eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
408 دنبال‌کننده
433 عکس
32 ویدیو
2 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست☁️. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌀. با ما همراه باشید!😭. Start:1404/11/22 | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" |
مشاهده در ایتا
دانلود
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯🌝ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🕯:63 𝗙𝗮𝘀𝗹🧸:1 آوین:النی به خدا اشتباه شد🗿 النی:بگو ببینم آوین:من هیچ
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🌀:64 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 آوین:تو با حامی ازدواج کردی من هیچی نگفتم🗿 النی:اون موقعه من اصلا تورو ندیده بودم🗿 آوین:عااا النی:من میترسم اون تورو دوست نداشته باشه بعدش داغون مشی آوین:اره النی میدونم ولی میتونم فقط بهش بگم که چه حسی دارم بهش النی:چجوری؟ آوین:اونو تو باید یه کاری کنی النی:اوم،باشه بهت خبر میدم،من الان برم پیش حامی آوین:باشه خدافظ النی:بای النی:رفتم سمت خونه حامی در رو باز کرد حامی:چه زود اومدی النی:اره میگم حامی:جانم النی:میگم،آوین حامی:آوین چی؟ النی:آوین شروین رو دیده،اینم ازش خوشش اومده🗿میخواد حسشو بهش بگه باید یه کاری کنیم شروین و آوین همو ببینن حامی:اوکیه النی:چی کار میکنیم؟ حامی:من به شروین میگم بیاد یه کافه ببینمش،ولی من نمیرم آوین میره النی:عالیهههههه خب سریع زنگشش بزن النی:حامی به شروین زنگ زد،به آوین هم زنگ زدم گفتم بره... •موقعیت:کافه• آوین:رفتم داخل کافه،شروین رو دیدم،نشسته بود،رفتم سمتش و روی صندلی نشستم.. شروین:بفرمایید آوین:ما دیروز هم رو دیدیم شروین:بله ، آوین:من خواهر النی همسر حامی هستم،آوین،شما هم باشد شروین باشین دوست حامی شروین:آره خوشبختم آوین:همچنین شروین:چیزی شده؟ آوین:ببخشید واقعا دارم وقتتون رو میگیرم،اما باید برم من از دیروز که دیدمتون... شروین:خب؟🙂 آوین:دیدمتون و عاشقتون شدم،میدونم من و صدرصد دوست ندارین نه من و میشناسین نه هیچی،ولی میتونیم آشنا شیم بعدش... شروین:باشه آوین:یعنی چی😃 شروین:یعنی منم دوست دارم💘 آوین:از خوشحالی نمیدونستم چی کار کنم،فقط لبخند زدم،قهوه سفارش دادیم خوردیم و هر کدوم رفتیم خونه خودمون،گوشی رو برداشتم زنگ زدم به النی.. النی:سلامم چه خبر چی شد🦦 آوین:النیییی(ذوققققق)اونم گفت منم دوست دارمممممم عررررر(دوباره ذوق)واییییی النی:دختر اروم باششش،خوبه که آوین:ارههه اصن عالیههه به حامی بگو دستش درد نکنههه النی:چشم🤣 آوین:برو من برم ذوق کنمم النی:خدافظ🤣🤣🤣 حامی:چیشد النی:هیچی این دو تا هم رفتن قاطی باقالی ها🤣🗿 حامی:خب پس مبارکهه🤣✨ 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ