#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#شب_زیارتی
ستارهٔ پدرش بود و آفتابِ همه
نگاه تشنهٔ او شد شرابِ ناب همه
میان مجتهدین حاجتی اگر باشد
یقین که روضه او هست انتخاب همه
بعید نیست قیامت فرشته ایی گوید
که با نگاه علی صاف شد حساب همه
به روی سینهٔ بابا گرفته منزل ، پس
برای باب حسینی ، علیست باب همه
اگر چه بود به میدان قنوتِ آب پدر
علیِ اصغر شد ذکرِ مستجاب همه
دوقطره آب که چیزی نبود در پاسخ
سه شعبه آمد و شد قاصدِ جواب همه
صدای گریهٔ او رفت و برنگشت دگر
سکوتِ طفل شد این مرتبه عذاب همه
گرفت خونِ گلش را به آسمان پاچید
شمیم نایِ علی ماند و شد گلاب همه
گرفت خاک ، تنِ کوچک عزیزش را
شبیه آب ، علی شد دگر سراب همه
#حامد_آقایی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
الهی نترسی
جای لالایی می شنوی هله هله رو
الهی نترسی
برا تو گذاشتن کنار حرمله رو
الهی نترسی
باید که بگیرم
با اشکم وضو رو
ببوسم مثه عمه زیر گلو رو
دیگه تاب ندارم کمی آب ندارم
چشاتو ببندیی دیگه خواب ندارم
سرشو ببندید
اگه حرمله زد نیوفته رو شونش
سرشو ببندید
رو نیزه ببینم نگیرم بهونش
سرشو ببندید
چهل صورت قبر
اگه باشه بهتر
که دیگه نیاد نیزه دنبال اصغر
بزار تا که بیام بالای مزارش
تن کوچکش رو آرومتر بزارش
#حامد_آقایی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#از_زبان_حضرت_رباب_سلام_الله_علیها
#شب_هفتم
امشب ستاره ها همه دور و بر تواند
خورشید و ماه گرم طواف سر تواند
این سنگ ها به جنگ نگاه تو آمدند
طفلان کاروان همه هم سنگر تواند
بر روی نی سران تمامیِ کشتگان
حیران تاب آوری حنجر تواند
نی ها که برده اند سرت را به روی دست
اینها مقصر بدن پر پر تواند
خون تو رفت تا نچکد پای نیزه ات
خونها به فکر خون دل مادر تواند
گاهی نگاه کن دلشان تنگ می شود
این ناله دارها همگی خواهر تواند
قربان غیرتِ علویه تو من شوم
حالِ خیام علت چشم تر تواند
رفتی به روی نی که بفهمند اکبری
اینجا بزرگها همگی اصغر تواند
#حامد_آقایی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#شب_هفتم
حریف گشت به هل من مزید این کودک
به جای شیر ، بلا سر کشید این کودک
به دست و پا زدنش روی دست فهمیدم
برای رفتنِ میدان دوید این کودک
به قدر سرعت تیرش گذشت این شش ماه
چه زود از بغلم پر کشید این کودک
شبیه خواب چه آرام روی دستم بود
سه شعبه امده و دیدم پرید این کودک
الا ملائکه آغوش وا کنید بر او
که هیچ روی زمین را ندید این کودک
#حامد_آقایی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
ای نگاهت دلرباتر از همه
خنده هایت باصفاتر از همه
حق تورا باب الحوائج کرده است
هست اسم تو دواتر از همه
ناتوان بودی به میدان آمدی
ای به جانبازی فداتر از همه
برد تنها روی سر جسم تو را
چونکه بودی کیمیاتر از همه
بانگ مظلومی بابایت شدی
گر چه بودی بیصداتر از همه
داشت هر آنچه هوایت را حرم
تیر آمد بی هوا تر از همه
کربلا ، چون تو سبک بالی ندید
ای به روی نی رها تر از همه
سینه باباست جای تو علی
هست قبرت کربلاتر از همه
هر کسی را عز و جاهش داده اند
بوده پیشت خاک پا تر از همه
#حامد_آقایی