البته رمان در کنار جنایی بودن...
ترسناک،عاشقانه،حتی خندهدار هم است💆🏻♀
گپمون بیاید . . .💞
نیاز به یه فرشته مث شما داره💆🏻♀
https://eitaa.com/joinchat/3454862793C4fe37c077c
هدایت شده از 𝙀𝙙𝙞𝙩 𝙍𝙤𝙮𝙖 ּ֪ ۟ ִ
اینجا چنلت رو خاص کن . .
فقط با یه پیام چنلت میشه قشنگ ترین چنل ایتا✨💘
فقط کافیه پیوی پیام بدی همین:)
بعد هم یه پروف قشنگ و شیک دریافت میکنین💆🏻♀✨
Chanal: @pv_Zeynabe ✨
عضوای جدید . .
سوالی هست در خدمتم💁🏻♀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:4 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 آﻭﺍ🩰 از اونجا اومدم بیرون. سوار ماشین شدم و راه افتادم. دیگه نمیشد رفت دانشگاه
𝗣𝗮𝗿𝘁:5
𝗙𝗮𝘀𝗹:1
امـیـر🤍
این دختره از کجا پیداش شده
بزا ببینم کیه......
آﻭﺍ🩰
رو مبل دراز کشیده بودم که گوشیم زنگ خورد
جانا بود
جواب دادم..
جانا:الو سلام
آوا:سلام خوبی
جانا:مرسی بد موقعه که زنگ نزدم
آوا:نه بابا نشسته بودم تو چی
جانا:منم حوصله ام سر رفته میگم پایه ای بریم کافه؟
اوا:اره چرا که نه بیام دنبالت؟
جانا:نه من با تاکسی میام
آوا:این چه حرفیه من میام دنبالت ادرس خونتون رو بفرس
جانا:اوکی برات میفرستم ممنون
اوا:خواهش میکنم میبینمت کاری نداری
جانا:نه ممنون خدافظ
اوا:خدافظ
حـامـیـ🖇
داشتم یه پرونده رو میخوندم که امیر اومد داخل....
امیر:ببخشید
حامی:بیا چی شد
امیر:خب اسمت آوا هست اوا مرادی و اینکه 24 سالشه یه مادر داره که با اون زندگی میکنه پدرش هم وقتی 6 سالش بوده از دست داده اهل تهرانه و همین تهران هم زندگی میکنه دختر خیلی مرموزی و ...
𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱
براتون ادیت میزنم . .
فقط و فقط کافیه دو تا عضو واسه چنلم بیارین . .
همین. .
Me؟ @pv_Zeynabe
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑺𝒖𝒌𝒐𝒕 𝑬𝒋𝒃𝒂𝒓𝒊༅
𝗣𝗮𝗿𝘁:5 𝗙𝗮𝘀𝗹:1 امـیـر🤍 این دختره از کجا پیداش شده بزا ببینم کیه...... آﻭﺍ🩰 رو مبل دراز کشی
𝗣𝗮𝗿𝘁:6
𝗙𝗮𝘀𝗹:1
امیر:خیلی دختر مرموزی هست و...
حامی:و؟
امیر:نمیدونم این درسته حقیقت داره یا نه ولی یه پرادر داره
حامی:اوهههه میدونی برادرش چن سالشه کجاش رابطهشون چجوریه؟
امیر:چرا برای اونم تحقیق کردم آریا مرادی 29 سالشه رابطه خوبی با اوا مرادی داره و خارج از کشوره ترکیه.
حامی:اوکیه باشه میتونی بری
امیر:چشم قربان
جـانـا✨
رفتم یه لباس مناسب و قشنگ برداشتم و پوشیدیم یه میکاپ زدم و اکسسوری و منتظر نشستم تا اوا بیاد که گوشیم زنگ خورد اوا بود سریع قطع کرد منم فهمیدم و رفتم پایین....
آﻭﺍ🩰
یه لباسی برداشتم پوشیدم یه میکاپ ملایم زدم و اکسسوری و تمام.
رفتم سمت پاشین وقتی نزدیک شدم.
یه تک زنگ زدم به جانا
و سریع قطع کردم
رسیدیم پایین منتظر موندم
که در باز شد و اومد سوار ماشین شد
جانا:بح سلام خوبی؟
اوا:سلامممم مرسی خوبم تو چی
جانا:مرسی منم خوبم
اوا:خداروشکر،بریم؟
جانا:اره برو...
دلـارامـ🎀
چند روزی بود از اوا خبری نبود
گوشیمو برداشتم و بهش زنگ زدم.
چند تا بوق خورد و قطع کرد.
وااااا
آوا همیشه جواب میداد
چرا جواب نمیدههه
نگران شدم و زنگ زدم به محیا
𝗧𝗼 𝗕𝗲 𝗖𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱