eitaa logo
🌷حدیث🌷
231 دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
3.4هزار ویدیو
39 فایل
قال الامام صادق علیه السلام: کسی که احادیث ما را در دل شیعیان ما جای می دهد از هزار عابد برترست. 📚اصول کافی جلد۱صفحه۳۳ کانال عاشقان حضرت علی(ع) !! کپی کردن مطالب با ذکر صلوات ازاد است !!
مشاهده در ایتا
دانلود
چشم‌های خسته‌ات... گواهی می‌داد... چشم‌انتظاری! نگاه آرام و سکوتِ بیش‌تَرت... حکایتِ بغضی عجیب داشت! تسبیح را آرام چرخاندن‌ت... آشوبِ دلَ‌ت را گواهی می‌داد! دارم باخودم فکر می‌کنم: حالا... آرام گرفته‌ای؛ وقتی چشمت... روشن شده به جمال عقیله خاتون! حالا... از تَهِ دل می‌خندی؛ وقتی رفیقانِ قدیمی‌ات را دیده‌ای! حالا... و مثل همیشه... سَرَت را بالا گرفته‌ای؛ که در دفاع از حرم عمه سادات... سنگِ تمام گذاشتی! راحت بخواب سردار! ما... فرزندان این مرز و بوم... دست از دفاع بر نمی‌داریم! ما... راه‌ت را... ایمان و اعتقادت را... و عشق و آرمان‌ت را... ادامه خواهیم داد! راحت بخواب سردار... حرم، بی‌مدافع نمی‌ماند! تنها... دل‌مان برای‌ت... تنگ خواهد شد!😔😔 راحت بخواب سردار! شهادتت مبارک؛ حاج قاسم!
#تلنگر #سردار رفت اما او روزی برای یاری امامش باز خواهد گشت ما چطور؟ آیا ما هم مانند او و سایر شهیدان لایق می‌شویم سرباز #امام_زمان (عج) شویم؟ #حاج_قاسم_سلیمانی #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
... مگر ز اهل مدینه چه دیدی ای مادر که دل ز زندگی خود بریدی ای مادر چرا نماز شبت را نشسته میخوانی چرا به فصل جوانی خمیدی ای مادر ●➼‌┅═❧═┅┅───┄
Karimi-GolchinFatemieh1384[03].mp3
زمان: حجم: 8.78M
تو آسمون بی کسی با من بمون خورشید من ابر سیاه و پس بزن ستاره امید من 😭 🎤 با صدای حاج محمود کریمی
💔 آتش و این همه اَسرار نمےدانستیم پشٺ ماندن و نمےدانستیم در وسط شعلہ اگر گیر ڪند نتوان گشٺ بر او یار نمےدانستیم
گفت با دست خودم سنگ لحد را چیدم ناگهان ابر شدم گریه شدم باریدم💔 جگرم شعله کشید فاطمه جان وقتی که چادر سوخته ات بر سر زینب دیدم💔 😔
✅ شعر بعد از شهادت حضرت زهرا _______________________ حالا میان خانه اش کوثر ندارد تنهاست مولایم علی، یاور ندارد بی بال و پر مانده است حیدر، پر ندارد زهرا که رفته، زینبش مادر ندارد مولاست با طفلان بی حال و پریشان مولاست با یک قبر مخفی، چشم گریان دائم کنار بستر خالی نشسته چشمان بارانی خود را باز بسته هی روضه می خواند به یاد دست بسته با خاطرات کوچه پهلویش شکسته با چادر خاکی که بر روی سرش داشت زینب دوباره رنگ و بوی مادرش داشت حق علی را هیچ کس باور ندارد مولای عالم مانده و لشکر ندارد این خانه دیگر دست نان آور ندارد «دیگر حسین بن علی مادر ندارد» پروانه ای که پهلویش را در گرفته حالا از این خانه شبانه پر گرفته شب ها کنار قبر زهرای جوانش می سوخت از داغ جوان قد کمانش وقتی رمق می رفت او از زانوانش سر باز می کرد او تمام سوزِ جانش: زهرا چرا از حیدر خود رو گرفتی دیدم که دستت را روی پهلو گرفتی با من نگفتی غصه ی غصب فدک را با من نگفتی ضربه ی سخت کتک را شب ها حسن می خوابد اما با تب آخر در خواب می گوید: نزن سیلی به مادر بر خیز زهرا، بهر زینب مادری کن زهرا، حسین تشنه لب را یاوری کن برخیز تا این خانه را از نو بسازم برگرد تا کاشانه را نو بسازم کج می کنم بانو سرِ مسمارها را خود در میارم سنگِ این دیوارها را دیگر توان دیدنِ ماتم ندارم لولای در را رو به کوچه می گذارم انگار وقت رفتنم نزدیک گشته دنیا دوباره تیره و تاریک گشته نه سال بودی بهر تو کاری نکردم زهرا حلالم کن که باید بازگردم زهرا گمانم غرق تب بیدار گشته حالا حسینم تشنه لب بیدار گشته 🔸شاعر:
🥀 شعلہ مےریخٺ ز دیوار و در بیٺ الله پشٺ‌در پیرهن گفـٺ‌علـے بال‌پروانہ‌ڪه‌مےسوخٺ‌ومےریخٺ‌زمین نالہ‌ے‌خستہ‌تراز علـے