حال انجام کارهایی می‌بینند که به خوبی از پس آن‌ها برمی‌آیند و ممکن است دچار این برداشت اشتباه شوند که آنها هم در بزرگسالی به سادگی از پس انجام همه‌کارها برخواهند آمد و نیازی به پیگیری و پشتکار ندارند
🔵نه گفتن بچه‌ها بى‌ادبى نيست بلكه شروع خودمراقبتى است. اجازه بديم كه بچه‌ها نه بگن. اگر بچه ها در کودکی اجازه نه گفتن نداشته باشند، در نوجوانی بسیار آسیب پذیر خواهند شد.
🤚 سپیده، همان جذبه‌ی نگاه نافذ و مهربان شماست که زمین را روشن می‌کند و خورشید، انگشتانه‌ای از نور بی بدیل حضورتان که جهان را جان می‌بخشد ... ... و من هرصبح به امید پرواز در آسمان یاد شماست که بال می‌گشایم و در هوای نام شماست که چشم می‌گشایم ... ... من به امید دیدار شماست که زنده‌ام ...
📚 🌷 | «اسم تو مصطفاست» 📘 کتاب «اسم تو مصطفاست»، چنان‌که بر جلدش نقش بسته، زندگی‌نامۀ داستانی مصطفی صدرزاده به روایت سمیه ابراهیم‌پور، همسر اوست. مصطفی و سمیه در سال ۱۳۸۶، در ۲۱ سالگی با هم ازدواج کرده‌اند، وقتی هنوز خبری از داعش و جنگ تکفیری‌ها در سوریه نبود. برای همین، این کتاب، فرصت مغتنمی‌ست تا ببینیم یک پسر در آغاز جوانی، زیست روزمره‌اش را چطور گذرانده که چند سال بعد، از امتحان دفاع از حرم اهل‌بیت علیه‌السلام، سربلند بیرون آمده. 💛 خوبی این کتاب این است که فقط قاب تصویر مصطفی نیست. همسر شهید در این اثر، حضور پررنگی دارد. کتاب به ما کمک می‌کند زیست یک همسر شهید را هم تماشا کنیم. دشواری‌های زندگی کنار یک مجاهد فی‌سبیل‌الله، آن‌هم با حضور دو فرزند کوچک، چیزی نیست که به‌آسانی قابل درک باشد. باید پای روایتی مثل این اثر بنشینیم و دلشوره‌ها، بی‌خبری‌ها، دلتنگی‌ها، دست‌تنهایی‌ها و زیبایی‌ها و عشق پس این انتخاب را سر حوصله ورق بزنیم تا به آرمان پشت این انتخاب برسیم... 🔻 برای خواندن متن کامل خواندنی به سایت یا نو+جوان مراجعه کنید👇 🌐 https://nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=23191