#میلاد_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
گذرها بسته شد تا باز شد یک لحظه چشمانش
وضو دارد نگاه انداختن بر روی قرآنش
به یک رو هم محمّد هم علی هم فاطمه پیداست
واینکه بر حسین و بر حسن رفته ست ایمانش
شروعش از تمامِ دلربایان هست زیباتر
چه مولا زاده ای که هست مولا هم به فرمانش
به رفت و آمدش ، با جزر و مد دریا هماهنگ ست
برای رزقِ سالش کوه هم رفته به دامانش
زمین ها و زمان ها دوره می کردند خود را که
به شعبان در مدینه آمده ، رفتند قربانش
عدوی او اگر گفته ست حقّ سلطنت دارد
ندارد ارزشی که گفته این را حیّ سبحانش
به یمنِ او شکافِ کعبه را پس لرزه افتاده
دوباره قبله برده دستِ خود را بر گریبانش
علی یعنی که محشر ساختن در طرفة العینی
چنان دل بردنِ از ما ، قیامت هست یک آنش
فرازِ رتبه اش را قلهٔ قاف آرزومند ست
ندیده ست و نخواهد دید دنیا روزِ پایانش
فقط چشمانِ او را نیزه ای با زور خواهد بست
وخاکِ کربلا هم می کند با گریه ، پنهانش
عصای پیریِ این خانه روی خاک می افتد
و خواهد رفت بر دست پدر جان ، جسمِ بی جانش
که دیده خشکزاری با بیابانی شود آباد؟
به روزِ تشنگی شد بوسهٔ یک تشنهٔ درمانش
اگر چه زیر پایِ اسب ، شد زهرایِ پشت در
ولی دیدند در روزِ دهم نشکست پیمانش
عجب بزمی فراهم ساختند آن روز با جسمش
همان جسمی که هر شب بود خیلِ شهر مهمانش
نبود آن روز دستی که رود از پیش او خالی
که آن هم از مرامش بود ، از جودِ فراوانش
و قبل از آنکه بوی خیمه های سوخته آید
گلستان کرد عالم را به جسم عطر افشانش
#حامد_آقایی
#میلاد_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
اول از قرص قمر باید نوشت
یا که از روی پسر باید نوشت
تاج را بالای سر باید گذاشت
ماه را بالای سر باید نوشت
از همین صبح نکو باید سرود
شعر را وقت سحر باید نوشت
قاصدک را از شب میلاد او
تا قیامت خوش خبر باید نوشت
مصطفی یک روحِ دیگر داشته
امشب از شق القمر باید نوشت
قدر یک دریا به توصیف آمده
از مقامش بیشتر باید نوشت
برجهان این عشق را غالب بگو
یا علی بن ابی طالب بگو
هر کجا او هست ما سر می بریم
بر زمینِ پای او پر می بریم
تا که خاک پا بگیریم از علی
بر گرفتن دُر و گهر می بریم
قبله بسیار است در زهد و یقین
در معارف رو به اکبر می بریم
تا مدینه مدح گویان ، سینه چاک
شعر در وصفِ پیمبر می بریم
عطر سیبِ عرش محو بوی اوست
از دمش ما عود و عنبر می بریم
از منابر خوش صدایی آمده
لایق کشور گشایی آمده
این رخِ از قند بهتر ، اکبر ست
هر چه ما گفتیم بهتر اکبر است
راست قامت راست نیت راستین
فرش تا بالا سراسر اکبر است
در اذان او خدایت را ببین
جلوه ی الله اکبر ، اکبر است
بچه هاشان زینت بابایشان
بر پدر هم زیب و زیور اکبر است
هوش برده بیشتر از عاشقان
گر چه هم گفتند دلبر اکبر ست
دست خالی ، دست گیر آمد بیا
ای جوان بر راه ، پیر آمد بیا
تشنه ائی ؟ سقاست لیلای حسین
سائلی ؟ آقاست دنیای حسین
غصه داری؟ غصه دارت می شود
درد داری؟ او مسیحای حسین
یک پیمبر دارد این خانه اگر؟
باید او را گفت یکتای حسین
یک اذان بر شاه عالم غصه داد
ظهر چون افتاد علی پای حسین
لحظه ایی که بود بابا چون کویر
گشت آن دم تشنه دریای حسین
جرعه ایی می خواست اما حیف که
تشنگی برآمد از نای حسین
شکر که اینجا زبان آمد به داد
شد شهید اینجا به امضای حسین
یک طرف خندید و یک سو گریه کرد
اشک باران بود سیمای حسین
#حامد_آقایی