سوال اول
همین روغن مایع های آفتابگردان داخل فروشگاه ها... باز این تراریخته نیست
سوال دوم
الف : بله میتونید فقط همون اول نزارید روغن زیاد داغ بشع و زیرشو کم کنید شروع به سرخ کردن بکنید
ب:هزینه پست به نظرم دویست اینا بشه باید از ادمینا بپرسید اونا میدونند
ج: برای حضوری باید بیاید شهر نظراباد البرز که میتونید واریز بزنید هماهنگ کنید برید حضوری بگیرید
سلام
سختش نکنید هرجا دیدین زیتون میفروشن به تلخی میزنه و شکسته هستش بخرید...
اینا خودشون زیتون رو وقتی میشکنن تلخیش کم میشه یکی دوبارم ابشو عوض میکنن زیاد شیرین نمیکنند که هرکس هرچقدر خواست خودش شیرین کنه مصرف کنه..
اونایی همکه تو پارک اینا میبینید بقدری خطرناک هست میگن زن حامله زیرش قدم بزنه ممکنه سقط کنه... اصلا زیتون نیست
قبلا در موردش فکر کنم حرف زده بودم
اولا طرف کلی سال تو خارج بوده ب این نوع پوشش عادت کرده بقول رهبر شهید اون یه مشکلش ظاهرشه من خودمو میگم پونصدتا مشکل تو باطن دارم..
دوما کی گفته من دغدغه ام حجاب است؟؟ من چیکاره ام؟؟
من با خیلی از این بی حجاب ها نشست و برخاست داشتم و با باحجاب ها خیلی از همین بی حجاب ها رفتارو کردارشون ازون با حجاب ها بهتر بوده...
لذا چون خودم با گوشت و پوست و استخوان درک کردم هیچ وقت صفرو صدی ب این موضوع نگاه نمیکنم....
این ها کشورشون مردمشون خداشون اهل بیتشون همه رو دوست دارند خیلی هاشون ناخننمیکارنکه راحت نماز بخونند...
نمیشه اینارو طرد کرد بگی چون حجاب نداری پس من حرف تورو گوش نمیدم و تو ادم نیستی...
بقول حضرت امیر
اُنظُر إلى ما قالَ و لاتَنظُر إلى مَن قالَ
به گفته بنگر نه به گوینده....
✅ اتفاقات حین ویزیت حضوری(۵)
✍حاج بابا
پنجشنبه ای یه آقا یه خانم با دخترشون اومدن ویزیت ...
مشکل دخترشون چی بود؛ ساق پاش و زانوهاش درد میکرد با سن ۱۶سالگی...
✅ خلاصه ما شروع کردیم به شرح حال گرفتن و این چیزا... پدرش هراز گاهی میگفت اقای دکتر زیاد هم با گوشی بازی میکنه😄
یکم گذشت من شروع کردم به پرهیزات دادن که تنقلات نخور پفک نخور چیپس نخور ۲تا در میون باز پدرش میگفت اقای دکتر با گوشی هم زیاد بازی میکنه...
باز اعتنا نکردم ادامه دادم که باید صبحانه بخوری صبحانه مثل نخوداب خاگینه که یهو برگشت گفت گوشی بازی مگه میزاره صبحانه بخوره😐
من باز اعتنا نکردم ادامه دادم😁 گفتم باید یکم ورزش های زانو و پا انجام بدی روغن بمالی شب ها تا یکم اروم بشه بهتر بشه..
باز پدرش برگشت گفت اقای دکتر با گوشی هم زیاد بازی میکنه...
دیگه اینجا بود گفتم ببینید اقای فلانی باور کنید خیلی دوست دارم اینارو ربط بدمبه گوشی ولی نمیشه ربطی نداره بیخیال شو😂😂 کشتی مارو تو😂
اینجا بود مادرش که از اول تا اخر سکوت بود انقدر خندید که داشت از حال میرفت😂😂
دخترشم گفت اقای دکتر من اهل شربت و دمنوش نیستم نمیخورم ولی شما بده یه جور میخورم همه انگشت به دهن بمونن😁
یه چی به پدر مادرها بگم ....
بیخیال نمیگم🙈
┄┅┅❅💚 @hajbaba 💚❅┅┅┄