💠#داستان
🔸مرد باش !
🐐بزغاله ای روی پشت بام بود و به شیری که از پایین عبور می کرد توهین میکرد و ناسزا می گفت.
👈شیر گفت : این تو نیستی که به من ناسزا می گوید ، بلکه این جایگاه توست که به من ناسزا می گوید.
❌مبادا بوسیله جایگاهت به دیگران
توهین کنی،که تکیه گاهت با گذر زمان سست شده و فرو میپاشد، آنگاه تو میمانی و آنهایی که تحقیرشان کردی......
🌷پس در اوج قدرت مرد باش
(شیخ بهایی)
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
از يک مشهدی پرسيدند با کدوم عبادت بيشتر حال میکنی؟
- گفت: نماز ميت ...!!
پرسيدن چرا؟
- گفت:
وضو که نِمِخه ،
رکوع و سجده هم که نِدِره ،
صِفشم که خِرتوخِره!
کِفشاتِم دِر نِمييری گم نِمِره ،
آخرشم نهار مِدِن ،
اِزی بيتر چِه مِخِی؟😂
#خندیدنی
@hal_khosh
بعضیها مراسمی دارند به نام مراسم خداحافظی
این مراسم از وقتی مهمان بلند شده و تصمیم به رفتن میگیرد به صورت سرپا به مدت زمان ۱۵ تا ۴۵ دقیقه جلوی درب خروجی برگزار میشود
و هر چه زمانش بیشتر باشد نشانه علاقه و احترام مهمان و میزبان به همدیگر است😂😂
#خندیدنی
@hal_khosh
💠#پندیات
ای خوش آنکس که دلی را ز وفا شاد کند
خاطر غمزده ای بهر خدا شاد کند
ای خوش آن اهل سخاوت که ز احسان و کرم
دل محتاج به آیین عطا شاد کند
هست در روز جزا سر خط آزادی او
هر که خاطر ز اسیران بلا شاد کند
خرّم آن راد که از عقده گشائی دل خلق
چون نسیم سحر و باد صبا شاد کند
بلبل آسا به گلستان جهان با صد شور
دل عشّاق حزین را به نوا شاد کند
در بر اهل حقیقت که صفا بخش دلند
ذکر مولاست که دل را ز صفا شاد کند
«اشتری» هر که به دل مهر علی اندوزد
خاطرش را ز عنایت به جزا شاد کند
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
💠#داستان
📌 ثروت واقعی....
مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید.
او طلاها را در گودالی در حیاط خانه اش پنهان کرد.
او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد.
تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد.
همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت.
روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت.
او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد.
رهگذری او را دید و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟⁉️
مرد حکایت طلاها را بازگو کرد.
رهگذر گفت: این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست، تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟
🖋ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است...
اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده است و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید.
بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر میشود.
🔴دارایی شما حساب بانکیتان نیست.
دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است که برای یاری رساندن دیگران به گردش در میآورید....
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🌸 عاقبت بخیری اجباری! 🌸
🌼 هر کس هر روز سوره #یس بخواند و ثواب آن را به #حضرت_زهر ا علیهاسلام هدیه کند .
🌼 و #دعای_عهد بخواند و ثواب آن را به #مادر_امام_زمان عجل الله تعای فرجه حضرت نرجس خاتون هدیه کند.
🌼 و نیز سوره #واقعه هم خوانده و ثوابش را به #امام_علی علیه السلام هدیه کند .
🌹 چه بخواهد و چه نخواهد #عاقبت_بخیر می شود نخواهد هم به زور می شود!
حضرت آیت الله #بهجت رحمه الله
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
به دوستم گفتم تو که اینقدر پنچرگیری بلدی چرا مکانیک نشدی؟
برگشت بهم گفت: تو که اینقدر چای ریختن بلدی چرا آبدارچی نشدی
#خندیدنی
@hal_khosh
#خندیدنی
هر زمان بحث عروسی جوانها میشد
نیشم اندازهی دریای خزر وا میشد
خوابهایم همه دربارهی وصلت بودند
یار میگفت: «بله»، هلهله بر پا میشد
بین صد دختر زیبای دمِ بختِ محل
سرِ من گیسکشی میشد و دعوا میشد
باز با اینهمه خوشبختی و شادی در خواب
جسمِ بیچارهی من، صبح، عزب پا میشد...
«با صبا در چمنِ لاله، سحر میگفتم»:
نیمهی گمشدهام کاش که پیدا میشد
دل من در پی یک یارِ نکو بود فقط
گر چه تا چار نفر داخل آن جا میشد
عاقبت دلبر شیرین خودم را دیدم
ترشیِ سیبِ دلم داشت مربا میشد...
آخر هفته شد و خواستگاری رفتیم
داشت کمکم سندِ عاشقی امضا میشد
گفتم: «ایول! چه جوانِ گلیام» از بس که
کرد تعریفِ مرا مادرِ من تا میشد
پدرش گفت به ما: «خانهی آقازاده
مثل یارانهی او کاش مجزا میشد...
خانهای لوکس در آن منطقهی عالی شهر
در فلان دهکده هم صاحب ویلا میشد»
گفت: «باید بخرد شازدِه ماشین و طلا»
قطرهی خواستهها داشت که دریا میشد
بعد از آن چرتکهی مهریهمان را انداخت
بهگمانم که دو دو تاش، چهل تا میشد
گفتم: «ای بر پدرت... رحمتِ بسیار خدا
کمرِ گِیتْس هم از این همه فن تا میشد»
تا که فهمید که موجودیِ ما کافی نیست
ناگهان داد زد و عینِ «تسونامی» شد
گفته حافظ که مدارا بشود با دشمن
کاش با قشرِ جوان نیز مدارا میشد
✍️ محسن طاهری
#خواندنی
#خندیدنی
@hal_khosh
🔹جونه با مادر ش رفت مغازه حیوانات
بعد از که چرخی زدند ، از یک مار خیلی خوشگل خوشش اومد
پرسیدچند ؟
طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومن
مادرش گفت : تو که نه نماز میخونی
نه روزه میگیری
نه عبادت حالیته ،
ظلم و بدی هاتم که نهایت نداره
خودش مفت و مجانی میاد تو قبرت !! بیا بریم :
#خندیدنی
@hal_khosh