#منظررندان
#14خرداد
گونه: #مدح
موضوع: #رهبرفقیدانقلاب
#آیةاللهخمینی
#نائبامامراحل
قالب شعر: #غزل
وزن: #فعلاتنفعلاتنفعلاتنفعلن
شاعر: #حجةالاسلامزکریّااخلاقی
مشابه: #سعدیامردنکونامنمیردهرگز
ــــــــــــــــــ
خرقه پوشان به وجود تو مباهات کنند
ذکر خیر تو در آن سوی سماوات کنند
پارسایانِ سفرکرده به آفاق شهود
در نسیم صلوات تو مناجات کنند
پیش آیینه ی پیشانی تو هر شب و روز
ماه و خورشید تقاضای ملاقات کنند
پی به یک غمزه ی اشراقی چشمت نبرند
گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کنند
بعد از این، حکمتیان نیز به سر فصل حیات
عشق را با نفس سبز تو اثبات کنند
قدسیان چون ز تماشای تو فارغ گردند
عطر انفاس تو را هدیه و سوغات کنند
بعد از این شرط نخستین سلوک این باشد
که خط سیر نگاه تو مراعات کنند ...❤️
ـــــــــــــــ
به جهت پیوستن به #حلقۀرندان و مشاهدۀ آثار بیشتر لطفاً لینک زیر را لمس بفرمائید:👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1185873964Cab5f90b3dd
#منظررندان
#عصرجمعه
موضوع: #انتظار
#امامزمان
#قیام15خرداد
قالب شعر: #غزل
وزن: #فعلاتنفعلاتنفعلاتنفعلن
شاعر: #رهبرفقیدانقلاب
#امامخمینی
مشابه: #سعدیامردنکونامنمیردهرگز
ــــــــــــــــــ
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت بدل شاد کشم
مردم از زندگی بیتو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم💔
.
.
.
#منظررندان
موضوع:#امامزمان
#قیام15خرداد
قالب شعر: #مثنوی
وزن: #فعلاتنفعلاتنفعلاتنفعلن
شاعر: #رضانیکوکار
مشابه: #سعدیامردنکونامنمیردهرگز
ـــ
همهجا مشت گره کرده تب فریاد است
وقت با سر به زمین خوردن استبداد است
وقت افتادن رعشهست به جان شب تار
از دل مرد و زن و پیر و جوان رفته قرار
وقت سیلی زدن صورت طراریهاست
لحظهی معجزه و موعد بیداریهاست
ماه پنهان شده در سیطرهی ابر سیاه
«هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله…»
عشق پیمانه به پیمانه جنون میریزد
از دل مدرسهی فیضیه خون میریزد
اینکه برخاسته چون سرو سهی ایران است
همه جا صحبت غوغای کفنپوشان است
همه جا صحبت این است کسی میآید
«مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید»
همه جا باز پر از شور و شرر میگردد
«یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد»
شب این شهر اگر سرد و اگر تاریک است
اندکی صبر عزیزان! که سحر نزدیک است
فجر پیداست از این فاصله، شب رفتنی است
شاه درمانده و بیاصل و نسَب رفتنی است
کوچه به کوچه خیابان به خیابان با ماست
بانگ تکبیر بلند و تب توفان با ماست
مستی جام شراب است ز تاک افتاده
هر شهیدی که چونان لاله به خاک افتاده
بشمارید در این راه همه سرها را
فوج در فوج ببینید کبوترها را
تب ققنوس در این طایفه افتاده ببین!
همهجا پر شده از عاشق و دلداده ببین!
سوختن در سفر عشق چه شوری دارد
پس از این حادثه خورشید چه نوری دارد
خاک پر گوهر و از لاله لبالب داریم
دست بگذار به پیشانی ما، تب داریم
تب عشق است که افتاده به جان همهمان
جانمان هم به فدای وطن ما ایران
نفسی مانده در این سینه که فریاد کشیم
«انتظار فرج از نیمهی خرداد کشیم»