eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.7هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
3.3هزار ویدیو
106 فایل
#خواندنی ، #دیدنی و #خندیدنی ، 🔴🔴نظر، انتقاد ، پیشنهاد @abasalialmasi 🔵کپی پستها با ذکر #صلوات آزاد 👈در این کانال ❌ تبادل ❌ تبلیغ ⛔️ نداریم ✅کانالهای دیگرما👇 🆔 @Basirat_E 🆔 @hzrt_mahdi 🆔 @tavasolnameh 🆔 @Imam_zamani 🆔 @menbar_kotah
مشاهده در ایتا
دانلود
7.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧بیان تخصصی احکام نماز جلسه بیست و دوم ✅مقدمات نماز ( احکام وضو ) 🔹عباسعلی الماسی حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
5.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧بیان تخصصی احکام نماز جلسه بیست و سوم ✅مقدمات نماز ( احکام وضو ) 🔹عباسعلی الماسی حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
10.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠احکام شرعی ✅چند نکته و مسئله شرعی درباره صدقه و انفاق 🔹عباسعلی الماسی حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
9.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تفسیر آ یه 16 سوره مبارکه لقمان 🔹عباسعلی الماسی حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
11.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖥فیلم ✅سخنرانی 🔸عزاداری حضرت امیرالمومنین علیه السلام 🔹عباسعلی الماسی حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
لطفا بخوانید 🕊️غیورمردی که پیکر (شهید حججی) را شناسایی کرد، آسمانی شد..😭 ✔️سردار نیساری فردی بود که برای شناسایی پیکر «شهید حججی» به مقر داعش رفت و از «سیدحسن نصرالله» لقب پهلوان مقاومت را گرفت. 💔سردار مدافع حرم «حاج‌مهدی نیساری» در شب ۲۱ ماه رمضان آسمانی شد.💔 ✔️ماموریت ویژه سردار نیساری برای شناسایی پیکر مطهر شهید‌ محسن‌ حججی بعد از شهادت حججی تا مدت‌ها، پیکر مطهرش در دست داعشی‌ها بود تا اینکه قرار شد حزب‌الله لبنان و داعش، تبادلی انجام دهند. بنا شد حزب‌الله تعدادی از اسرای داعش را آزاد کند. داعش هم پیکر محسن و دو شهید حزب‌الله را تحویل بدهد و یکی از اسرای حزب‌الله را آزاد کند. به من گفتند: «می‌توانی بروی در مقر داعش و پیکر محسن را شناسایی کنی؟» می‌دانستم می‌روم در دل خطر و امکان دارد داعشی‌ها اسیرم کنند و بلایی سرم بیاورند اما آن موقع، محسن برایم از همه چیز و حتی از جانم مهم‌تر بود. قبول کردم. با یکی از بچه‌های سوری به‌نام حاج سعید از مقر حزب‌الله لبنان حرکت کردیم و به طرف مقر داعش رفتیم. در دل دشمن بودیم. یک داعشی که دشداشه سفید و بلند پوشیده بود و صورتش را با چفیه قرمز پوشانده بود، با اسلحه ما را می‌پایید. پیکری متلاشی و تکه‌تکه را نشانمان داد و گفت: «این همان جسدی است که دنبالش هستید!» میخکوب شدم. از درون آتش گرفتم. مثل مجسمه، خشک شدم. رو کردم به حاج سعید و گفتم: «من چه‌جوری این بدن را شناسایی کنم؟! این بدن اربا اربا شده، این بدن قطعه قطعه شده!» بی‌اختیار رفتم طرف داعشی. عقب رفت، اسلحه‌اش را مسلح کرد و کشید طرفم. داد زدم: «پست‌فطرتا، مگه شما مسلمون نیستید؟! مگه دین ندارید؟! پس کو سر این جنازه؟! کو دست‌هاش؟!» حاج‌سعید حرف‌هایم را تندتند برای آن داعشی ترجمه می‌کرد. داعشی برای آنکه خودش را تبرئه کند، می‌گفت: «این کار ما نبوده. کار داعش عراق بوده.» دوباره فریاد زدم: «کجای شریعت محمد آمده که اسیرتان را این‌جور قطعه قطعه کنید؟!» داعشی به زبان آمد و گفت: «تقصیر خودش بود. از بس حرصمون رو درآورد. نه اطلاعاتی بهمون داد، نه گفت اشتباه کرده‌ام و نه حتی کوچک‌ترین التماسی بهمون کرد که از خونش بگذریم. فقط لبخند می‌زد!» هرچه می‌کردم پیکر قابل شناسایی نبود. به داعشی گفتیم: «ما باید این پیکر رو برای شناسایی دقیق با خودمون ببریم.» اجازه نداد. با صدای کلفت و خشدارش گفت: «فقط همین‌جا.» نمی‌دانستم چه بکنم. شاید آن جنازه، پیکر محسن نبود و داعش می‌خواست فریبمان بدهد. در دلم متوسل شدم به حضرت زهرا علیهاالسلام. گفتم: «بی‌بی جان! خودتون کمکمون کنید، خودتون دستمون رو بگیرید. خودتون یه راه چاره بهمون نشون بدید.» یک‌باره چشمم افتاد به تکه‌استخوان کوچکی از محسن. ناگهان فکری توی ذهنم آمد. خودم را خم کردم روی جنازه و در یک چشم به‌هم زدن، استخوان را برداشتم و در جیبم گذاشتم! بعد هم به حاج‌سعید اشاره کردم که برویم. نشستیم توی ماشین و سریع برگشتم سمت مقر حز‌الله. از ته دل خدا را شکر کردم که توانستم بی‌خبر از آن داعشی، قطعه استخوانی را با خودم بیاورم. وقتی برگشتیم به مقر حزب‌الله، استخوان را دادم تا از آن آزمایش DNA بگیرند. دیگر خیلی خسته بودم. هم جسمی و هم روحی. واقعا به استراحت نیاز داشتم. فردای آن روز حرکت کردم سمت دمشق. همان روز خبر دادند که جواب DNA مثبت بوده و نیروهای حزب‌الله، پیکر محسن را تحویل گرفته‌اند. به دمشق که رسیدم، رفتم حرم بی‌بی حضرت زینب علیهاالسلام. وقتی داخل حرم شدم، یکی از بچه‌ها آمد و گفت: «پدر و همسر شهید حججی به سوریه آمده‌اند. الان هم همین جا هستن، توی حرم.» من را برد پیش پدر محسن که کنار ضریح ایستاده بود. پدر محسن می‌دانست که من برای شناسایی پسرش رفته بودم. تا چشمش به من افتاد، جلو آمد و مرا در بغل گرفت و گفت: «از محسن خبر آوردی.» نمی‌دانستم جوابش را چه بدهم. نمی‌دانستم چه بگویم. بگویم یک پیکر اربا اربا را تحویل داده‌اند؟! بگویم یک پیکر قطعه قطعه شده را تحویل داده‌اند؟! بگویم فقط مقداری استخوان را تحویل داده‌اند؟ گفتم: «حاج‌آقا، پیکر محسن مقر حزب‌الله لبنانه. برید اونجا خودتون ببینیدش.» گفت: «قَسَمَت می‌دم به بی‌بی که بگو.» التماسش کردم چیزی از من نپرسد. دلش خیلی شکست. دستش را انداخت میان شبکه‌های ضریح حضرت زینب علیهاالسلام و گفت: «من محسنم رو به این بی‌بی هدیه دادم. همه محسنم رو. تمام محسنم رو. اگه بهم بگی فقط یه ناخن یا یه تار مویش رو برام آوردی، راضی‌ام.» وجودم زیر و رو شد. سرم را انداختم پایین. زبانم سنگین شده بود. به سختی لب باز کردم و گفتم: «حاج‌آقا، سر که نداره! بدنش رو هم مثل علی‌اکبر علیه‌السلام اربا اربا کردن.» هیچ نگفت. فقط نگاه کرد سمت ضریح و گفت: «بی‌بی، این هدیه رو قبول کن.» روحش شاد @hal_khosh
🚨 فوری!!! بازهم سفر فوق لاکچری یک آقازاده‌ خبرساز شد! در سکوت خبری و دور از چشم فعالان فضای مجازی یکی دیگه از فرزندان آقایان سرداران سپاه، خورد و برد و با پرواز دیشب (شب بیست و یکم ماه رمضان) همه رو فروخت و به سواحل بهشتی گریخت!!! داستان از قرار بوده که: به گفته شاهدان عینی ایشون نتوانسته بیشتر از چند تا گلوله بخوره و فقط موفق شده یک دست لباس سوراخ، سوراخ نظامی خونی با خودش ببره و دو دختربچه خردسال از خودش به جا بذاره! گفته می‌شود ایشون در حین فرار از دست دنیای خاکی و فضای مسموم و آلوده این دنیا همه داراییش و عزیزانش رو با بلیط پرواز معامله کرده تا سبک بشه و بتونه پرواز کنه! اسناد و مدارکی هم موجوده که باباش(جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان) با پارتی‌بازی جیگرگوشش رو با یه پرواز First Class اونهم در شب شهادت امیرالمومنین که پروازها اختصاصیه و بلیط گیر هرکسی نمیاد فرستاده سواحل بهشت برین، شکارچیان فضای مجازی اسنادی پیدا کردند و معتقدند که این آقازاده اونطرف با چند تا حوری و از ما بهترون قرار ملاقات داشته و قراردادهای توپولی هم بسته. خیلی ها معتقدند مقصر اصلی پدر و مادرش هستند که نون حلال بهش دادن و اینجوری تربیتش کردن تا به این عاقبت دچار بشه! البته شهادت شهود حاکی از آنست که خودش هم سر دوراهی‌های زندگی انتخابهایی کرده که در این عاقبت به خیری خیلی موثر بوده!!! و همچنان این سوال در هاله‌ای از ابهام است که چرا این سفرهای لاکچری، قراردادها و ملاقاتها، بخور و ببرها نصیب ما نمیشه!!!؟؟؟ کجای کارمون اشکال داره! الله اعلم! والعاقبه‌للمتقین.... التماس دعا ضمنا تصاویر لورفته از ایشون هم موجود است! 🔹
7.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| قطعه ای از مداحی جالب حاج علی ملائکه در بزرگترین اجتماع شب قدر جهان اسلام؛ حرم مطهر رضوی بگو به اهلِ یَمَن، کَشتی نجات رِضاست بگو به سوریه که معنی حیات رضاست بگو به مردم غزه که مقتدا رضاست بگو به اهل میانمار که آشنا رضاست گره به کارت اگر هست یار ما رضاست پناه مردم بی دست و پا رضاست @aqr_ir. @hal_khosh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 بیست و چهارم ماه مبارک رمضان ؛ 🔸اللهمّ إنّی أسْألُکَ فیه ما یُرْضیکَ وأعوذُ بِکَ ممّا یؤذیک وأسألُکَ التّوفیقَ فیهِ لأنْ أطیعَکَ ولا أعْصیکَ یا جَوادَ السّائلین. ▫️خدایا من از تو میخواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند ▫️و پناه می برم بتو از آنچه تو را بیازارد ▫️واز تو خواهم توفیق در آن برای اینکه فرمانت برم ونافرمانی تو ننمایم ▫️ای بخشنده سائلان حال خوش 👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا