#رسـم_خـوبان
يك روز در خواب💤 ديدم سجاد مبلغي #پول را تا كرده و ميگويد معصومه اين مال شماست و به من داد. فردايش يكي از دوستان #همرزمش كه در سوريه با هم بودند #تماس گرفت و گفت امانتي داريد، ميخواهم بياورم و به شما بدهم.😇 ديدم #لباس خود شهيد را آوردند و با همان مقدار پولي💰 كه در خواب ديده بودم به من دادند. #شهيد من هيچگونه چشمداشتي👀 به مسائل #دنيايي نداشت. با آنكه نبود همسرم به من و بچهها خيلي سخت ميگذرد😰 اما تحمل ميكنيم. با شرايط #مستأجري و دادن پول اجاره ماهانه، هزينه سرويس🚎 بچهها و... فعلاً همه #مخارج ما گردن پدرم است كه با جان و دل💞 تقبل ميكند.
✍ به روایت همسر بزرگوار شهید
#شهید_سجاد_باوی🌷
#سالروز_شهادت
@Shahadat_dahe_haftad
کانال ❣ شهادت + دهه هفتاد ❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
#وصیت_شهید 🌸🍂
مدرسه ام سنگر است و سنگرم مدرسه ،
در این موقعیت همه چیز ما در جبهه هاست ، چون رهبرم چنین می فرماید ،
جنگ از اهم امور است.....
#شهیدپرویز_باپیری
@Shahadat_dahe_haftad
کانال ❣ شهادت + دهه هفتاد❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
🌷 #طنز_جبهه
💠صلوات
🔸رسم بر این بود که مربی و معلم سر کلاس آموزش، اول خودش را معرفی میکرد. یک #روحانی تازه وارد به نام «محمدی» همین کار را میکرد. اما تا فامیلش رو می گفت، همه یکصدا #صلوات میفرستادند.😁
🔹دوباره میخواست توضیح بدهد که نام خانوادگیام ... که #صلوات بلندتری میفرستادند.😂😂
🔸بچه ها #حسابی سرکارش گذاشته بودند و او گمان میکرد که برادران #منظور او را متوجه نمیشوند و این بهانهای برای شوخ طبعی و کسب #ثواب_الهی میشد.
#لبخند_بزن_بسیجی 😁
👈 #روز_جمعه است، فرستادن #صلوات تاکید شده است.
🔺جهت تعجیل در فرج امام زمان(عج) #صلوات
@Shahadat_dahe_haftad
کانال ❣ شهادت + دهه هفتاد❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
#برباݪ_سـخن
🔷مرگ شرافتمندانه براي من
ازهر چيزي بهتر است و اين
راهي است که انتخاب کردم.
اين را بدانيد که زندگي داراي
پستي و بلندي است، لحظه
پايان را نميدانيد پس بيشتر
بيانديشيد و تفکر کنيد، بعد از
ما امام را تنها نگذاريد و
هميشه پيرو راه او و هدف او
باشيد و هرچه او فرمان
ميدهد به مرحله اجرا
درآوريد و اسلام را کمک کنيد.
#شهید_عباس_عربسلمانی🌷
#سالروز_شهادت
@Shahadat_dahe_haftad
کانال ❣ شهادت + دهه هفتاد❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
✨#دوراهــــــــــے
✍ مـریـم سـرخـه اے
🌹قسـمـت #بــیــســت وشــشــم
صدای برخورد انگشتی به در اتاق به گوشم خورد.
-بفرمایین.
محمد در را باز کرد و داخل شد.
-به به سلام خواهر قشنگ خودم.
-سلام برادر سحر خیز.
بوسه ای به پیشانیم زد و گفت:
-وسایلات آمادست؟یک ساعت دیگه حرکت میکنیما.
-آره آمادست مامان و بابا بیدار شدن؟
-آره نماز میخونن.توام نمازت تموم شد چمدونتو بیار بیرون از اتاق.
-باشه باشه.
لبخندی زدم و محمد از اتاق بیرون رفت.
سجاده ام را جمع کردم چادرم را تاکرده کنار چمدانم قرار دادم از اتاق بیرون رفتم. مادرو پدرم نمازشان را تمام کرده بودند و مشغول ذکر گفتن بودند. اول سمت مادرم رفتم دست هایش را بوسیدم و صبح بخیر گفتم بعد هم سمت پدرم رفتم و همین کار را تکرار کردم. برادرم که حس شوخ طبعی شدیدی دارد و همیشه هم سر به سر من می گذارد دستش را روبه رویم دراز کرد و با صدای نازکِ دخترانه ای گفت:
-صبحت بخیر عزیزم.
بلند خندیدم و دستش را پس زدم.
-تو آدم نمیشی؟!
بدون منتظر ماندن برای شنیدن جواب سمت اتاقم رفتم.
مانتوی سفیدم را تنم کردم و روسری مشکی ام را با شلوارم ست کردم.
بعد هم چادرم را روی سرم گذاشتم.به آیینه نگاهی کردم سعی کردم لبخندی بزنم ولی فکر به نفیسه کمی ناراحتم می کرد.
از اتاق بیرون رفتم. جلوی آیینه داخل پذیرایی محمد توجهم را به خودش جلب کرد.چشم های عسلی ریش های کوتاه، قد بلند و هیکلی متوسط چهره ی بانمک و تو دل برویی هم دارد.موهایش را یک ور ریخته بود و جلوی آیینه یقه ی لباس سفیدش را آخوندی می بست.
من_اوه!!!! کی می ره این همه راهو؟؟
لبخندی زدو گفت:
-خوشگل شدم نه؟
قیافه ام را کج کردم و گفتم:
-تو از خودت تعریف نکنی کی تعریف کنه!!!
ادامه دارد....
@shahadat_dahe_haftad
کانال❣شهادت+ دهه هفتاد❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
#قرار_عاشقی
«یٰارَئــ♥️ــوف»
به نیابت از :
#همه_شهدا_الخصوص
#شهیدمصطفی_چمران
💟اَللّهُم صلِّ على علِیِّ بنِ مُوسَى الرِّضاالْمُرْتَضَى الاِمام التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحجَّتکَ عَلے مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمن تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَة مُتَواتِرَةً مترادِفَةً کاَفْضَل ماصَلَّیْتَ علےاَحد منْ اَوْلِیائِڪ💟
⬅️ ساعت هشت ⌚️
❣به وقت امام رضــا علیه السلام❣
@Shahadat_dahe_haftad
کانال ❣ شهادت + دهه هفتاد❣
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
۱۹ مرداد ۱۳۹۸
ساعٺ بہ وقٺِ دِل...❤
الله اڪبر.. الله اڪبر..👌
+ ٺازه ڪنید روح و جانٺان را با یـادِ او.💚🍃..
#حَےِعَلیْالَصلاة 🌱
۱۹ مرداد ۱۳۹۸