ما از روزهای جنگ خیلی روایت شنیدیم...
از موشک و پدافند، از حمله و دفاع، از آدمهایی که در خط مقدم ایستادن، از بیمارستانهایی که پر از مجروح شدن، از امدادگرهایی که خودشون رو به دل حادثه رسوندن، از شبهایی که مردم با صدای انفجار بیدار موندن و روزهایی که زندگی برای خیلیها دیگه شبیه روزهای قبل نبود...
اما جنگ فقط همونجایی نبود که صدای موشک و انفجار میاومد.
جنگ، وسط زندگی مردم جریان داشت...
و درست همونجا آدمها باید با همهی این اتفاقها زندگی رو ادامه میدادن.
آدمهایی که شاید کمتر ازشون شنیدیم...
@hamcho_sarv
مثلا زنها
در قامتِ مادری وسط صدای انفجار
در قامتِ همسری چشمانتظار
در قامتِ پرستاری در بیمارستان
در قامتِ امدادگر هلالاحمر
در قامتِ خبرنگاری در دل ماجرا
و حتی در سادهترین شکلِ زندگی:
زنی که غذا آماده میکرد، از خانواده مراقبت میکرد، به همسایهاش پناه میداد و کمک میکرد زندگی با همهی سختیها ادامه پیدا کنه.
زنها فقط شاهد جنگ نبودن خودشون بخشی از روایت آن روزها بودن...
اما از خیلی از این لحظهها و قصهها کمتر شنیدیم...
@hamcho_sarv
شاید یک زن تجربهای داشته باشه از یک لحظه خاص...
یک تصمیم
یک اتفاق
یک مواجهه
یک لحظهی سخت که شاهدش بوده
یا حتی یک موقعیت ساده که اون روزها براش معنای دیگهای داشته.
تجربهای که وقتی امروز بهش نگاه میکنه، میبینه چیزی برای گفتن داره، چیزی که شاید اگر روایت بشه بخشی از اون روزها رو برای همیشه زنده نگه داره.
شاید همون چیزی باشه که باید ثبت بشه برای آینده
@hamcho_sarv
و حالا فرصتی پیش اومده و ما میخوایم بریم سراغ روایتهایی که شاید روزها گوشهای از حافظهی یک زن مونده باشن...
روایتهایی از جنگ، از مقاومت، از همدلی، از فداکاری، از امید و از وداع و از آدمهایی که شاید اسمشون هیچوقت جایی ثبت نشده...
میخوایم این بار، بذاریم کسانی که شاهدان نزدیک این روزها بودن خودشون قصهشون رو بگن...
لازم نیست نویسنده باشید
لازم نیست روایتتون خیلی طولانی باشه.
فقط اگر یک تجربه دارید که فکر میکنید باید شنیده بشه برامون بفرستید...
در قالب یک صوت ۲ دقیقهای
و یا متنی ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه.
@hamcho_sarvv
09900878230
شاید بخشی از آنچه باید به یاد بماند، در روایت شما پنهان شده باشد...
تاریخ فقط در کتابها و گزارشهای رسمی خلاصه نمیشود. گاهی یک خاطره، تجربه شخصی یا روایت یک شاهد، میتواند قطعهای از پازل یک اتفاق بزرگ را کامل کند.
اگر در روزهایی که ایران جنگ، مقاومت، همدلی و وداع را تجربه کرد، شاهد لحظهای از فداکاری، شجاعت، امید یا انسانیت بودهاید، روایت خود را با ما به اشتراک بگذارید.
روایتها مرز نمیشناسند. فرقی نمیکند کجای ایران یا جهان زندگی میکنید؛ روایت شما میتواند بخشی از این فراخوان باشد. روایت خود را برای ما بفرستید. راویان آثار برگزیده به رویداد «همچو سرو» دعوت میشوند؛ برگزیدگان ساکن تهران در رویداد بهصورت حضوری و برگزیدگان ساکن دیگر شهرهای ایران و خارج از کشور بهصورت آنلاین همراه ما خواهند بود.
روایتهای منتخب، پس از تدوین و پرداخت حرفهای، در قالب یک کتاب منتشر خواهند شد.
شاید روایت شما، همان بخشی از تاریخ باشد که هنوز شنیده نشده است...
⏳ مهلت ارسال: تا ۵ شهریور
✍️ متن: ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه
🎙 صوت: حداکثر ۲ دقیقه
📩 ارسال در بله و تلگرام: @hamcho_sarvv
📞 09900878230
https://eitaa.com/hamcho_sarv
جنگ، قصهی مردانی است که در خط مقدم ایستادند اما پشت این خط، زنانی بودند که ستونهای خانه را با دستهای خالی نگه داشتند. زنانی که معنای انتظار را با گوشت و پوستشان لمس کردند.
ما در همچو سرو معتقدیم جنگ بدون روایت زنان ناقص است.
قصه شما، تنها یک خاطره نیست... بخشی از تاریخ این سرزمین است که نباید غبار فراموشی بگیرد.
شما راوی چه تصویری از آن روزها هستید؟
@hamcho_sarvv
.
✍🏻اینبار شما روایت کنید:
روایت آنچه زنان در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر رقم زدهاند...
رویداد ملی روایت زنان ایران
*همچو سرو*
روایت آنچه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر تجربه کردهاید را
در قالب متن ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمهای
یا صوت حداکثر تا ۲ دقیقه به آیدی: @hamcho_sarvv بفرستین.
روایتهای برگزیده به رویداد ملی دعوت شده، با کمک اساتید برتر حوزه نویسندگی و روایتگری، روایت خود را مکتوب کرده و در آخر آثار برتر، به صورت کتاب منتشر و به آثار برتر، هدایای نفیس اهدا میگردد.
📞 09900878230
جهت ارتباط بیشتر تماس بگیرین(:
کانال رویداد ملی همچو سرو در ایتا:
@hamchoo_sarv
بعضیها در هیاهوی آژیرها و بیانیههای رسمی جنگ دیده نشدند؛ اما بیصدا و با صبوری، چراغِ امید را در خانهها روشن نگه داشتند ....
@hamchoo_sarv
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این زندگی حلالِ کسانی که همچو سرو
آزاد زیست کرده و آزاد میروند
همچو سرو به زودی…🌲✨
#همچو_سرو #روایت #زنان
@hamchoo_sarv