•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙. 𝗣𝗮𝗿𝘁☁️:30 𝗙𝗮𝘀𝗹🌀:1 النی:رسیدیم خونه دیدیم در بیرون بازه.. حامی:در رو مگه نبستیم؟
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:31
𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1
النی:انقدر توی بغل حامی گریه کردم که نفهمیدم چجوری خوابم برد..
حامی:نگاه به النی کردم،خوابیده بود...بغلش کردم و بردمش توی اتاق رو تخت خوابوندمش و پتو رو کشیدم روش..خودمم رفتم پایین و شروع کردم به تمیز کردن خونه..
لیلا:جانااا
جانا:جانم مامان
لیلا:زنگ بزن به داداشت بگو شب مهمونی داریم بیاد..
جانا:عااا،باشه زنگش میزنم..
جانا:گوشی رو برداشتم و زنگ ردم به حامی...
حامی:سلام
جانا:سلام داداشی خوبی؟
حامی:قربونت تو خوبی؟
جانا:منم خوبم میگم داداش مامان گفت شب مهمونی داریم بهت بگم بیای
حامی:اوکی میام..فقط..تو بهش ازدواج من و النی رو نگفتی دیگه؟
جانا:نه نگفتم ولی شب با النی بیا بهش بگو دیگه
حامی:اوکی میام کاری نداری
جانا:نه خدافظ
حامی:رفتم تو اتاق:النی
النی:...
حامی:النی عشقم.
النی:هوم
حامی:پاشو عزیزم بیاد بریم مهمونی
النی:تو این وضعیت حامی(خوابالود)؟
حامی:مجبوریم.. باید به مامانم هم بگم که ازدواج کردیم.
النی:باشه...
حامی:مرسی عزیزم،من یه قهوه درست کنم بخوریم و کارامونو بکنیم
النی:نه وایسا ، من درست میکنم
حامی:باشه
النی:خونه رو مرتب کردی..دستت درد نکنه
حامی:کاری نکردم که،نمیشه همش تو خونه رو مرتب کنی
النی:خب قهوه ها هم حاضره
حامی:دستت درد نکنه
النی:خواهش میکنم،میگم من خانواده تورو جز جانا بقیه رو نمیشناسم...اگه اونا از من خوششون نیاد چی..
حامی:این چه حرفیه النی...مگه میشه از دختری مث فرشته خوششون نیاد؟
النی:دیگه نه در اون حد(خنده)
حامی:چرا؟تو از چشم من مث فرشته میمونی..✨
النی:خب..من میرم کارامو بکنم لباس بپوشم
حامی:باشه
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:31 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 النی:انقدر توی بغل حامی گریه کردم که نفهمیدم چجوری خوابم
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:32
𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1
•نیم ساعت بعد•
النی:من حاضرم بریم؟
حامی:مث ماه شدییی😭✨
النی:فدات شم من🤏🏻
حامی:بریم دیگه منتظرمونن
•نیم ساعت بعد•
النی:هوففف...حامی من میترسم..
حامی:ببین عشقم اگه تو رو یه درصد دوست نداشته باشن که صدرصد دارن اصلا فکر اونا برا من مهم نیست باشه؟💘
النی:باشه...😃💗
حامی:رفتیم لب در، در زدم و مامانم در رو باز کرد...با دیدن ما تعجب کرد اما وقتی رفتیم داخل قبل از اینکه بریم داخل پذیرایی..به مامانم همه چی رو گفتم...
لیلا:حامی چرا اینو به من نگفتییی
حامی:مامان خواهشا مخالفت نکن من و النی همو دوست داریم
لیلا:چرا مخالفت کنم؟فداتون شم منن چه به هم میایننن💞(النی رو بغ.ل کرد)
النی:نرسی مامان لیلا🙂✨
لیلا:بفرمایید داخل این خبر خوشم به همه بدیم
حامی:رفتیم داخل..همه بلند شدن و همه هم تعجب کرده بودن..که..
لیلا:آبجی و همه،دختر نازم النی عروسم هست!زن حامی!
گیسو:ی...یعنی چی!
حامی:گیسو یعنی من ازدواج کردم همین
گلسا:واییی مبارکهههه حامیییی😭✨
حامی:مرسی گلسا
گلسا:مبارکه النی،:من گلسا هستم،دختر خاله حامی،ولی مث خواهرم نیستم(اروم)😅
النی:مرسی عزیزم،این چه حرفیه،🗿
لیلا:خب بشینین بچه ها چرا وایسادید...
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:32 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •نیم ساعت بعد• النی:من حاضرم بریم؟ حامی:مث ماه شدییی😭✨
پارت جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم
هدایت شده از - اغتـشاشـاتِ متـولـدیـن .
آبان ، با صدای تو سرت تنها نمون .
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:32 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 •نیم ساعت بعد• النی:من حاضرم بریم؟ حامی:مث ماه شدییی😭✨
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:33
𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1
النی:نشستیم و همه داشتن حرف میزدن..نمیدونم چرا حس بدی داشتم..که..
حامی:خوبی النی؟
النی:اره خوبم🙂
حامی:مطمئن باشم؟
النی:اره..فقط اون کیه که داره به من اونجوری نگا میکنه؟
حامی:اون گیسوعه،خواهر گلسا و دختر خاله من..
به اون اهمیت نده باشه
النی:باشه عشقم..
حامی:فدات شم من✨
•دو ساعت بعد•
النی:مهمونی تموم شد و ما هم راه افتادیم سمت خونمون..
حامی:خوش گذشت بهت؟
النی:بد نبود..
حامی:خداروشکر...
•موقعیت:خونه•
النی:لباسامونو عوض کردیم و نشستیم تو پذیرایی..که گوشی حامی زنگ خورد و رفت تو اتاق..بعد از چند دقیقه اومد پایین..
النی:چیزی شده؟🙂
حامی:نه چطور؟😐
النی:اخه رفتی تو اتاق😑
حامی:نه بابا..فرید بود..گفت که چند روز دیگه کنسرت داریم تهران..
النی:عهههخوبههه
حامی:شما هم میایااا
النی:عااا
حامی:🗿🗿🗿
النی:میامم🤣
حامی:افریننن🦦بریم بخوابیم؟
النی:اوم خیلی خوابم میاد..
حامی:منممم
صدای گوشی حامی اومد و براش پبامک اومد..
النی:چند دقیقه حامی وایساده بود داشت به یکی پیام میداد بعد از چند دقیقه گوشی رو گذاشت کنار و رفتیم خوابیدیم..یه جوری بودم..از مهمونی از گیسو از تماس حامی و از چت حامی...حامی با کی چت میکرد؟
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱🧸ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•پایانموقت
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:33 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 النی:نشستیم و همه داشتن حرف میزدن..نمیدونم چرا حس بدی داش
پارت جدید تقدیم نگاهتون✨ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم