•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
موهاتو کوتاه نکننننننننن . 🗿🗿🗿🗿🗿🗿
عزیز ب جای اون من کردم
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:18 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:در رو باز کردیم و رفتیم داخل..دیدم عادل....اون عو..ضی..رو
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:19
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
النی:با صدای داد بابا بیدار شدم و دیدم داره به آراد چیزی میگه که رفتم بیرون..
النی:س..سلام(با صدای گرفته)
آراد:بیدار شدی؟
پدرام:نه پس!میخواستی تا الان بخوابه؟خونه شوهرتم بری میخوای اینجوری تا ظهر بخوابی؟
النی:ب..ابا...چرا به جوری با من رفتار میکنی که انگار بچهت نیستم!(بغض)
الینا:دخترم!این چه حرفیه
النی:دارم راست میگم دیگه مامان..تا حالا به آراد گیر دادی؟نه...فقط من..
پدرام:ببند اون دهنتو(زد تو دهنش)
آراد:باباا(رفتم جلوی النی)حد و حدود خودتو بدون باشه!یه بار دیگه تکرار کنی نمیبینم پدرم هستی میکشمت بابا!
النی:بسه...بسه...باشه..بابا من با عادل ازدواج میکنم!اگر شما خوبی ما رو میخواید باشه باهاش ازدواج میکنم(رفت تو اتاق)
حامی:میخواستم زنگش بزنم اما نمیدونستم وقتشه یا نه..هوففف باید زنگ بزنم دیگه..گوشی رو برداشتم و شمارهاش رو گرفتم
النی:رو تختم نشسته بودم و اشک هام دونه دونه میریخت که گوشیم زنگ خورد..شما ناشناس بود..جواب دادم..
حامی:الو سلام
النی:سلام بفرمایید..
حامی:من حامی صالحی هستم شمارهتون رو ازتون گرفتم
النی:اهان..ببخشید نشناختم بفرمایید
حامی:نه بابا این چه حرفیه خواستم بگم اگه میشه میتونیم هم رو ببینیم؟
النی:ععع..اره میتونیم فقط میشه ادرس رو برای من بفرستین؟
حامی:بله براتون میفرستم...
النی:ممنونم..
حامی:باشه پس میبینمتون خدافظ
النی:خدافظ
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:19 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:با صدای داد بابا بیدار شدم و دیدم داره به آراد چیزی میگه ک
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:20
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
النی:پا شدم و رفتم جلوی آینه.. چشام قرمز قرمز بود....النی به خودت بیا...این النی نیست!رفتم و صورتمو شستم و برگشتم..آرایش کردم و یه لباس قشنگ انتخاب کردم...دوباره نگاه کردم به اینه..اره..این النیه!...رفتم بیرون از اتاق و رفتم سمت در بدون توجه به حرفای مامان و بابام رفتم بیرون و حرکت کردم...
•موقعیت:کافه•
النی:سلام..ببخشید دیر شد
حامی:نه این چه حرفیه منم تازه اومدم بفرمایید بشینید..
النی:ممنون...میخواستین حرف بزنین میشنوم..
حامی:راستش فک کنم من رو یادتون باشه که تو کافه بودم و بعدش لب دریا و تو بک استیج و کنسرت..راستش من از همون نگاه اول عاشقتون شدم..غرق چشاتون شدم..نمیدونم این حس یه طرف اس یا دو طرفه ولی اگر نمیگفتم خیلی حس سنگینی داشتم..ببخشید واقعا..
النی:م..من یکم تعجب کردم نه ببخشید چیه..راستش اگر هم دو طرفه بود نمیشه!...ببخشید..
حامی:ی...یعنی چی نمیشه!؟
النی:من دارم ازدواج میکنم..
حامی:ب...به خواست خودتونه؟
النی:اره(بغض)
حامی:مطمئنی؟
النی:نه(گریه)دارن به زور شوهرم میدن..اصلا حالم خوب نیست..
حامی:هوم..راستش منم دارن به زور زنم میدن(خنده)
النی:ی..یعنی چییی!یعنی خانواده شما هم(خنده)
حامی:خیلی از خانواده ها اینجورین..خواستم بگم اگر بشه میتونیم بگیم عاشق همیم و با هم ازدواج کنیم..بعدش هم اگر خواستین میتونیم جدا بشیم.
النی:عام...راستش اگر بشه من یکم فکر کنم..شمارهتون رو دارم تا شب بهتون خبر میدم
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:20 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:پا شدم و رفتم جلوی آینه.. چشام قرمز قرمز بود....النی به خو
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:21
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
حامی:مشکلی نیست..ممنون
النی:خواهش میکنم(رفت)
النی:نمیدونستم قبول کنم یا نه..از یه طرف هم واقعا عاشقش بودم..از یه طرف هم صدرصد از طرف خانواده ام ترک میشدم..رسیدم خونه در رو باز کردم و با گلدون های شکسته مواجه شدم..یه لحظه جا خوردم سریع رفتم داخل اتاق مامان و بابا کسی نبود در اتاق آراد رو باز کردم....که دیدم اتاق به هم ریخته است و آراد هم یه گوشه نشسته و سرش رو بین دستاش قرار داد...با لرز رفتم سمتش و کنارش نشستم...
آراد:چه زود اومدی
النی:کارم زود تموم شد...اون گلدونا چی بود؟
آراد:چیز خاصی نیست..
النی:بگو ببینم چی بود
آراد:النی ول کن
النی:آراددد(دستشو برداشتم)ا...این چیه!آراد داره از سرت خون میاد میفهمی!پاشو بریم بیمارستان!
آراد:ول کن النی ولم کن تو دیگه خسته ام نکن...(رفت)
النی:...
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:21 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 حامی:مشکلی نیست..ممنون النی:خواهش میکنم(رفت) النی:نمیدونست
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:22
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
النی:وایسااا یه راه حل هستتت!(داد)
آراد:چی؟
النی:بشین..
آراد:بگو
النی:یادته گفتم همون خواننده عه حامیم توی کافه روش قهوه ریختم ..
آراد:اره خب
النی:یادته یکی نصف شب زنگ در هتل رو زد من رفتم لب در؟
آراد:خب بگووو
النی:اون همون حامیم بود شماره ام رو گرفت و گفت باید باهام حرف بزنه..امروز زنگ زد گفت میتونیم همو و ببینیم گفتم اره بعد رفتم اونجا گفت که من و دوست داره و اگر هم من دوسش دارم باهام باشیم وقتی بهش گفتم که میخوام ازدواج کنم فهمید به زوره و گفت اگر میخواین میتونی با من ازدواج کنی بعد از یه مدت هم طلاق میگیری..بهش گفتم صبر کنه..
آراد:هوففففففف...
النی:چیه..تو چی میگی؟
آراد:تنها راه همینه..
النی:راستش...راستش من هم..
اراد:دوسش داری...همون شب نه گفتی عاشق یکی شدی که عشق غیر ممکنه..
النی:خوب یادت مونده..
اراد:کاش خیلی چیزا یادم میرفت..
النی:نزار یاد اون زن..یکه بیوفتم آراد هوففف خب من قبول کنم؟
آراد:اره..بهتره هیچ کس نفهمه فقط!
النی:حله..من میرم اتاقم بهش پیام بدم بای
آراد:خدافظ
النی:گوشیمو برداشتم و بهش پیام دادم..
النی:سلام،
حامی:سلام،فکر کردین؟
النی:اره فکرامو کردم..باشه قبوله فقط اگر میشه کسی نفهمه چون اگه بفهمن نمیزارن
حامی:باشه مشکلی نیست!من تاریخ عقد رو میگیرم بعد از اون میتونیم به خانواده ها بگیم بعدش هم عروسی میگیریم..
النی:عروسی لازم نیستاا.
حامی:برای اینکه واقعی جلوه بدیم لازمه..
النی:اوم..باشه میبینمت خدافظ
حامی:خدافظ
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:22 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:وایسااا یه راه حل هستتت!(داد) آراد:چی؟ النی:بشین.. آر
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙.
𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:23
𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1
النی:نفس راحتی کشیدم و افتادم رو تخت..نفهمیدم کی خوابم برد...
عادل:دست مشت شدم رو کوبیدم ر. میز..
عادل:تو...تو چرا الان اینجا هوم!؟
آیلین:داداشی!الان وقت قر زدن نیست!مگه تو النی رو نمیخوای؟!
عادل:آیلین ببند اون دهنتو گم شو بیرون!
ایلین:باشه میرم!ولی شاید رفتم به النی یا آراد یا مادرش بگم که عادل در برابر ازدواج النی با عادل،عادل به پدرام یا همون پدر النی پول میده!
عادل:الهی...چه مرگته!بگو چی میخوای هوم!.
آیلین:عه!داداشی کی با خواهرش اینجوری حرف میزنه؟
عادل:استغفرالله...عزیزم خواهر گلم چی میخوای هان؟
آیلین:مشخص نیست!من آراد رو میخوام!
عادل:چ..چی میگی تو!میخواستی چند سال پیش ولش نمیکردی!
آیلین:من چند سال پیش چه میدونستم پولدار میشه!
عادل:اهاا!یعنی تو فک میکردی پدرام شرکت رو نمیده به آراد؟آیلین برو خودت رو گول بزن برو
آیلین:وایسا داداش!اگر تو با النی ازدواج کنی و اون پول رو بدی به پدرام!پولت رفته!اما وقتی من هم با آراد ازدواج کنم میتونم سریع طلاق بگیریم و پولاشو بکشم بالا!به همین راحتی پولت برمیگرده به جیبت!
عادل:آیلین..
آیلین:عهه واا!چی شد که برادر پول پرست من به پول میخواد بگه نه؟
عادل:(زدم تو گوشش)بفهم چی میگی!بهت خبر میدم حالا هم گم..شو بیرون(داد)
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🌀.