eitaa logo
حا. میم
1.2هزار دنبال‌کننده
175 عکس
6 ویدیو
1 فایل
نوشته های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حامد ملحانی
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها در خانه کاترین اوهارا، بازیگر نقش مادر در فیلم های تنها در خانه ی ۱ و ۲، به تازگی درگذشت. شخصیت او در فیلم، نماد یک مادر دلسوز، پرمشغله، حواس پرت، خونگرم و وفادار بود. بازیگری که در زندگی واقعی هم با حدود ۴۰ سال زندگی مشترک با همسر کارگردانش، تقریبا همین خصوصیات را داشت! مرگ خانم اوهارا و سپس یادآوری تنها در خانه ی ۲، باعث شد نقل قولی درباره ی یکی از شخصیت های جنجالی امروز جهان را به یاد بیاورم، فردی با حضوری کوتاه در فیلم تنها در خانه! در این هیاهوی تهدید ناوها، خاطره بازی با یک فیلم کریسمسی ۳۰ سال قبل چه سودی دارد؟! اندکی صبر کنید! در فیلم تنها در خانه ی ۲، "کوین" وارد هتل پلازا می‌شود، از یک مرد می‌پرسد: «ببخشید، لابی کجاست؟» آن مرد در جواب می‌گوید: «پایین راهرو، سمت چپ» و دور می شود! کریس کلمبوس، کارگردان فیلم در مورد این صحنه و حضور آن مرد می گوید: "صاحب هتل یعنی دونالد ترامپ تنها به شرط حضورش در فیلم، اجازه ی فیلمبرداری در لابی هتل را داد. او در واقع خودش را به فیلم تحمیل کرد." کات! ۳۳ سال بعد! این تصویر شفاف رئیس جمهور آمریکاست! او نه تنها می خواهد دیده شود بلکه می خواهد "قهرمان" دیده شود! رئیس جمهور آمریکا، گدای "قهرمان دیده شدن" است! ترامپ، خودشیفته ترین شخصیت معاصر است! پس در تحلیل هر کنش و واکنش ترامپ باید به این نکته ی اساسی توجه کرد! در شرایط فعلی، ترامپ هم به خاطر شخصیت میان تهی و به شدت خودشیفته اش و هم به خاطر رسوایی پرونده ی اپستین، شدیدا محتاج یک "خبر داغ" است! خبری که خودش زودتر از بقیه، عجولانه توییتش کند! این خبر داغ، یا یک جنگ بزرگ است یا یک توافق بزرگ! او نیاز دارد تا پشت بزرگی واقعه ای که می خواهد اعلامش کند و قهرمانش باشد پنهان شود. او می خواهد فاتح قاطع میدان نبرد با ایران باشد، کاری که هیچ کس در نیم قرن اخیر نتوانسته است انجام بدهد. و دقیقا نقطه ی ضعف او، از همین شهوتش به برد کوتاه مدت و مقطعی شروع می شود! ترامپ هیچ برنامه ریزی بلند مدت و آینده نگرانه ای ندارد! حرکت زیگزاگی اش در مواضع سیاسی و بین المللی هم از همین جا نشات می گیرد! او غیرقابل پیش بینی است؟! بله! اما نه از جنس مهارت یک شمشیرباز کارکشته بلکه شبیه خشونت یک گاو وحشی رم کرده! ترامپ عمیقا دوست دارد کاری را انجام بدهد که بقیه نتوانسته اند و بعد فریاد بزند که "دیدید من چه کردم، پس انا ربکم الاعلی" ! و سپس ببیند که همه به پایش سجده می کنند! با این رویکرد، رئیس جمهور کودک آزار آمریکا، تشنه ی خواباندن مچ ایران است، چه با جنگ، چه با مذاکره! و البته ایران، اگرچه در این خانه، تنهای تنهاست ولی اصلا حریف ضعیفی نیست و در هر دو جناح، پایاپای در حال نبرد است. و دنیا منتظر است پایان این نبرد را ببیند. نبردی که تاریخ را عوض می کند! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
توهم دوگانه ها با انتشار خبر مذاکره ایران و آمریکا، گزاره های مختلفی شنیده می شود که نیاز به تعمق و تامل بیشتری دارند: ۱. دوگانه ی جنگ - مذاکره: جنگ و مذاکره، دو روی یک سکه نیستند. در تقابل با همدیگر، در دو سوی یک الاکلنگ قرار ندارند. دو قطب مخالف هم نیستند. نه جنگ، نماد خشونت طلبی است، نه مذاکره، سمبل وادادگی است. نه مجاهدانِ دست بر ماشه، اشتهای آتش بازی دارند، نه دیپلمات های پشت میز، شهوت پرچم سفید دارند. جنگ یا صلح، گلوله یا قلم، مشت یا لبخند، همگی ابزارند، وسیله اند، راه رسیدن به هدفند. پس در حالت کلی نه جنگ، مقدس است، نه مذاکره! این هدف ماست که مقدس است! در نتیجه نباید در روش رسیدن به هدف، متوقف شد! همه به خصوص انقلابی ها باید از این تحليل های سطحی عبور کنند! موشک هایپرسونیک و میز مذاکره، برای فرمانده ی میدان، مهره های شطرنجند. هیچ شطرنج باز ماهری آنچنان عاشق یکی از مهره هایش نمی شود که هدف اصلی، یعنی بردن بازی را فراموش کند! ۲. دوگانه ی رهبر - مسئولین: دو روایت غلط در مورد ارتباط مسئولین و رهبری در بزنگاه های سیاسی وجود دارد. در روایت اول، رهبری، مظلوم است، آنچه می گوید توسط مسئولین شنیده نمی شود. او فرمان می دهد اما کسی اجرا نمی کند. او دستور می دهد اما دیگران بر خلاف نظر او عمل می کنند. در این نگاه، رهبر، مقتدر نیست. مدیر نیست. صرفا فرد مقدسی است که سخنرانی می‌کند، اما کشور را اداره نمی کند. در روایت دوم، برخلاف روایت اول، هر آنچه اتفاق می افتد با مسئولیت رهبری است. همه چیز تقصیر اوست. از نمک تا موشک، در ید قدرت اوست. از برجام تا حجاب، همه کاره، اوست. در این نگاه، مسئولین، مجریان بی اراده ای هستند که نقشی در اشکالات ندارند پس نباید بازخواست شوند. این دو نگاه، جفا به رهبری است. رهبری، مظلوم هست اما در عین حال مقتدر و مدیر و مدبر هم هست. رهبری، فرمانده ی میدان است. امام جامعه است، اما پاپ شیعیان نیست! او نگهبان اسلام و انقلاب است. چارچوب ها و خط قرمزها را، فعالانه معین و بروز می کند! پس روایت اول غلط است. اما در عین حال که رهبری، مدیر کلان جامعه است ولی دیکتاتور نیست. شاه شیعیان نیست. به خواست و رای مردم، به رشد فکری جامعه اهمیت می دهد. در چارچوب خط قرمزها، به دولت ها اجازه می دهد تاکتیک های خودشان را پیش ببرند. اگر دولتی، اصرار می کند که با حفظ خطوط قرمز، از ابزار مذاکره استفاده ی بیشتری کند، رهبری حمایت می کند چون این خواست منتخبین مردم است. اگر هم دولتی با حفظ مصالح کشور، مذاکره را بی فایده بداند باز هم از سوی رهبری کمک می شود. پس رهبری نه پاپ جامعه است، نه شاه جامعه! بلکه امام جامعه است! ۳. دوگانه ی داده - تحلیل: هر تحلیلی به یک عنصر کلیدی نیاز دارد، داده های صحیح و کافی! بدون داشتن داده، تحلیل، ناقص و گاهی کاملا در خلاف جهت، ارائه می شود. کسی که به همه ی داده ها، دسترسی نداشته باشد در مورد همه ی جوانب یک موضوع، امکان تحلیل ندارد. اینکه بدون اطلاعات کافی، تحلیل می کنیم و فکر می کنیم آنچه به ذهن ما رسیده به مخیله ی مسئولین سیاسی و امنیتی و نظامی نرسیده است هم موضوع جالبی است! این یعنی به بهانه ی عدم دسترسی به داده ها، قوه ی تحلیلمان را تعطیل کنیم؟! ابدا! منتها اولا سعی کنیم از کافی و صحیح بودن داده هایمان مطمئن بشویم و از منابع مختلف، کسب اطلاعات کنیم ثانیا در تحلیل هایمان، اندکی امکان خطا را لحاظ کنیم یعنی متعصبانه حرف نزنیم! در جنگ یا صلح، فرمانده ی میدان یکیست! این آزمون ولایتمداری ما و مانور نبردهای زمان ظهور است! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
تنور مذاکره حالا که احتمالا تنور مذاکرات گرم شده است، توجه به سه نکته برای دلسوزان انقلاب مفید است: ۱. یکی از دلایل اتحاد و همدلی مردم در جنگ ۱۲ روزه، شروع تهاجم دشمن در میانه ی مذاکرات بود. واقعیت این است که بخشی از مردم با روایت رسمی نظام در مورد مسائل سیاسی و امنیتی زاویه دارند ولی وقتی همین بخش از مردم، دیدند جمهوری اسلامی دنبال جنگ نیست و می خواهد با مذاکره، مشکلات کشور را حل کند اما طرف مقابل زیر میز می زند و حمله می کند با نگاه حاکمیت به دشمن، یکی شدند! یعنی اگرچه خود "مذاکره"، نتیجه ای نداشت، اما "اراده ی مذاکره"، فایده داشت. پس از کودتای دی ماه ۱۴۰۴، جو همدلی و اتحاد خردادماه از بین رفته است و اگرچه آتش آشوبگران خاموش شده است اما دو پاره شدن جامعه محسوس است. اراده ی مذاکره و تلاش حاکمیت برای به حداقل رساندن آسیب تقابل با آمریکا، مجددا ترمیم کننده ی بخشی از شکاف هاست! ۲. برای هر دو طرف میز مذاکره، اهداف متفاوتی از این رویکرد دیپلماتیک متصور است. شاید یکی از کارکردهای دیگر مذاکره در این مقطع برای ایران، "زمان خریدن" باشد. واقعیت این است، جنگ ۱۲ روزه نشان داد، برخلاف توان آفندی، در حوزه ی پدافندی نیازمند اقدامات جدی و فوری هستیم. این اقدامات به صورت بی وقفه طی ۷ ماه گذشته پیگیری شده است ولی شاید هنوز به بلوغ کامل نرسیده باشد. گذر زمان بیشتر از آنکه به نفع آمریکا و اسرائیل باشد، به نفع ایران است تا هم توان پدافندی را تقویت کند و هم شبکه ی جاسوسی سیا و موساد را در داخل کشور کشف و منهدم کند، شبکه ای که در جنگ پهپادهای خردادماه و جنگ شهری دی ماه، آسیب زیادی به ایران زده است. ۳. یک مذاکره فقط وقتی معنادار است که اولا بر پایه ی "بده بستان" باشد و ثانیا آنچه می ستانیم، ارزشمندتر از آنچه می دهیم، باشد. مذاکره ی از روی ضعف و مذاکره ی بی خط قرمز، این دو ویژگی را ندارد. آنچه توسط مسئولین مورد تاکید قرار گرفته است و امیدواریم عزتمندانه رعایت شود این است که موضوع مذاکره می بایست صرفا هسته ای باشد و فقط کاهش غنی سازی از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد "داده" شود و در مقابل حذف تهدید نظامی و تحریم های آمریکا "ستانده" شود. هر نتیجه ای غیر از این چارچوب، بازگشت به عقب و خسران کامل است. حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
بوی خونِ خاک خانم الناز شاکردوست، طی بیانیه ای، در اعتراض به وقایع دی ماه، اعلام کرده اند در خاکی که بوی خون می دهد، بازیگری نخواهند کرد. این مسیر، همان راهی است که هنگامه قاضیانی، کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی و مهناز افشار در سال ۱۴۰۱ رفته اند. در همین رابطه توجه به چند نکته مفید است: ۱. در صنعت سینما، بازیگری، برخلاف نویسندگی و کارگردانی، بیشتر از آنکه ناشی از دغدغه، فلسفه و اندیشه باشد، متکی بر بیان، بدن، حافظه و چهره است. به عبارت دیگر در تاریخ صد و چند ساله ی سینما، اگرچه بازیگران بیشتر از بقیه دیده می شوند، اما عموما متفکرتر از بقیه هنرمندان یا میانگین جامعه نیستند. این بیشتر دیده شدن و مشهور بودن، در اغلب اوقات باعث می شود بازیگران (و البته سایر سلبریتی ها) توهم مهم بودن داشته باشند! یعنی توهم این را داشته باشند که قهر و تحریمشان، ثلمه ای به عالم امکان وارد می کند! فارغ از انگیزه ی خانم شاکردوست این، یک اشتباه راهبردی است که بازیگر، مهم ترین مزیت خود، یعنی دیده شدن را از خودش بگیرد. این کار در واقع یک "خودکشی فرهنگی" است که برای شخص بازیگر و جبهه ی فکری و فرهنگیش، زیانی بیشتر از سود دارد. ۲. حلقه های بسته ی فکری و عدم مواجهه با جامعه، برای هر گروهی که کنش سیاسی یا اجتماعی دارد به شدت خطرناک است. خانم شاکردوست و رفقای ایشان، متاسفانه در یک جمع بسته و همفکر، بدون امکان اطلاع از واقعیت های جامعه، محبوسند. این خاک، بوی خون می دهد. اما کدام خون؟! خون ۱۷۰۰۰ نفری که توسط مجاهدین خلق طی چهار دهه ی گذشته کف خیابان های ایران ریخته شده است! خون ۱۱۰۰ نفری که در جنگ ۱۲ روزه روی زمین ریخته شد یا پیکرهای تکه تکه شده شان از چند خانه آن طرف تر جمع شد! خون ۲۴۲۷ نفری که در جریان کودتای دی ۱۴۰۴ بر خاک ریخته شد. قاتلان این جنایت ها الان کجا ایستاده اند؟! در مقابل خانم شاکردوست یا کنار ایشان؟! بله! طبیعی است اگر فقط ایران اینترنشنال ببینند و دروغ کشتار چندهزار نفری بشنوند و خبر کذب تیر خلاص در خیابان و بیمارستان را بخوانند و از روایت مظلومیت آن دو بسیجی پاکدشتی که زنده زنده سوزانده شدند خبر نداشته باشند و وصیت نامه شهید بابری و فیلم آخرین لحظات زندگیش را ندیده باشند و به اعتراف موساد و تجزیه طلب ها و منافقین مبنی بر حضور میدانی گوش نکرده باشند، اینچنین دچار خطای تحلیلی می شوند. ۳. اگر در قبله ی آمال این جماعت، آمریکا، در یک شورش دو سه روزه، بیش از ۱۰۰ پلیس، کشته می شدند و بعد یک بازیگر هالیوودی بیانیه ی تحریمی می داد با او چه می کردند؟! آقایان مسئول! رافت و رحمت اسلامی هم حدی دارد. چرا با این رفتارها که در حمایت آشکار از دشمنان انقلاب اسلامی است برخورد قاطع نمی کنید؟! خانم شاکردوست ادعا کرده است چهل هزار نفر کشته شده اند. خب بابت این ادعا او را به محکمه بکشانید، اگر ثابت نکرد حکمی بدهید که همه ی کذابان، حساب کار دستشان بیاید. پی نوشت: یادمان نرفته است خانم شاکردوست سال ۱۴۰۱ فرموده بودند طبق قانون اساسی اگر تظاهرات، ۲۱ روز طول بکشد، ارتش باید ورود کند! همین قدر مضحک! همین قدر بی سواد! همین قدر پرت از ماجرا! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
گمنامِ مقتدرِ مظلوم در روزگار شهوتِ شهرت، که آدم ها برای دیده شدن، هر کاری می کنند، خداوند سربازانی دارد که در گمنامی، فقط برای او کار می کنند. غالبا هم نه اسمی ازشان می ماند، نه تصویری! یک گمنامی محض! و البته این سنت خداست که به کارهای خالصانه، برکت می دهد! در همه ی تاریخ، جبهه ی حق با فداکاری سربازان گمنام خداوند، پیش رفته است! در روزگار ما، این سربازان، کم نیستند! کسانی که بیشتر تلاش هایشان، تیتر هیچ خبری، نمی شود! در جمع های دوستانه و خانوادگی، از موفقیت های کاریشان، حرفی نمی زنند! فرزندانشان حداقل تا سنین نوجوانی، اطلاعی از شغلشان ندارند! وقتی فرم ثبت نام فرزندشان در مدرسه را پر می‌کنند، روبروی شغل پدر، واقعیت را نمی نویسند. در روزهای آشوب و خطر، با کنج عافیت غریبه اند. در روزهای آرامش، موظفند بمب توطئه را قبل از انفجار، خنثی کنند. به خاطر شغلشان، باید همیشه رازدار باشند و حتی با همسرشان هم مطلبی را در میان نگذارند. سربازانی که بدون دیده شدن، باید ببینند. بدون شناخته شدن، باید شناسایی کنند. بدون جلب توجه، باید دشمن را رصد کنند. مجاهدانی که باید با عقل سرد، تصمیم بگیرند، بدون هیاهو و هیجان! سربازانی که در روزگار ترور شخص ها و شخصیت ها، همه ی این کارها را باید در فضای طعنه و کنایه و تهمت عده ای افراد ناسپاس و کج اندیش، انجام بدهند! و این تنهایی و گمنامی و مظلومیت، ارثیه ی امام زمان است که به هر کسی نمی رسد! پس بگذار صریح بگویم مخاطب خاص من! سرباز گمنام امام زمان، در هر ارگان و سازمان اطلاعاتی و امنیتی که این نوشته را می خوانی! ما، آدم های عادی جامعه، از شما ممنونیم که آرامش خود و خانواده تان را خرج راحتی ما می کنید! این قدردانی بی مقدار، فقط برای این است که بدانید ما در کدام سمت تاریخ ایستاده ایم! در کنار شما، پشت سر سیدعلی حسینی خامنه ای! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani
نیکسون، کلینتون، ترامپ رسوایی پرونده "اپستین" و حجم جرائم جنسی و خشن شبکه ی او آنچنان گسترده است که موجب حیرت همگان شده است. روزی نیست که خبر تازه ای از این پرونده در مورد آدم ربایی، تجاوز، قتل نوزادان، آدمخواری، مناسک شیطانی و ... به گوش نرسد. اما با همه ی این اتفاقات وحشتناک، هیچ خبری از تزلزل جایگاه سیاسی ترامپ نیست. اگر "واترگیت"، نیکسون را عزل کرد و "مونیکا لوینسکی"، کلینتون را بی آبرو کرد ولی "اپستین" حداقل تا الان نتوانسته با ترامپ کاری کند! اما چرا؟! برای پاسخ به این پرسش باید به ماجرا از زاویه منطق نظام سیاسی-قضایی آمریکا نگاه کنیم: در قضیه ی "واترگیت"، جرم رئیس جمهور وقت، جاسوسی سیاسی و سوء استفاده از FBI و CIA بود. (جرم مشهود) و نیکسون در نوارهای صوتی به این جرم اعتراف کرده بود (مدرک مستند) در نتیجه دادگاه عالی، علیه نیکسون رای داد، حزبش حمایتش را از او برداشت و نیکسون مجبور شد قبل از استیضاح، استعفا بدهد. در قضیه "لوینسکی"، جرم رئیس جمهور نه رابطه ی جنسی با مونیکا، بلکه سوگند دروغ در مورد عدم رابطه با منشی جوان بود. (جرم مشهود) آزمایش DNA و شهادت لوینسکی نیز این جرم را تایید می کرد (مدرک مستند و شاهد مشخص) در نتیجه کلینتون استیضاح شد ولی در سنا تبرئه شد. آبروی سیاسیش رفت و مفتضحانه کاخ سفید را در پایان دوره اش ترک کرد. در قضیه "اپستین"، متهم اصلی در زندان خودکشی کرده یا کشته شده است. در نتیجه طبق سیستم قضایی آمریکا، پرونده بسته شده است و نمی شود جرم مشخصی را بر اساس اسناد اپستین به رئیس جمهور فعلی وارد کرد. هیچ شاهدی هم تاکنون، مستقیما علیه ترامپ، اعلام جرم نکرده است. از طرف دیگر مدارک اپستین، بسیار گسترده و در عین حال پراکنده هستند و صحت آنها در خیلی موارد قابل اثبات قضایی نیست. (عدم وجود جرم مشهود و مدرک مستند) در نتیجه علیرغم وجود مدارک بسیار زیاد، خلا سیستم قضایی و نظام سیاسی آمریکا، اجازه ی برخورد قانونی با ترامپ را نمی دهد. اما این همه ی ماجرا نیست! غرب و به ویژه آمریکای ۲۰۲۶ با نسخه ی آمریکای ۱۹۷۲ و ۱۹۹۸ تفاوت های زیادی دارد. اگر "جاسوسی سیاسی از حزب رقیب" و "سوگند دروغ در مورد رابطه ی جنسی" می توانست دو رئیس جمهور را در آن سال ها زمین بزند، در زمانه ای که یک لات دیوانه ی وحشی، رئیس جمهور آمریکاست، کدام رسوایی می تواند آبروی رئیس جمهور بی آبروی آمریکا را ببرد؟! در طول ۶۰ سال اخیر هم جامعه ی آمریکا به لحاظ اخلاقی سقوط کرده است و هم منصب ریاست جمهوری آمریکا به تدریج دچار ابتذال سیاسی شده است، در نتیجه اگرچه پرونده ی اپستین باعث خشم عمومی شده و "نخبگان خون آشام" را بی حیثیت کرده است ولی مگر جامعه یا نظام سیاسی آمریکا در مورد ترامپ حامی کودک کشان، اقدامی کرده است که حالا انتظار داشته باشیم در برابر ترامپ متجاوز به کودکان، کاری بکند؟! اپستین، شاید موجب استیضاح رئیس جمهور آمریکا نشود ولی امیدوارم در تاریخ و حافظه ی جمعی مردم جهان، به ویژه ایرانیان با هر سلیقه و عقیده ای، یک بار برای همیشه، تکلیف آمریکا را روشن کند! حامد ملحانی https://eitaa.com/hamedmalhani