#خاطرهایی_از_امام_موسی_صدر
ابتدای صبـح بـود که کسی خـدمت سیـد موسی آمد و فریاد میزد بخدا قسم که تو مهدی موعود هستی . سیـد بسیـار خونسرد و بـا کلامـی نافـذ، بسیـار سـاده ، منطقی و بـا لبخنـدی ملیـح بـه آن مـرد گفت که مـن #مهدی_موعود نیستم ...
اما آن مـرد دست بردار نبـود! سپس سیـد موسی رو بـه آن مـرد کـرد و گفـت ای مـرد عـرب بـه تـو میگویم کـه مـن صاحب الزمـان عجـل الله تعالی فرجه الشریف نیستـم و ایـن از دو حـالت خـارج نیست
یـا راسـت میگـویـم ، که در ایــن صـورت مهـدی مـوعـود عجـل الله تعالی فرجـه الشریف نیستم. یـا #دروغ میگـویـم ، کـه امـام زمـان عجـل الله دروغ نمیگـویـد و بـاز یعنـی مـن مهـدی مـوعود نیستم
آن مـرد عـرب که کامـلا از جواب سید جا خورده بود قانـع شـد و هیاهـو و هیجانش خـاموش شد و رفت
@hafezyounesi61
━━━━━━━━━━━━