𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:101 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 النی:روی تخت پارچه سفیدی روی حامی بود.. درست دکتر رفت سمت
این بود از رمان داستان یک شب..
رمانی که با همهی ناراحتیهاش..
خوشحالیهاش تموم شد و این اخرین پارتی بود که از این رمان خوندید..
امید وارم تونسته باشم یه پایان خوب و یه رمان خوبی رو نوشته باشم براتون✨
نظراتتون رو راجب این رمان داخل پیوی و داخل ناشناس میشنوم قشنگام💕
ببخشید که سر پارتای اخر یکم اذیتتون کردم معذرت میخوام🙏🏻😅
پیویم: @pv_Zeynabe
ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
پارت اخر تقدیم نگاهتون🤍𖦹 شنوای نظرات شما هستم☁️𖦹 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8
بازم رمان مینویسی؟
.
بستگی به شما داره ، اگه بخواین که رمان بعدی تمام برنامه ریزی هاش انجام شده✨
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯✨ ִֶָ𓏲࣪ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:101 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 النی:روی تخت پارچه سفیدی روی حامی بود.. درست دکتر رفت سمت
جیغغغغغغغغ
قربونت برمممممممممم
اینبار یزید بازی نکردی
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
پارت اخر تقدیم نگاهتون🤍𖦹 شنوای نظرات شما هستم☁️𖦹 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8
https://eitaa.com/hamimmoonn/10763 معلومه که میخوایم بانوو
.
قربونت برممم😭🛐