eitaa logo
🕊🎋 فاتح_خرمشهر🎋🕊
170 دنبال‌کننده
564 عکس
209 ویدیو
0 فایل
#به_یاد_سردار_سرلشگر #شهید_حاج_احمد_کاظمی🌷 #خاطرات_شهدا 📚 #دلنوشته_ها 📩 #فیلم 🎬 #عکس 📸 ارتباط با ما 👈 @Kazemi_58 💢کپی و نشر مطالب کانال جایز و بلامانع است💢 💚 با ذکر صلوات 💚
مشاهده در ایتا
دانلود
9.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل من تنگ همین یک لبخند و تو در خنده مستانه خود، می‌گذری... نوش جانت اما ... گاه گاهی به دل خسته ما هم نظری...💔😔 شهید یاد عزیز دل حاج احمد کاظمی ایکاش آن شور و حالت تکرار میشد💔 ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi
🌹 تصاویر کمتر دیده شده از سردار شهید احمد کاظمی ... . https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi
🌹همیشه میگفت من شبانه روز حسرت دوستانی را میخورم که با شــهادت رفتنــد و از خــدا میخواهم اگر قرار بر رفتنم با شهادت اســت، پس زودتر شهادت را نصیب من کند تا زودتر به رفقای شهیدم برسم. من بارها اما به حاجی گفته بودم خدا فیض شهادت را بــا این جانبــازی به تــو داده اســت و تو به هــر طریقی که از دنیا بروی، شــهید هســتی. اما این حــرف خیلی ناراحتش میکرد. 🔰 به روایت برادر شهید حاج احمد کاظمی https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ⌛️ روز پنجم عملیات کربلای ۵ بود و همگی فرماندهان درگیر عملیات. در منطقه پنج ضلعی روی رودخانه پل نو و زیر پل، سنگر فرماندهی لشکر ۸ نجف قرار داشت. آتش دشمن آنقدر سنگین بود که جای سالمی‌ روی زمین پیدا نمی‌شد. ارتش عراق به معنای واقعی زمین را با خمپاره شخم می‌زد. به همراه احمد کاظمی به خط رفتیم و قرار بود در سنگر او جلسه ای انجام گیرد. شب قبل از آن نیروهای حاجی یک خاکریز مهمی‌آنجا زده بودند و ما برای دیدن آن به خط رفتیم. آن جا بود که یک خمپاره کنار ما به زمین خورد. خیلی‌ها شهید شدند و زخمی ... اما الحمدالله احمد هیچ آسیبی ندید، حتی به اندازه یک ترکش ریز!!! این قضیه برای من بیشتر شبیه به معجزه بود! آنجا بود که فهمیدم احمد باید زنده می ماند و گرنه چه جور می‌شود کسی از آغاز جنگ در جبهه حضور داشته باشد و همیشه در خط مقدم، اما آسیب جدی نبیند. اینها همه نشانه بود. (همرزم شهید) https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi
⭕️ عکس زیرخاکی از شهید احمد کاظمی که به احتمال زیاد، طی سال ۵۸ و در زمان حضور او در غائله کردستان (مقابله با تجزیه طلبان گرفته شده است . https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi
🌿 رویایی که حاج احمد کاظمی دید 🌴 دست عنایت فاطمه زهرا (س) بر سر شهید کاظمی عملیات بیت المقدس بدجوری مجروح شد.ترکش خورده بود به سرش با اصرار بردیمش اورژانس. می‌گفت:«کسی نفهمه زخمی‌شدم.همینجا مداوام کنید».دکتر اومد گفت:«زخمش عمیقه،باید بخیه بشه».بستریش کردند. از بس خونریزی داشت بی هوش شد. یه مدت گذشت.یکدفعه از جا پرید. گفت:«پاشو بریم خط».قسمش دادم. گفتم:« آخه توکه بی هوش بودی،چی شد یهو از جا پریدی»؟ گفت:«بهت میگم.به شرطی که تا وقتی زنده ام به کسی چیزی نگی. وقتی توی اتاق خوابیده بودم،دیدم خانم فاطمه زهرا(س)اومدند داخل.فرمودند:«چیه؟چرا خوابیدی؟»؟ عرض کردم:«سرم مجروح شده،نمی‌تونم ادامه بدم». حضرت دستی به سرم کشیدند و فرمودند:«بلند شو بلند شو،چیزی نیست.بلند شو برو به کارهایت برس» ⚪️ حاج احمد گفت:من تا حالا شکی نداشتم که در این جنگ ما بر حق هستیم ولی امروز این موضوع را با تمام وجود درک کردم. 📚بر گرفته از کتاب «مهر مادر» اثر گروه شهید هادی ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🌷شهید احمد کاظمی، فرمانده لشگر زرهی ۸ نجف اشرف در دوران جنگ تحمیلی https://eitaa.com/haj_ahmad_kazemi