eitaa logo
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄
313 دنبال‌کننده
138 عکس
73 ویدیو
1 فایل
رمان عشق همیشگی من✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه ها انقدر فور پشت سر هم ندید حوصله ندارم پاک کنم میخواید بدید بینش فاصله بزارید حواسم هم هست دارید بعضی هاتون بیشتر دوتا میزنید چون حوصله ندارم کاریتون ندارم ولی بعد که حوصلم اومد جبرانیی میزنم فور نیست مالک دید پاک کنه ادمین پاک نکنه
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر حامی میدونست من چقدر با مرور گریه کردم تا الان اینطوری نمیگفت😅💔
سلاملکممممممممممم امیدوارم چطورتونننن عالییییی باشههههههه
𝐌𝐘 𝐄𝐍𝐃𝐋𝐄𝐒𝐒 𝐋𝐎𝐕𝐄 ╰⊱⊱ 🍃🌱 ⊱⊱╮ . 𝒫𝒶𝓇𝓉 46 . نفس:توی ماشین نازی نشستیم و ریموت رو زدیم که درش بسته بشه و راه افتادیم سمت مطب نازی که گوشیم زنگ خورد نازی:کیه؟ نفس:مامانه نازی عاها نفس:اره نازی :وصل کن به ماشین نفس :باشه Call 📞 نفس:جانم مامان دیبا:جانت سلامت نازی:مامانی کارتو میگی؟ دیبا:اول از همه سلام دومن هااا کی اونجاست میخواید سریع بریزی نازی:سلامممم دیبا جونم نفس:نههه مامان ما داریم میریم سمت مطب داریم هعی از خونه دود و دورتر میشیم میگم اگه کاری داری بگو زود برگردیم دیبا:نه ندارم فقط خواستم بگم با اون پسرا نمیرید بیرون هااا نفس:کدوم؟ دیبا:همون اسماشون چیبودد نازی: حامی وشروین؟مامان اسماشون حامی و شروینه دیبا:اره اره همونا نفس:چرا دیبا:یکم سرد برخورد کنید دلشون بیشتر بخوادتون بیان بگیرنتون همینطوری برید و بیاید کسی نمیاد بگیرتتون نازی:چشممم امر امر دیبا خانم و اقا شاهرخه دیبا:افرین انقدرم زبون بازی نکن حواستون جمع رانندگی کن نازی چشم دیبا:خدافظ نفس، نازی:خدافظ . نازی:رسیدیم و ماشین رو بردم تو پارکینگ و سوئیچ رو دادم حراست پارک کنه و با نفس رفتیم بالا که نفس و غزاله پریدن بغل هم دیگه انقدری که اینها همو دوست داشتن زیاد از حد بود و بعد باهم نشستیم به حرف زدن در مورد اتفاقات این چند روزه که با حامی و شروین برامون افتاد و چیزای دیگه که بیمار اومد و رفتم توی اتاقم . ...
پارت ۴۶ تقدیمتوننننننن🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه دخترِ مغرور با یه موتورِ سریع. یه خوابگاهِ پر از راز. و یه دوستی که قراره همه‌چیز رو عوض کنه... مانلی توی ۱۵ سالگی، تبدیل به بهترین موتورسوارِ نوجوانِ ایران شده. ولی زندگی، هیچوقت اونجوری که می‌خوای پیش نمی‌ره. وقتی توی وسایلِ دوستاش مواد مخدر پیدا میشه، همه فکر می‌کنن گناهکارن. ولی مانلی به بی‌گناهیِ اونا اعتقاد داره... و برای اثباتش، پا توی دنیایی می‌ذاره که پر از خطر، خیانت، و رازهایِ تاریکه. توی این مسیر، نه فقط با دشمنانی روبرو میشه که فکرش رو نمی‌کرد، بلکه کسی رو پیدا می‌کنه که قراره همه‌چیز رو زیر و رو کنه... اگه می‌خوای بدونی مانلی توی این مسیر پرپیچ‌وخم، به کجا می‌رسه، روی لینک زیر کلیک کن و من رو خوشحال کن. 💖💫https://eitaa.com/joinchat/251528872Cb2bb955036
مرامی حمایت نشه رفیقم؟
درود✨ ما قبلا با چنل حامیم استودیو همسایه بودیم که پایان خورد؛ خواستم بگم که رفاقتی اد موندم ولی الان اگه باز مایلی همسایه بشیم بیا پیوی اگرم نه که عزل کن چون اشتباهی فور میدم🥲🤍 اگه ریپی بیا اینجا💁🏻‍♀ https://eitaa.com/joinchat/417400465Cda6c6ef0e4 تگ چنل https://eitaa.com/joinchat/3974038590C4374a6751c پاک نشه مالک ببینه❗️