eitaa logo
•𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯•نفور
406 دنبال‌کننده
433 عکس
32 ویدیو
2 فایل
داستان یک شب..💙. داستان یک شبی که سر آغاز یک داستان طولانی‌ست☁️. شما فقط اینجا یه رمان رو نمیخونین! داستان یک زندگی را تجربه میکنین🌀. با ما همراه باشید!😭. Start:1404/11/22 | 📝𝟬𝟵𝟭 | "عضو جمعیت نویسندگان📖" |
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/joinchat/3787917001C481971368c تولد این فرشته رو تبریک میگین؟😭💓
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🌀:67 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 حامی:کنسرت تموم شد..سریع رفتم سمت خونه،خیلی نگران النی شده بودم..با اینکه شروین گفت چیزی نیست..رسیدم خونه در و باز کردم و رفتم طبقه بالا..النی خواب بود..با دیدنش یه نفس راحت کشیدم..رفتم یه دوش گرفتم لباس پوشیدم و رفتم خوابیدم.. یک هفته بعد• النی:امروز جشن تعیین جنسیت بچه بود..آوین و شروین جنسیت بچه رو میدونستن..خیلی ذوق داشتممم..لباسامون رو پوشیدیم.. حامی:حاضری قلبم؟ النی:ارههه😭✨ حامی:چه خوشگل شدییی النی:قربونت برمم،تو هم خیلی خوشتیپ شدی حامی:به نظرت بچه دختره یا پسر؟ النی:نمیدونم،من دوست دارم سالم باشه و دختر😭💓 حامی:منم دختر دوست دارم.. النی:مشغول صحبت شدیم که گوشی زنگ خورد..آوین بود.. آوین:النییی النی:بلههه آوین:نمیاین الان مهمون ها میان دیر میشه هااا النی:تو راهیم🗿🗿 آوین:باشه زود بیاین حامی:بریم دیگه دیر نشه🤣 آوین:باشه بریم 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
𝗗𝗮𝘀𝘁𝗮𝗻.𝗬𝗲𝗸.𝗦𝗵𝗮𝗯💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ 𝗣𝗮𝗿𝘁🌀:68 𝗙𝗮𝘀𝗹☁️1 •موقعیت:مکان جشن• النی:وایییی آوین خیلی استرس دارممم آوین:چرااا استرس اروم باش دختر🤣 النی:باشه ارومم😔 آوین:خب دیگه مهمون ها هم اومدن، النی:خب میزاری دیگه بفهمیم جنسیت بچه چیه؟ آوین:بله🦦 النی:مهمونا وایساده بودن،من و حامی هم با شمارش آوین و شروین در جعبه رو باز کردیم.. آوین،شروین:یکک..دو....سهههه النی:در جعبه رو باز کردیم که بادکنک ها صورتی اومدن بیرون..با ذوق نگاهی به حامی کردم و محکم هم دیگه رو بغ.ل کردیم.. آوین:هووووووو شروین اصلا باورم نمیشه دارم خاله میشم😔 شروین:عزیزم 4 ماهه عادت نکردی؟🗿🗿 آوین:عیش🗿🗿🤣 •دو هفته بعد• 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ
پارت‌ جدید تقدیم نگاهتون💙ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ شنوای نظرات شما هستم🤏🏻ϑ𐑞 ּ֪ ۟ ִ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8n95alx&btn=میشنوم