eitaa logo
انتشارات حماسه یاران
4.6هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
51 فایل
💡بخوان برای ایستادن! 🔹راوی قصه‌هایی که کمتر شنیده‌ و خوانده‌اید. 🔸ناشر دو کتاب‌ِ توصیه شده توسط رهبر شهیدمون 🥀: 📔 «تنها گریه کن» و «تب ناتمام» روابط عمومی (ارتباط با ادمین) @hamasehyaran1
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌دونید چرا این کتاب،‌ انقدر احساس مخاطب رو درگیر کرده؟ چه چیزی در شخصیت و زندگی «ننه علی» بوده،‌ که همه مخاطبان سر تعظیم در برابر صبر این مادر فرو میارن؟ موافقید بخشی از این کتاب رو با هم بخونیم؟ نشر حماسه یاران | حس خوب خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
انتشارات حماسه یاران
می‌دونید چرا این کتاب،‌ انقدر احساس مخاطب رو درگیر کرده؟ چه چیزی در شخصیت و زندگی «ننه علی» بوده،‌ ک
📌 به طرفم حمله کرد تعادلم را از دست دادم و از پله‌های طبقه اول پرت شدم. خدا رحم کرد دست و پایم نشکست. سرم گیج می رفت. حسین از پله‌ها پایین آمد اشاره کردم برگردد. می‌دانست هر وقت من و پدرش دعوا می‌کنیم او حق دخالت ندارد. صدای گریه امیر از داخل خانه بلند شد. 📌رجب به طرفم آمد گفتم حتما ترسیده و می‌خواهد دلجویی کند. گوشه لباسم را گرفت، پیراهنم را دور گردنم پیچید و مرا روی زمین تا جلوی درحیاط کشاند. 📌دست و پا می‌زدم نفسم بالا نمی‌آمد. کم مانده بود خفه شوم. از زمین بلندم کرد و با پای برهنه هلم داد بیرون خانه و در را پشت سرم بست. 📌 بلند شدم آرام چند ضربه به در زدم و گفتم: «رجب! بازکن شبه بی انصاف یه چادر بده سرم کنم.» زنجیر پشت در را انداخت و چراغ‌های خانه را خاموش کرد. 📌پشت در نشستم از خجالت سرم را پایین می انداختم تا رهگذری صورتم نبیند. پیش خودم گفتم اینم عاقبت تو زهرا مردم با این سر و وضع ببینت چه فکری میکنن؟! یکی دو ساعتی کنار پیاده رو نشستم آخر شب کسی جز من در خیابان دیده نمی شد سرما به جانم افتاده بود گاهی چند قدم راه میکنم تا دست و پایم خشک نشود. 📌ماشین پلیس از کنارم رد شد و کمی جلوتر توقف کرد. دنده عقب گرفت و برگشت. مأمور پلیس نگاهی به من انداخت و گفت: «خانوم چرا اینجا نشستی؟! پاشو برو خونه‌ات. دیروقته» سرم را بالا گرفتم و گفتم: «من خونه ندارم بچه هام شهید شدن شوهرم از خونه بیرونم کرده از امشب خونه ی من بهشت زهراست.» 📚 داستان پرفراز و نشیب مادر شهیدان شاه‌آبادی را در «قصه ننه علی» بخوانید 👇 hamasehyaran.ir/ghese-nane-ali/
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرار بود حماس نابود بشه، قرار بود غزه رو تصرف کنند، اما نه تنها به هیچکدام از اهداف‌شون نرسیدند، که مجبور به آزادی اسیران فلسطینی شدند. ویدئویی از بازگشت یک رزمنده فلسطینی بعد از ۲۲ سال اسارت ❤️ ✍حالا نوبت ما اهالی روایت است برای روایت حماسه‌های شما ✌️ نشر حماسه یاران | حس خوب خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
در دنیای ما پدرها و پسرها با هم بازی می‌کنند، با هم رفاقت می‌کنند، و با هم شهید می‌شوند. صبح سه‌شنبه ما در حماسه یاران از اینجا آغاز می‌شود: نقطه اتصال زمین و آسمان سلام و صلوات بر پدر و پسری که در آغوش هم، شهید راه قدس شدند. ❤️ نشر حماسه یاران | حس خوب خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
⛔️ ما در جهان گرگ‌ها زندگی می‌کنیم! ✍️ بازخوانی روایت سیدحسن نصرالله به مناسبت آتش‌بس غزه سید حسن نصر*الله: (بعد از پیروزی در جنگ ۳۳ روزه و آزادی اســیران حزب*‌الله ) «ما در جهان گرگ‌ها زندگی می‌کنیم از جهان توقع عدالت و انصاف نداشته باشید. هیچ قانون بین‌المللی وجود ندارد در دنیا، قانون جنـگل حاکم است. اگر قوی نباشیم،‌ خورده می‌شویم. اینکه خاک ما آزاد شد و اسیران‌مان از زندان‌های رژیم صهیونیستی بازگشتند هیچ ارتبـاطی با شورای امنیت، آمریــــــــــــــــــــــــــکا و جامعه بین‌الـــمـــلـلی ندارد.» روایت کامل سید مقاومــت از ج*نگ ۳۳ روزه را در فـصلِ «خون،‌ آتش،‌ حماسه،‌ خدا و دیگر هیچ» از کتاب «روح‌الامــــیــــن» به قلم خانم الهه آخرتی می‌توانید مطالعه کنید. تهیه کتاب «روح‌الامین» با تخفیف ویژه 👇 hamasehyaran.ir/product/roholamin/
صبح چهارشنبه ما در حماسه یاران از اینجا آغاز می‌شود: نقطه اتصال زمین و آسمان سلام و صلوات بر ۱۰۰ شهید جاویدان سردشت و جزیره مجنون و سلام بر فرمانده سرافراز سپاه اسلام: شهید آقا مهدی زین‌الدین نشر حماسه یاران | حس خوب خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
25.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معرفی کتاب «بیسیمچی تخس» 🔸 توسط نویسنده کتاب خانم فائزه سعادتمند 📖 در برنامه نوجهان شبکه یک سیما 🔸 کتاب «بیسیم‌چی تخس» خاطرات جانباز رزمنده ابوالقاسم عموحسینی است که با وجود سن کم توانست با ترفند و کلک خودش را همراه نیروهای داوطلب به جبهه جنگ برساند و در آنجا به عنوان نیروی واحد مخابرات فعالیت کند. 🔸 او در عملیات‌های متعددی به عنوان بیسیمچی فرماندهان حضور داشته و از نزدیک شاهد رشادت و جانفدایی بزرگمردانی همچون مهدی زین الدین بوده است. او تا پایان جنگ به شکل مستمر در جنگ حضور داشته و بسیاری از حوادث بزرگ جنگ را با چشمان خویش دیده و در هنگام حمله ناجوانمردانه شیمیایی نیز مجروح می‌گردد. 🔸 ایشان پس از جنگ تمامی خاطرات خود را در چندین دفتر مکتوب کردند و پس از چندین سال در اختیار نویسندگان جنگ قرار دادند تا این اثر جذاب و خواندنی منتشر گردد. نشر حماسه یاران | حس خوبِ خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
📸 تصویر کمتر دیده از مادر بزرگوار شهید محمد معماریان 📅 دی ماه 1365 📌 گلزار علی ‌بن جعفر(ع) - قم خانم اشرف سادات منتظری درباره این تصویر می‌گویند: «زیر چادرم داخل یک کیسه،‌ نقل و گل داشتم. مشت می‌کردم و می‌ریختم روی قبر محمد. شب هفتمش بود.» 🔹 بر اساس کتاب تنها گریه کن نشر حماسه یاران | حس خوبِ خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran
دخترها با مادرها پسرها با پدرها دو مزاری که ۴ شهید یک خانواده را در آغوش گرفته است. بعضی از سنگ‌های مزار گلزار شهدا، خودش یک روضه مصور است.... صبح پنجشنبه ما در حماسه یاران از اینجا آغاز شد؛ در کنار شهدای مظلوم بمباران قم در دوران دفاع مقدس نشر حماسه یاران | حس خوب خواندن 🇮🇷 @hamasehyaran