حق گوی بزرگ ! ( 2 )
شده آغوش شود تا که هم آغوش شوی ؟ گره ات باز کند تا که تو خاموش شوی!
- شده لبریزِ سخن باشی و واژه نیابی جز هیچ ؟! ..
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
- شده لبریزِ سخن باشی و واژه نیابی جز هیچ ؟! ..
شده از درد بخندی که نبارد چشمت؟
من در این خنده ی پر غصه مهارت دارم...
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
شده از درد بخندی که نبارد چشمت؟ من در این خنده ی پر غصه مهارت دارم...
- نکند بد بشود آخرِ این قصه ی بد
نکند تلخ شود آخرِ این غصه ی بد :)!
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
- نکند بد بشود آخرِ این قصه ی بد نکند تلخ شود آخرِ این غصه ی بد :)!
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند!
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند!
- یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند ..
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
- یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند ..
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
- گذرگهیست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند ..!
حق گوی بزرگ ! ( 2 )
- گذرگهیست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند ..!
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!
با آدمایی که دوسشون دارید حرف بزنید؛
وقتی ناراحتن، وقتی خوشحالن، وقتی عاشقن، وقتی دلخورن و نمیتونن ببخشن، وقتی غصه امونشونو بُریده، وقتی اعصابشون خورده... آدمیزاد اگه حرف نزنه، باید تنهایی بارِ درداشو به دوش بکشه؛ حرفِ دل آدمارو پیر میکنه؛ حرف بزنید..
-
-میتونم به یک چیزی اعتراف کنم؟
+اره حتما
-لبخندت زیباترین لبخندیه که تا حالا دیدم.
+میتونم به یک چیزی اعتراف کنم؟
-اره حتما
+این لبخند تا وقتی وجود داره که من با تو باشم.