eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
394 دنبال‌کننده
428 عکس
28 ویدیو
2 فایل
داستان یک شب..🤍. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست☁️. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌬. با ما همراه باشید!🌚. Start:1404/11/22 | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" | Pv: @pv_zeynabe
مشاهده در ایتا
دانلود
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:88 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 •موقعیت:آوین‌و‌شروین‌رسیدن‌خونه‌حامی‌و‌النی• النی:خوش اومد
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:89 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 النی؛وقتی شروین و آوین رفتن.. در و بستم و رفتم تو اتاقم.. روی تخت نشستم و یه جعبه ای رو اوردم.. در جعبه رو باز کردم.. دو جفت جوراب صورتی برای بچه ای که قرار بود یه روزی اینو پاش کنم.. خودم بافته بودم.. چند سال پیش مامانم(الینا)بهم یاد داده بود.. یه پاپیون صورتی هم داشتن.. چشام پر از اشک شدن و اشکام سرازیر شدن.. کاش اون اتفاق نمی‌افتاد و همه چی بهتر از این بود.. پس فردا قراره چند روز بریم رشت.. اگر اون تصادف اتفاق نمی‌افتاد.. الان با دخترمون میرفتیم مسافرت.. الان یه خانواده‌ی سه نفره بودیم.. خانواده‌ای که خیلی شاده.. ولی همه‌ی اینا "اگر"هست.. این اتفاق افتاد.. و دیگه نمیتونیم برگردیم دو ماه قبل.. دیگه نمیشه زمان و برگردوند عقب.. فقط‌..آره،همه‌ی اینا فقط یه "اگر" هست.. حامی:شروین و آوین رفتن.. النی هم رفت توی اتاق.. بیست دقیقه‌ای میشد که توی اتاق بود.. نگران شدم و رفتم طبقه بالا.. اروم در و باز کردم.. دیدم دو تا جوراب کوچیک برای نوزاد دستش بود.. با صدای در نگاهش اومد سمتم.. گریه کرده بود،چشماش قرمز شده بود و پر از اشک.. با دیدنم بغضش شکست و زد زیر گریه.. رفتم سمتش و کنارش نشستم.. مح.کم بغ.لش کردم.. حامی:چیشده قربونت‌برم چرا گریه میکنی تو؟ النی:ح حامی...اگه دوماه‌ پیش اون اتفاق نمی‌افتاد ما پس فردا با دخترمون میرفتیم رشت(گریه) حامی:همش تقصیر منه..ببخشید،میخوای به بچه ها زنگ بزنم بگم مسافرت و کنسل کنن یا خودشون برن اگه تو حالت خوب نیست؟(بغض) النی:هیچی تقصیر تو نیست..اینم تو سرنوشت ما بوده‌‌..ن نه کنسل نکن من چون اینا رو دیدم گریم گرفت..بعدشم وقتی بریم مسافرت صدرصد روحیم عوض میشه؛ حامی:باشه عزیزم،هر چی تو بگی،ا اینا چیه؟ النی:الینا مامانم چند سال پیش از بچه‌گی یادم میداد جوراب یا شال گردن ببافم..اینم برای دخترمون بافته بودم.. حامی:قربونت‌برم من..بیا بغ.لم(بغ.لش‌کردم) النی:ح حامی حامی:جان‌دلم؟ النی:قول میدی که‌..هیچوقت من و تنها نزاری؟ اگه اتفاق بیوفته یا بخوای من و تنها بزاری من دیگه نمیتونم زندگی کنم..بدون تو نمیتونم هیچوقت زندگی کنم... حامی:این حرفا چیه میزنی تو،کی گفته من میخوام تورو تنها بزارم؟من تا آخر عمر کنارتم🦦💓 النی:قول میدی؟🙂 حامی:قول میدم😃خوبه حالا؟ النی:اوممم😔 حامی:حالا پاشو بخوابیم فردا کلی کار داریم..شبش هم باید وسایلمون و جمع کنیم النی:باشه🦦 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱👀 ִֶָ𓏲࣪
•پیجم داخل اینستا✨•