دِلَمهَوایِنَجَفڪَردوَخوبمیدانَم . .
بَراتِقَلبِپَریشاندَراِختیارِعلی؏ست💔"
▪️اَلسَّلامُعَلَيْكَيَاأَمِيرَالْمُؤمِنيِنَ✋️
#فاطمیه
#سفینــــة_النجـــاة
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
چون #امیرمومنانعلی ،کسیراکه
محرمرازباشدپیدانمیکرد؛
تادردودلهایشرابااودرمیانبگذارد؛
وچونکسیدراینحدنبودکهبتواند
بهاسرارمولاگوشکند
وهمینطوردردهای #علیعلیهالسلام
آنقدرسنگینبودکهکسیتوانشنیدنشرا نداشت؛ازاینبابتسربهچاهمیبرد
وباچاهدردودلمیکرد. . .
#یاعلی
#فاطمیه
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
فاروق انشر فضائل # امیرالمومنین
غرق زخمیم ، کمی قامتمان خم شده است ؛
تا [علی] هست ، خیالی ز زمین خوردن نیست💛'☘️ .
#مولآ_علے
🌸 ﷽🌸
💖 #مناقب #اقا #امیر #المومنین از #لسان #قدسی #پیامبر #اکرم(ص)*💖
💞 #یا #اباالحسن!! اَلا #اِنّی و#اَنتَ #اَبَوا #هذِهِ #الامه.
پیامبر اکرم(ص)فرمودند:
*یا اباالحسن''بدان وآگاه باش''من وتو پدران این امت هستیم*
اصبغ'بن نباته''روایت کرده :
در آخرین لحظات عمر شریف اقاامیر المومنین (ع) به عیادت حضرت رفتم.بمن فرمود:
ای اصبغ''بنشین وحدیثی ازمن بشنو که پس از این روز''دیگر از من سخن نخواهی شنید''بدان ای اصبغ''من به عیادت رسول خدا رفته بودم''که فرمود:ای ابالحسن!! برخیز به مردم بگو: برای نماز جماعت در مسجد حاضر شوند''آنگاه بر فراز منبر برو ویک پله از مقام من پایین تر بنشین وبه مردم بگو::
🤦🏻♂️آگاه باشید!! هر کس بر والدین خود جفا کند لعنت خدا بر اوباد.
🤦🏻♂️اگاه باشید! هر بنده ای که از مولایش بگریزد'لعنت خدا بر اوباد.
🤦🏻♂️اگاه باشید!! هر که بر مزد واُجرت کارگری ستم کند''لعنت خدا بر اوباد.
مردی ''بلند شد وگفت:ای ابالحسن''آنچه گفتی''سه عبارت مختصر بود انها را توضیح بده''من جواب اورا ندادم''تا بخدمت رسول خدا(ص) رسیدم..وسخن ان مرد را به استحضار حضرتش رساندم.
اصبغ! گوید:در این هنگام''علی(ع)دست مرا گرفت وفرمود:
ای اصبِغ!! دست خود را بگشا!!
من دستم را گشودم' حضرت یکی از انگشتان مرا گرفت وفرمود:
ای اصبغ! همانگونه که من انگشت تورا گرفتم ' رسول خدا ص انگشت مرا گرفت''وفرمود:
*ای ابا الحسن! براستی که من وتو پدران این امت هستیم''هر کس به ما جفا کند لعنت خدا بر اوباد*
*براستی که من وتو مولای این امت هستیم هر که از ما بگریزد''لعنت خدا بر اوباد*
*براستی که من وتو''دو اجیر این امت هستیم' هر کس که در پاداش ما ستم نماید لعنت خدا بر اوباد.*
آنگاه فرمود: آمین
واین سخن بگفت وبیهوش شد .....
📝عرضه می داریم محضر اقاومولا وامام خود.امیر المومنین علی (ع) که بفرموده تان' شما پدر ما شیعیان هستید''
اقا جانم ''پدر مهربانم''دست من و دامان تو ای نور دیده
💖به عشق امیرالمومنین علی بخوانید وبه نیت فرج وظهور فرزند ش نشر دهید
🤲بحق امیرالمومنین علی علیه السلام
اللهم عجل الولیک الفرج🤲
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
حکم شرعی استفاده از تمثال و تصاویر منصوب به ائمه علیهم السلام
نظر حضرت آیت الله سید علی خامنه ای:
این کار فی نفسه از نظر شرعی اشکال ندارد به شرط این که مشتمل بر اموری که از نظر عرف اهانت و بیاحترامی محسوب می شود نبوده و با شأن این بزرگواران منافات نداشته باشد
نظر حضرت آیت الله سیستانی:
اگر مشتمل بر هتک نباشد اشکال ندارد
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
تمثال مبارک حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام اثر استاد فرشچیان
استاد فرشچیان:
سه بار امام رضا را در خواب دیدم تا صورت را کشیدم
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
استادی میگفت:
و لفظ عليّ مكتوب في كل وجه من وجوه الانسان و الحيوان و الوحوش و الطيّور و السبّاع مرّتين و لنعم ما قيل:
بر صفحه ي چهره ها خط لم يزلی
معكوس نوشته است نام دو علی
يك لام و دو عين با دو ياء معكوس
از حاجب و انف و عين با خطّ جلی
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
🔆معامله با خدا
سه روز گذشت در خانه على عليه السلام غذايى پيدا نشد، آن حضرت و فاطمه زهرا(سلام الله علیها ) و حسنين عليه السلام گرسنه ماندند، فاطمه (س ) پيراهن خود را به على عليه السلام داد تا بفروشد، آن حضرت پيراهن را به شش درهم فروخت ، اتفاقا، فقيرى درخواست كرد، حضرت آن شش درهم را به فقير داد.
پس از اين جريان ، جبرئيل امين بصورت مردى ناشناس سوار بر شترى در برابر على عليه السلام حاضر شد و عرض كرد: اين شتر را از من خريدارى كن .
على عليه السلام فرمود: من پول قيمت اين شتر را ندارم تا خريدارى كنم .
مرد ناشناس گفت : حاضرم شترم را بفروشى و پولش به عنوان نسيه بماند.
على عليه السلام گفت : قيمت اين شتر چقدر است ؟
مرد ناشنانس گفت : صد درهم مى فروشم .
حضرت على عليه السلام شتر را به همين قيمت خريد و افسار آن را گرفت و از مرد ناشناس جدا شد، هنگامى كه على عليه السلام بطرفى رهسپار مى شد با مرد عربى ، روبرو شد، و آن ميكائيل بود، كه به آن صورت درآمده بود.
مرد عرب گفت : آيا شتر را حاضرى بفروشى ؟
على عليه السلام گفت : بلى .
مرد عرب گفت : قيمت اين شتر چقدر است ؟
على عليه السلام گفت : صد درهم .
مرد عرب آن شتر را از او خريد، و مبلغ صد و شصت درهم داد، على عليه السلام پول را گرفت ، و به سوى خانه رهسپار شد، نرسيده به خانه ، با فروشنده ، اولى ، كه جبرئيل به صورت مرد ناشناسى بود، ملاقات كرد.
مرد ناشناس گفت : يا على ! شتر را فروختى ؟
على عليه السلام فرمود: بلى .
مرد ناشناس گفت : پس حق مرا كه صد درهم بود و شتر را نسيه فروخته بودم عنايت كن .
حضرت على عليه السلام صد درهم وى را داد، سپس با داشتن شصت درهم به سوى خانه آمد، و پول ها را به دامن فاطمه (س ) ريخت .
فاطمه (س ) فرمود: اين درهم ها از كجا بدست آمده ؟
على عليه السلام فرمود: بوسيله شش درهم با خدا معامله كردم ، عوض آن خداوند شصت درهم به من عنايت فرمود. سپس آن حضرت عليه السلام به حضور مبارك پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد و جريان را عوض كرد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: فروشنده جبرئيل بود و مشترى و خريدار ميكائيل بود، شتر نيز مركب فاطمه (س ) در روز قيامت مى باشد، سپس فرمود: على جان ، سه چيز به تو عنايت شده كه ديگران از آن محرومند: از براى تو بانوئى است كه سرور زنان و بانوان اهل بهشت است ، و تو دو پسر دارى كه آقاى جوانان اهل بهشت مى باشند، و تو داماد سالار پيغمبران مى باشى ، خدا را سپاسگزارى كن .
📚برگزيده اى از داستانهاى اسلامى ، حاج عباس احمدى اديب ، ص 96، به نقل از كشكول بهائى
https://eitaa.com/fazaeel110