eitaa logo
❲• دختران سلیمانی 🧕🏻🕊️❳• 
1.7هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
640 ویدیو
0 فایل
--------♥️🔗📜----^^ #حاج‌قاسم‌سلیمآنی⟀: همان‌دخترکم‌حجاب هم👱🏻‍♀ࡆ• دختر‌من‌است🖐🏼ࡆ• دخترماوشماست ♡☁️ #قدرپدررامیدانیم:)🌱🙆🏻‍♀️ ارٺـباٰطـ📲 بـآ مـآ؛ @A22111375 🍃°| ادمین تبادل
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 ✅ مدرڪـهای دانشـگاهیشان را نادیدہ گرفتند ، رفتند تا مـن و تــو مـدرڪ دانشــگاهیمان را با نشــان وطـن تحویل بگیریم ... 🌸 (دڪتراے فیزیڪ و پلاسما از دانشگاہ ڪالیفرنیا) 🌸 (رتبه ۱۰۶ علوم انسانـی حقوق قضایـی دانشگاہ تهران) 🌸 (رتبہ ۴ دانشگاہ شیراز تجربـی) 🌸 (رتبه ۱ شیمے دانشگاہ صنعتـی شریف) 🌸 (رتبہ اول ڪنڪور پزشڪـی سال ۶۴) ️ یادمان باشد ! چہ ڪســانی را از دست دادیــم ... تا چہ چـیزهـایـی بدست بیاوریـم ... 🍃🌹🍃🌹 @Shahadat_dahe_haftad
خواهرش پيراهن👕 برايش فرستاده بود. من هم يك شلوار👖 خريدم، تا وقتى از منطقه آمد، با هم بپوشد.لباس ها را كه ديد، گفت «تو اين شرايط جنگى، ام مى كنين به دنيا.» گفتم « آخه يه وقتايى نبايد به سر بزنى؟» بالأخره پوشيد. وقتى آمد، دوباره همان لباس هاى كهنه تنش بود. چيزى نپرسيدم. خودش گفت «يكى از بچه هاى سپاه بود. لباس درست و حسابى نداشت.. @Shahadat_dahe_haftad
🌸 ساعت ده یازده شب با سر و صورت خاکی اومد خونه گفتم : تا شما شام رو شروع کنی می رم لیلا رو بخوابونم گفت : نه .. ! صبر میکنم تا بیای با هم بخوریم وقتی برگشتم دیدم پوتین به پا خوابش برده داشتم پوتین هایش رو در می آوردم که بیدار شد گفت : " داری چیکار می کنی ؟ می خوای شرمنده ام کنی ؟ تا گفتم : " نه ! خسته ای سر سفره نشست و گفت : تازه می خوایم با هم شام بخوریم ... @Shahadat_dahe_haftad کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣
سال ۱۳۶۲ در ادامه عملیات خیبر در جزیره مجنون، مي‌خواستيم بهمراه بچه‌های اطلاعات و تخریب لشکر ١٧ علي‌بن ابيطالب(ع) عکس بندازیم یکی از بچه ها گفت : خوبه که به "آقا مهدی" هم بگیم بیاد با ما عکس بندازه ! من و یکی از بچه‌ها رفتیم دمِ سنگر صداش زدیم و گفتیم : ببخشید می‌خوایم عکس بندازیم با توجه به مشغله کاری که داشت رفت تو سنگر و پیراهنش رو کرد داخل شلوارش ، خودش رو مرتب کرد فانوسقه‌ش رو مرتب کرد پوتینش رو پوشید اومد بیرون بعد گفت: کو دوربینتون ؟ گفتيم : دم سنگرِ تخریب می‌خوایم عکس بندازیم ! حدوداً ٥٠متر اون طرف‌تر بود. تو اون شرایط عملیاتی که هرلحظه امکان بود گلوله بیاد اومد اونجا وایستاد عکس انداخت ! بعد از چند دقیقه‌ای یک خمپاره اومد نزدیک جایی که عکس انداختیم اصابت كرد كه اتفاقاً من بدجور مجروح شدم و سه چهار ماه درمانم طول کشید و این شد یه خاطره از اخلاصِ ما می خواستیم عکس با فرمانده لشگر بندازیم باید می‌رفتیم دمِ سنگر فرماندهي نه ایشون بیاد دمِ سنگر تخریب ! و ایشون با متانت و خوشرویی قبول کرد و به ما هیچی نگفت ... ✍ راوی : حاج حسین کاجی @Shahadat_dahe_haftad کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣
ات بہ خیر ... ڪجایـے؟ چہ مےڪنے ؟ اینجا شلوغ ڪرده خیالتان درون ما ... راستے از آسمان چہ خبر ؟؟! شب جمعہ است از ڪربلا چہ خبر ؟! از ارباب برایمان بگو ... پیش ارباب از ما یادے مےڪنید؟! امشب ڪہ انبیا و اولیا و شهدا همـہ جمعند ڪربـــلا دعا ڪنید برای دل جامانده ها .... 🌺🍃 @Shahadat_dahe_haftad کانال❣شهادت + دهه هفتاد❣