10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 پویش ملی " نذر قربانی نیمه شعبان " 💠
آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) از خیرین و مؤمنین ایران اسلامی برای مشارکت در سنت حسنه نذر قربانی جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج)، به نیابت از شهداء و درگذشتگان گرانقدار در ایام و اعیاد ماه شعبان دعوت می نماید.
🔰راه های مشارکت:
💳شماره کارت
6277607077777774
🏢شماره شبا :
IR790210000000000077777777
🌐درگاه ملی هدایا و نذورات
https://nazr.amfm.ir/shaban/
🔹کد دستوری(USSD)
ستاره 780 ستاره 251 ستاره 2 مربع
📲 نیابت اختصاصی نذرقربانی خود را می توانید از طرق فضای مجازی به شماره 09121519256 ارسال نمائید.
□◇□◇□◇□◇📱◇□◇□◇□◇□
کانال هدایا و نذورات آستان فاطمی
🆔 @nazr_astanqom
گمراه نشود آنکه
تپش های دلش حُبّ علی ست...
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
من از نوع خاص پسندای بودم ک هیچ
کدوم از چنل هام خواسته منو براورده
نمیکرد تا موقعیتی ک توی این چنل پین شدم✨️❤️👇🏻.
https://eitaa.com/joinchat/2189623962Cf93bb82626
هدایت شده از فاروق انشر فضائل # امیرالمومنین
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
کهکشانها همه بر گرد نجف سیارند❤️
-سلام خدا بر امیرالمومنین #صبح بخیر✋
الهم عجل لولیک الفرج ✨
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
📖 #فضائل
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:
یك ضربت علی (علیه السلام) در روز خندق از جمیع كارهای شایسته امّت من تا روز قیامت بهتر و بالاتر است.
از کُتب مخالفین: تاریخ بغداد (خطیب بغدادی) ج۳ص۳۲
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
امام علی علیه السلام: نیکوترین ادب آن است که تو را از حرام ها باز دارد.
📚 غرر الحکم : ۳۲۹۸
#گناه #ادب #راهکار
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
یا حیدر کرار مدد
ز پشت پرده تا بي پرده يار من نمايان شد
ز شرم روي او، خورشيد اندر پرده پنهان شد
ولادت يافت اندر كعبه آن موجود مسعودي
كه ذات پاك او مرآت ذات پاك يزدان شد
الهی بِحَقِالسّیدة زِینَب ْسَلٰام ُاَللّهْ عَلَیْها َّعَجّللِوَلیکَالغَریبِ المَظلومِ الوَحید الطرید الشرید الفَرَج
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
مفاخره فرشتگان مُقرب بر یکدیگر در مورد امیرالمؤمنین علیﷻ
روایت شده که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل بر یکدیگر تفاخر میکردند!
جبرئیل گفت:
من از شما برترم چون حامل وحی هستم و نازل کننده تورات و انجیل و زبور و صحف و قرآن و معلم من امیرالمؤمنین علیه السلام بود
میکائیل گفت:
من از شما برترم چون من در قائمهای از قائمههای عرش مشغول عبادت بودم که ندا از سوی خداوند آمد که: ای میکائیل به سوی زمین برو و گهواره ولی ما امیرالمؤمنین علیه السلام را تکان بده
عزرائیل گفت:
من از شما برترم، چون روح اهل عالم را قبض نمیکنم مگر به حکم امیرالمؤمنین علیه السلام!
اسرافیل گفت:
من از شما برترم چون وقتی در آسمان هفتم بودم از ناحیه خداوند ندا آمد: ای اسرافیل همانا ولی ما امیرالمؤمنین سلام اللّه علیه در مسجد جامع کوفه خطبه میخواند خطبهای فصیح و بلیغ که احدی از خلقم چنین نکرده که ملائکه تعجب کردهاند به سوی ولیِّ ما برو و دهان و صورت او را ببوس به نیابت ما و تعظیم او پس من برترم چون وکیل خداوند در این امر هستم
مجمع النورین ص۱۸۵
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین علیه السلام
https://eitaa.com/fazaeel110
-
+سَلمٌ عَلى اِبراهيم ..
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110
هدایت شده از فاروق انشر فضائل # امیرالمومنین
#داداش_ابراهیم❣
⭕️ قهرمان
مسابقات قهرماني74 کيلو باشگاهها بود. ابراهيم همه حريفان را يکي پس از ديگري شكست داد و به نيمه نهائي رسيد. آن سال ابراهيم خيلي خوب تمرين کرده بود. اکثر حريفها را با اقتدار شکست داد. اگر اين مســابقه را ميزد حتمًا در فينال قهرمان ميشــد. اما در نيمه نهائي خيلي بد کشتي گرفت. باالخره با يک امتياز بازي را واگذار كرد!
آن ســال ابراهيم مقام سوم را کســب کرد. اما سالها بعد، همان پسري که حريف نيمه نهائي ابراهيم بود را ديدم. آمده بود به ابراهيم سر بزند.
آن آقــا از خاطرات خودش با ابراهيم تعريف ميکــرد. همه ما هم گوش ميکرديم.
تا اينکه رســيد به ماجراي آشــنائي خودش با ابراهيم و گفت: آشنائي ما بر ميگردد به نيمه نهائي کشتي باشگاهها در وزن 74 کيلو، قرار بود من با ابراهيم کشتي بگيرم.اما هر چه خواست آن ماجرا را تعريف کند ابراهيم بحث را عوض ميکرد! آخر هم نگذاشــت كه ماجرا تعريف شود! روز بعد همان آقا را ديدم وگفتم: اگه ميشه قضيه کشتي خودتان را تعريف کنيد.او هم نگاهي به من کرد. نََفس عميقي کشــيد وگفت: آن سال من در نيمه نهائي حريف ابراهيم شدم. اما يکي از پاهايم شديدًا آسيب ديد.به ابراهيم که تا آن موقع نميشــناختمش گفتم: رفيق، اين پاي من آســيب ديده. هواي ما رو داشته باش.
َ ابراهيم هم گفت: باشه داداش، چشم.
بازيهاي او را ديده بودم. توي كشــتي اســتاد بود. با اينکه شــگرد ابراهيم فنهائي بود که روي پا ميزد. اما اص ًال به پاي من نزديک نشد!
ولي من، در کمال نامردي يه خاک ازش گرفتم و خوشحال از اين پيروزي به فينال رفتم.
ابراهيم با اينکه راحت ميتونســت من رو شکست بده و قهرمان بشه، ولي اين کار رو نکرد.
بعد ادامه داد: البته فكر ميكنم او از قصد كاري كرد كه من برنده بشــم! از شکست خودش هم ناراحت نبود. چون قهرماني براي او تعريف ديگهاي داشت.ولي من خوشــحال بودم. خوشحالي من بيشتر از اين بود که حريف فينال،
بچه محل خودمون بود. فکر ميکردم همه، مرام و معرفت داش ابرام رو دارن. اما توي فينال با اينکه قبل از مســابقه به دوســتم گفته بودم که پايم آسيب ديده، اما دقيقًا با اولين حرکت همان پاي آســيب ديــده من را گرفت. آه از
نهاد من بلند شد. بعد هم من را انداخت روي زمين و باالخره من ضربه شدم.آن سال من دوم شدم و ابراهيم سوم. اما شک نداشتم حق ابراهيم قهرماني بود. از آن روز تــا حاال با او رفيقم. چيزهاي عجيبي هم از او ديدهام. خدا را هم شکر ميکنم که چنين رفيقي نصيبم کرده.
صحبتهايش که تمام شد خداحافظي کرد و رفت. من هم برگشتم. در راه فقط به صحبتهايش فکر ميکردم.يادم افتاد در مقر ســپاه گيالن غرب روي يكي از ديوارها براي هر كدام از رزمندهها جملهاي نوشته شده بود. در مورد ابراهيم نوشته بودند:
»ابراهيم هادي رزمندهاي با خصائص پورياي ولي«
🔸گوشه ای از زندگی جاودانه شهید مفقودالاثر ابراهیم هادی🇮🇷
📍پایگاه فضائل امیرالمومنین(علیه السلام)👇
https://eitaa.com/fazaeel110