هر روایت، از جایی آغاز میشود؛
از یک زن، یک تجربه و روزهایی که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت.
در «همچو سرو»، روایت زنان را در موقعیتها و نقشهای گوناگون جستوجو میکنیم؛ از پناه و همیاری تا داغ و ایستادگی، از ثبت روزهای بحران تا روایتهای خاموش و کمتر شنیدهشده.
اینها محورهای موضوعی رویداد ملی «همچو سرو» هستند؛
اما هر روایت، پیش از هر دستهبندی، ارزش شنیدهشدن دارد.
برای دیدن جزئیات هر محور، اسلایدها را ورق بزنید. 🌱
«همچو سرو | روایت زنان از ایستادگی»
راه ارتباطی با دبیرخانه و ارسال روایات:
@Hamcho_sarvv
🔹در بله ، ایتا و تلگرام
https://eitaa.com/hamchoo_sarv
رویداد ملی روایت زنان ایران
همچو سرو
“فرصت ارسال روایات ، تا ۱۴ شهریور ماه
🟢تمدید شد🟢
روایت آنچه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر تجربه کردهاید را
در قالب متن ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمهای
یا صوت حداکثر تا ۲ دقیقه به آیدی: @hamcho_sarvv بفرستین.
روایتهای برگزیده به رویداد ملی دعوت شده، با کمک اساتید برتر حوزه نویسندگی و روایتگری، روایت خود را مکتوب کرده و در آخر آثار برتر، به صورت کتاب منتشر و به آثار برتر، هدایای نفیس اهدا میگردد.
📞 09900878230
جهت ارتباط بیشتر تماس بگیرین(:
راه ارتباطی با دبیرخانه و ارسال روایات:
@Hamcho_sarvv
🔹در بله ، ایتا و تلگرام
https://eitaa.com/hamchoo_sarv
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا سرو؟
سرو، در فرهنگ ایران، تنها یک درخت نیست؛
نمادیست از ایستادگی، آزادگی و ریشهداشتن در خاکی کهن.
روایت «همچو سرو» از همین معنا آغاز میشود؛
از زنانی که در سختترین روزها ایستادند، تکیهگاه شدند و همچنان استوار ماندند.
همچو سرو؛ روایتی از ایستادگی
راه ارتباطی با دبیرخانه و ارسال روایات:
@Hamcho_sarvv
🔹در بله ، ایتا و تلگرام
#روایت
#سرو
#رویداد_ملی_همچو_سرو
https://eitaa.com/hamchoo_sarv
هر زن، قصهایست
که شاید سالها شنیده نشده؛
اما ایستاده،
مثل سرو
در بلندای باد.
#همچو_سرو
#زن
@hamchoo_sarv
فرصت ارسال روایات ، تا ۱۴ شهریور ماه
🟢تمدید شد🟢
راه ارتباطی با دبیرخانه و ارسال روایات:
@Hamcho_sarvv
🔹در بله ، ایتا و تلگرام
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 معرفی استاد | رویداد ملی «همچو سرو»
در مسیر روایتهایی که قرار است شنیده و ماندگار شوند، همراهی استادانی که روایت را میشناسند و تجربه زیسته را به داستان پیوند میزنند، بخش مهمی از «همچو سرو» است.
در این ویدئو،
با «حامد شکیبانیا»
مستندساز و نویسنده، همراه میشویم؛
که در کارگاه «روایت زندگی و داستانهای قلابی» از دنیای روایت و چگونگی شکلگیری داستانها خواهد گفت.
همراه ما باشید تا روایت را دقیقتر ببینیم، بشنویم و بازگو کنیم🌿
#همچو_سرو
#رویداد_ملی_همچو_سرو
#روایت
#داستان
#حامد_شکیبانیا
🆔🌱@hamchoo_sarv
اگر جنگ، تندبادِ این خاک بود،
ما سروهایی بودیم
که با هر وزشِ سختتر،
ریشه در خاک دواندیم
و بلندتر ایستادیم.
#همچو_سرو
#روایت
#جنگ
🆔🌱@hamchoo_sarv
📜🖊روایت یک مادر از روزهای دوری ...
نمیدانم امروز چندشنبه است. بارها از دیگران میپرسم، اما همان لحظه مغزم دوباره همهچیز را فراموش میکند. فقط میدانم چند روزیست که بچهها پدرشان را ندیدهاند.
پسر بزرگم، که ۹ ساله است، راحتتر با نبودن پدرش کنار میآید. از همان دو سالگی به نبودن او در خانه عادت کرده بود؛ وقتی پدرش برای رزیدنتی به شهر دیگری رفت، چهار سال سخت را دور از هم گذراندیم. پسر کوچکم اما بیشترِ زندگیاش را در کنار پدرش بوده و حالا نبودنش برایش سختتر است. این روزها مدام بهانه میگیرد، گریه میکند، عصبانی میشود و برادرش را هم اذیت میکند.
تا دیشب که بالاخره اشکهای پسر بزرگم هم سرازیر شد.
با اینکه هیچوقت به آنها یاد ندادهام گریه کردن برای مردها عیب است، پسرم همیشه سعی میکند گریهاش را از ما پنهان کند. اما دیشب دلشورهی پدرش را گرفته بود. کنارمان نشست و آرامآرام گریه کرد.
گریهاش مثل دومینو بود؛ اشکهای مادرم و بعد پسر کوچکم هم سرازیر شد.
خیلی سخت بود که با دیدن گریهشان خودم را نبازم. حواسشان را پرت کردم و بعد با پدرشان تماس گرفتیم تا صدایش را بشنوند و مطمئن شوند حالش خوب است.
خودم هم این روزها دیگر مثل قبل طاقت ندارم. بیشتر بدخلقی میکنم، کمتر میخندم و بچهها را بیشتر دعوا میکنم. تنها خلوت من شده همین آخر شبها، وقتی همه خواباند.
امروز اما بعد از چند روز به مسجد رفتیم و نماز جماعت خواندیم. یادم رفته بود مسجد و نماز جماعت چقدر میتواند حالم را بهتر کند.
این روزها شیطان را بیشتر از همیشه بالای سرم حس میکنم.
باید خودم را جمع کنم؛ برای خودم، برای بچهها و برای روزی که دوباره پدرشان برگردد.
#همچو_سرو
#زن
#روایت_شما
🆔🌱@hamchoo_sarv